حق اليقين - علامه مجلسى - الصفحة ٤٧٢ - فصل پانزدهم در بيان صفتى چند است كه در آيات و اخبار از براى بهشت وارد شده است و اعتقاد بآنها لازم است
براى آدمى حاصل است و دار خلود است هرگز از آن بيرون نميروند و منزل پاكان و نيكان است و در آن بغض و حسد و عداوت و نزاع و جدال نميباشد و هر كس بآنچه حقتعالى عطا كرده است راضى است و آرزوى مرتبه ديگر نميكند و بعضى گفتهاند اهل مرتبه اعلى بديدن اهل مرتبه ادنى مىآيند و ايشان بمرتبه اعلى نميروند كه مبادا مرتبه آنها در نظر ايشان پست شود و عيش ايشان منقص گردد و اين ضرور نيست زيرا كه ممكن است كه خدا ايشان را بمرتبه خود راضى كرده باشد كه آرزو و خواهش مرتبه ديگرى نكنند و ايضا چنانچه در دنيا بعضى از مردم مطعومات دنيه را بر مأكولات لذيذه ترجيح ميدهند و درجات خسيسه و اشغال باطله را بر مراتب عاليه اختيار ميكنند ممكن است در آن نشأه نيز هر يك مرتبه خود را بهتر از مراتب ديگران دانند و بآن راضى و مشعوف باشند و لهذا فرموده است وَ فِيها ما تَشْتَهِيهِ الْأَنْفُسُ وَ تَلَذُّ الْأَعْيُنُ پس آنچه نفس هر كس خواهش كند باو ميدهند و خواهشهاى نفس مختلف ميباشد اما در روايات معتبره وارده شده است كه اهل درجه سافله بدرجه عاليه نميروند ديگر آنكه ايشان را بول و غايط و كثافت نمىباشد و بعنوان عرق خوشبو از ايشان دفع ميشود و زنان ايشان را نيز از حوريان و آدميان حيض و نفاس و استحاضه و ولادت و بول و غايط و رشك و حسد و عداوت و بدى اخلاق كه عادت زنانست نميباشد و ازواج مطهره را باين تفسير كردهاند و روشنى بهشت از آفتاب و ماه و انجم نيست و پيوسته مانند هواى ما بين طلوع صبح تا طلوع آفتاب است و ظل ممدود را باين تفسير كردهاند و شراب دنيا مستى و بول و قى و تهوع ميدارد و لغو و فحش و دشنام با او ميباشد و شراب بهشت هيچيك از اينها را ندارد و لذت شراب را باضعاف غير متنهاى دارد و چون در وقت شراب ميوه و كباب و ملاقات احباب لذيذتر ميباشد و از دست غلامان خوش لقا و مصاحبت حورى طلعتان زيبا خوشتر مينمايد و در وصف مجلس بهشت آئين ايشان فرموده است كه بر كرسيهاى بافته از مفتول طلا و مزين بمرواريد و جواهر نشسته باشند تكيه بآنها داده روبروى يكديگر كرده و بر گرد ايشان غلامان و امردان گوشواره در گوش با قدحها و ابريقها از طلا و نقره و انواع جواهر و كاسهها از شراب معين كه از نوش كردن آنها صداع بهم نميرسد و عقلشان زايل نگردد و ميوهها از براى مزه هر ميوه را كه اختيار كنند و گوشت كباب از هر مرغى كه خواهش كنند و مصاحبت حوريان سيماندامان سياه چشمان مانند مرواريد ناسفته تازه از صدف بيرون آمده و نشنوند در آن شرابخوردن نه سخن لغوى و نه چيزى كه متضمن فحشى يا گناهى باشد مگر سلام و تحيتى كه يكديگر را بآن نوازش كنند پس نظر كن لطف و كرم