احكام شريعت پيرامون حيات طيبه - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٥٥ - ٥ - توحيد و حاكميت امنيت و آرامش
« (وَلَا تَرْكَنُوا إِلَى الَّذِينَ ظَلَمُوا...) [١]
هو الرجل يأتي السلطان فيحبّ بقاءه إلى
أن يدخل يده الى كيسه فيعطيه» [٢].
«به كسانى كه ستم ورزيدهاند، اعتماد نكنيد...» منظور از اين آيه شخصى كه به نزد سلطان مىآيد و زنده ماندنش را دوست مىدارد، تا اينكه او منافع وى را تأمين كند.»
٤- عمر بنحنظله مىگويد: از اباعبداللَّه عليه السلام در باب جايز بودن مراجعه دوتن از دوستانمان كه بر سرقرض و يا ارثى باهم اختلاف داشتند، به سلطان و يا قضات حكومت، پرسش كردم، پس امام فرمودند:
«من تحاكم إلى الطاغوت فحكم له فإنّما يأخذ سحتاً وإن كان حقّه ثابتاً له
، لأنّه أخذه بحكم الطاغوت، وقد أمر اللَّه أن يكفر به...» [٣].
«هركس دعوا به نزد طاغوت برد و او برايش حكم صادر كند، حتّى اگر حقّ واقعى خود را بگيرد، آن را به حرام گرفته، چراكه آنرا با حكم طاغوت اخذ كرده است، حال آنكه خداوند امر كرده تا به طاغوت كفر ورزد...»
رهيافت وحى:
عليرغم ادّعاى حاكمان ستمگر و سركش مبنى بر پاسدارى از امنيّت كشور، در واقع ايشان خطرناكترين سرچشمههاى تشويش، ترس و هراس و نگرانى در جوامع را تشكيل مىدهند. چون ايشان مردم را به گروههاى
[١] - سوره هود، آيه ١١٣.
[٢] - وسائل الشيعه، ج ١٧، باب ٤٤، ص ١٧، (از ٢٩ جلديها)، قم، مؤسسه آلالبيت ١٤٠٩ ه. ق.
[٣] - الكافي، تهران، دارالكتب الإسلاميه، ١٣٦٥ ش، ج ٧، باب كراهيةالارتفاع، ص ٤١٣.