احكام شريعت پيرامون حيات طيبه - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٣٩٣ - ١ - محوريت پيوند ولايى
«و كسانى كه بعداً ايمان آوردند و هجرت كردند وبا شما جهاد نمودند، از شما هستند؛ و خويشاوندان نسبت به يكديگر، در احكامى كه خدا مقرّر داشته، (از ديگران) سزاوارترند؛ خداوند به همه چيز داناست.»
حديث شريف:
١- جهم بن حميد مىگويد: به ابا عبداللَّه عليه السلام گفتم: خويشانى دارم بر غير مذهب من، آيا ايشان بر من حقّى دارند؟ (آنحضرت) فرمودند:
«نعم، حقّ الرحم لا يقطعه شيء، وإذا كانوا على أمرك كان لهم حقّان؛ حقّ الرحم وحقّ الإسلام» [١].
«آرى، هيچ چيز نمىتواند موجب قطع حقّ خويشى شود، حال آنكه اگر بر مذهب تو بودند داراى دو حقّ مىشدند؛ حقّ خويشى و حقّ اسلام.»
٢- در حديثى از امام صادق عليه السلام اينگونه نقل شده:
«إنّ رجلًا أتى النبيّ صلى الله عليه و آله فقال: يا رسول اللَّه، إنّ لي أهلًا قد كنت أصلهم وهم يؤذوني، وقد أردت رفضهم، فقال له رسول اللَّه صلى الله عليه و آله: إذن، يرفضكم اللَّه جميعاً. قال: وكيف أصنع؟ قال النبيّ: تعطي من حرمك، وتصل من قطعك
، وتعفو عمّن ظلمك، فإذا فعلت ذلك كان اللَّه عزّوجلّ لك عليهم ظهيراً» [٢].
«مردى نزد پيامبر صلى الله عليه و آله آمده و گفت: اى رسول خدا! خانوادهاى دارم كه با وجود اينكه با آنها پيوند خوبى داشتم مرا آزار مىدهند، اكنون مىخواهم دست
[١] - اصول كافى، ج ٢، ص ١٥٧، ح ٣٠.
[٢] - بحارالأنوار، ج ٧١، ص ١٠٠ و ١٠١، ح ٥٠، كتاب العشرة، باب صلة الرحم.