افق وحِی - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٢٢٥ - بِیان صدرالمتألّهِین در کِیفِیّت تجلِّی حقاِیق و اسرار عالم وجود در نفس و قلب انسان
کنارِی مِیرود، پس در قلب انسان از ماوراءِ عالم مادّه و شهادت که همان حقاِیق عالم غِیب و ملکوت است، حقِیقتِی از غرائب اسرار ملکوت تابِیده مِیشود؛ و اِین لمعان و تابش، گاهِی دوام پِیدا مِیکند و گاهِی مانند برق، جرقّهاِی مِیزند و مِیگذرد، و دوام اِین حالت به ندرت اتفاق مِیافتد.
از بِیانات گذشته دانسته شد که استقرار علوم در باطن و نفس انسان، به أشکال و طرُق متفاوته است: در بعضِی از اوقات بهواسطۀ اکتساب و تعلّم و ِیادگِیرِی است؛ و بعضِی از اوقات بدون اکتساب و فکر کردن (و مقدّمات را در کنار هم قرار دادن)، ِیک حقِیقت علمِی بر قلب او وارد مِیشود بدون اِینکه خود انسان متوجّه و آگاه به او باشد، و در اِین حال فرق نمِیکند که خود انسان طلب و تقاضاِی رسِیدن به آن حقِیقت علمِی را داشته باشد و ِیا اِینکه بدون طلب و اراده و شوق بدون اختِیار اِین معنا را در قلب و ضمِیر خود احساس نماِید.
اِین قسم از حقِیقت علمِی را که از عالم ملکوت بر قلب او بتابد و او را به ِیک معنا و نظرِیّهاِی عرشِی آگاه نماِید، حدس و الهام مِینامند. و اِین خود بر دو قسم است: گاهِی انسان به سبب و علّت ورود اِین معانِی و حقاِیق و اسرار، وقوف و اطّلاع ندارد، که عبارت است از فرشتگانِی که آن معانِی را از عالم بالا بر قلب او نازل مِیکنند و از ناحِیۀ پروردگار بر ضمِیر او وارد مِیسازند، و به عبارت دِیگر آن فرشته و ملک عظِیمالشأن همان عقل فعّال است که علوم الهِی را بر عقول جزئِیّه و منفعله افاضه مِیکند (جبرائِیل امِین)؛ و گاهِی از اوقات انسان آن فرشته و ملک وحِی را نِیز مشاهده مِیکند.
به قسم اوّل که علوم و معارف الهِی بهواسطۀ قوّه مفکّره و عاقله و تعلّم و نظر باشد، اکتساب و استبصار گوِیند؛ و به قسم دوّم، الهام و نَفْث در روح تعبِیر مِیآورند؛ و قسم سوّم که ملائکه را مشاهده مِیکند، وحِی مِینامند، و اِین قسم اختصاص به پِیامبران الهِی دارد و قسم دوّم اختصاص به اولِیاِی الهِی دارد.
و امّا طرِیق معرفت و ادراک از راه تعلّم و تفکّر و اکتساب، اختصاص به عالمان ژرفنگر و بارِیکبِین و عمِیقاندِیش دارد (و ساِیر افراد از طبقات مختلف مردم چه به ظاهر به کسوت علم و دانش باشند و چه نباشند، تنها از ادراک حقاِیق و معانِی، صرفاً تخِیّلات و توهّماتِی را نصِیب دارند و بِیش از