احكام شريعت پيرامون حيات طيبه - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٥٦ - ٥ - توحيد و حاكميت امنيت و آرامش
مختلفى تقسيم مىكنند و دستهاى از ايشان (كه بيشتر مردم مىباشند) را به استضعاف مىكشند، و حقّ استقلال، برخوردارى از كرامت انسانى و آزادى و برخوردارى از يك زندگى مرفّه را از مردم سلب مىكنند، و همچنين راه پيشرفت را بر مردم مىبندند، و عقب ماندگى را بر مردم ديكته مىكنند و تباهى را مىگسترانند. در واقع ايشان حاكمانى هستند كه اگر وارد شهرى شوند آن را به تباهى مىكشانند و بزرگواران آن شهر را خوار مىكنند [١]، و اگر زمام امور را در دست گيرند تلاش مىكنند تا هرچه بيشتر در زمين فساد كنند و كشتزارها و نسلها را به نابودى كشانند و پيوندهاى خويشاوندى را بگسلند. [٢] ايشان به جنگ افروزى مىپردازند و بدين وسيله كشتزارها و نسلها را از ميان مىبرند. و هم ايشانند كه به فتنهها دامن مىزنند و داعيان به سوى خدا را به قتل مىرسانند.
احكام:
نخست: واجب است ترس از طاغوت را به كنارى نهاد، و از رهبران آن سرپيچى نمود و باور قلبى به مشروعيّت آنها نداشت، بلكه بايد بديشان كفر ورزيد، چه، هركس به طاغوت كفر ورزد وخدا باور باشد بيگمان به دستاويز استوارى (عروةالوثقى) كه گسيختنى ندارد چنگ زده است. دورى گزيدناز طاغوت و كفر بدان بوسيله نكات زير محقّق مىشود:
[١] - سوره نمل، آيه ٢٤.
[٢] - سوره بقره، آيه ٢٠٥.