بررسى تطبيقى جامعه اسلامى و جامعه مدنى - خطیبی کوشکک، محمد - الصفحة ٢٠
همان روح او است و بدن انسان با همه پيچيدگيهايش ابزارى براى تحقق ادراكات و انجام افعال روح است. انسان در ديدگاه قرآن و روايات نه مطلقا نيك سرشت و نه كاملًا بدذات است، بلكه در ذات وى دو نوع گرايش به خير و شر (فجور و تقوى) وجود دارد. «١» از سويى سرشت آدمى جايگاه فطرت الهى و گرايش به خيرات و معرفت نيك و بد است. «٢» و از جانب ديگر جايگاه شهوات و اميال بسيارى است كه به آنها گرايش دارد.
آيات زيادى «٣» به اين جنبه انسان اشاره نموده و او را نكوهش كردهاند. «٤» حاصل اين دو دسته آيات اين است كه انسان طرفه معجونى از فرشته خويى و حيوان صفتى است كه در پرتو اراده و اختيار خويش قادر است جهات نيك سرشتىاش را به شكوفايى رسانده و از فرشته برتر گردد، و مىتواند با دامن زدن به اميال و غرايز از حيوانات پستتر گردد. انسان به اميال و غرايز محدود نمىشود و سعادت حقيقىاش در گرو پاسخ به نيازهاى فطرى در كنار ارضاى معقول و منطقى نيازهاى طبيعى و غريزىاش است.
نقش جامعه در فراهم آوردن زمينه اين سعادت بسيار مهم و حساس است.
٢- ١- ٣. نفى فردگرايى: «٥» فردگرايى آنگونه كه در مكتب اومانيسم «٦» شكل گرفت و. به نفع انگارى و سودپرستى مطلق انجاميد هرگز در اسلام و جامعه اسلامى جايگاهى ندارد. فردگرايى در حوزه ارزشها و اخلاق ناصواب است، زيرا كه انسان، محور و مدار