حق اليقين - علامه مجلسى - الصفحة ٦٣٠ - مطلب هشتم در بيان امورى است كه حقتعالى بر آنها مؤاخذه نميفرمايد و وعده عفو از آنها فرموده و آن چند چيز است
است و اظهر آنست كه مراد تكاليف شاقهايست كه در امم سابقه بود و در اين امت حقتعالى آسان گردانيده است و در اين حديث ظاهرا اين معنى مراد باشد (پنجم) چيزى كه مضطر شده باشد بآن خواه از نزد خدا باشد مثل خوردن ميته در وقتى كه خوف هلاك باشد و آشاميدن آب نجس در حال اضطرار و آشاميدن شراب در وقتى كه لقمه در گلويش بند شده باشد و مايع ديگر نباشد و تداوى بحرام در وقتى كه دوا منحصر در آن شده باشد بنا بر مشهور ميان علماء و اخبار بسيار وارد شده است بر عدم جواز تداوى بحرام خصوصا در شراب حتى بچشم كشيدن آن و در حديث وارد شده است كه هر كه ميلى از مسكر بچشم كشد حقتعالى ميلى از آتش جهنم بچشم او كشد و در اخبار بسيار وارد شده است كه حقتعالى در هيچ حرامى در او شفا قرار نداده است و بعضى از علماء تداوى مسكر را مطلقا جايز نميدانند بلكه ساير محرمات را و اشهر جواز است خواه از قبل خودش باشد يا از قبل غير او مانند كسى كه جراحتى بر خود وارد سازد يا كسى او را مجروح گرداند در ماه رمضان و مضطر شود بسوى افطار و علما گفتهاند كه باغى و عادى را جايز نيست خوردن ميته در وقت ضرورت بلكه ساير محرمات زيرا كه حقتعالى فرموده است فَمَنِ اضْطُرَّ غَيْرَ باغٍ وَ لا عادٍ فَلا إِثْمَ عَلَيْهِ يعنى پس هر كه مضطر شود و باغى و عادى نباشد پس گناهى نيست بر او و در معنى باغى و عادى خلاف است در بعضى از روايات وارد شده است كه باغى آنست كه خروج بر امام كند و عادى كسى است كه براه زنى رود و بر اينها ميته حلال نميشود و روايت ديگر وارد شده است كه باغى طالب صيد است و عادى دزد است اگر اينها مضطر شوند بر اينها ميته حلال نميشود و قصر نماز نميتوانند كرد و در حديث ديگر وارد شده است كه باغى كسى است كه براى لهو و بازى بشكار ميرود نه از براى نفقه عيال و عادى دزد است و اكثر گفتهاند كه بقدر سد رمق ميخورد نه آن قدر كه سير شود (ششم) چيزى است كه او را بر آن اكراه كنند و در احكام تقيه گذشت چيزهائى كه به اكراه حلال ميشود (هفتم) طيره است و آن عبارتست از تأثر نفس بفالهاى بد مثل آنكه در ميان عرب تطير ميكردهاند در وقتى كه بسفرى ميرفتهاند بمرغى يا شكارى كه از جانب راست او پيدا شود و بفال خوب ميگرفتهاند و اگر از جانب چپ بدم تير ايشان بيايد بفال بد ميگرفتهاند و در ميان عجم نيز شايع است كه اگر بسفرى يا مقصدى روند جنازه يا كشتهاى بر سر راه خود ببينند بفال بد ميدانند