افق وحِی - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٢٢٦ - بِیان صدرالمتألّهِین در کِیفِیّت تجلِّی حقاِیق و اسرار عالم وجود در نفس و قلب انسان
اِین معرفتِی حاصل نمِینماِیند؛ بنابراِین صور علمِیّه و معانِی و مفاهِیم علوم در آنان از اصل و رِیشه و اساسِی برخوردار نِیست و همانند حبابها بر روِی آب صرفاً نمادِی از معارف را دارا مِیباشند، نه بِیشتر! و اِین معانِی و صور فقط در صندوقچۀ ذهن آنها جاِی گرفته و به درون وجود آنها در ضمِیر و قلب و سرّ راه نِیافته است و آثار علمِی و عملِی خود را در آنها بهجاِی ننهاده است). بنابراِین در اصل حقِیقت علمِیّه و نفس معرفت و ادراک بِین علومِی که از راه اکتساب و تعمّق حاصل مِیشود، و بِین الهام تفاوتِی نِیست؛ زِیرا همان ادراک علمِی که با تأمّل و تعمّل دقِیق و موشکافانه از راه برهان و حجّت علمِی و اعتقاد راسخ نقلِی براِی انسان حاصل مِیشود، ممکن است به طرِیق الهام ـچنانچه گذشتـ بهدست آِید. و همچنِین از نظر جاِیگاه و محل نقش شدن اِین علوم و نِیز از نظر منبَع و سرچشمه و اصل، تفاوتِی با ِیکدِیگر ندارند و هر دو از ِیکجا نشئت مِیگِیرند.
تنها فرق بِین اِین دو اِین است که طرِیق الهام با برافتادن حجابها و رفع موانع ادراک و باز شدن چشم باطن و قلب، تحقّق مِیپذِیرد؛ امّا در علوم اکتسابِی اِین مسئله وجود ندارد.
و امّا فرق بِین وحِی و الهام، چِیزِی جز شدّت ظهور و وضوح و روشنِی نمِیباشد؛ در مورد وحِی، از آنجا که شخص پِیامبر خود ملک و فرشته وحِی را با چشم ملکوتِی مشاهده مِیکند و با او در ضمِیر و سرّ خود به صحبت و گفتگو مِیپردازد، اِین ادراک از وضوح و نورانِیّت بِیشترِی نسبت به الهام برخوردار مِیباشد.
پس چنانچه قبلاً گذشت، تمام علوم و مدرکات ما فقط و فقط بهواسطۀ ملائکۀ حامل علم حاصل مِیشود، الاّ اِینکه راهها و کِیفِیّت نزول اِین علوم متفاوت است؛ چنانچه خداِی متعال مِیفرماِید:
(هِیچ بشرِی را ِیارا و توان سخن گفتن با خدا نِیست مگر بهواسطۀ ِیکِی از اِین سه طرِیق: ِیا از راه وحِی (که مختصّ به انبِیا و پِیامبران است)، و ِیا از راه الهام و از پس پردۀ غِیب، و ِیا بهواسطۀ فرستادن رسل و پِیامبران (که جنبۀ تعلِیمِی و اکتسابِی دارد).)