احكام شريعت پيرامون حيات طيبه - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٦٩ - درآمد
عدالت در جامعه اسلامى
درآمد:
يكى از برجستهترين ارزشها، عدالت است، كه در حقّ باورى ريشه دارد. بديگر سخن ايمان به هر حقّى، مستلزم پايبندى بدان و داشتن عملكرد در راستاى آن، مىباشد.
در واقع برخوردارى از يك زندگى ميانه و متعادل و بدور از زيادهروى و اسراف و فسق و همچنين بدور از خسّت و رهبانيّت، را عدالت مىگويند. ستمگرى و گناه و ارتكاب منكرات با عدالت همخوانى ندارند، چون ارتكاب گناه و منكر به منزلهى تجاوز به حقوق خداوند و ستمگرى به حقوق مردم تلقّى مىشود. عدل همان اقامه حق است، آنگونه كه هست و بدون كوچكترين كجروى از آن، و حقّ همان سنجهاى است كه بايد بر مبناى آن ميان مردم حكم كنيم تا عدالت محقّق شود.
علل و وسايلى كه فراگيرى عدل و برپا داشتن قسط [١] و حق را فراهم
[١] - ميانهروى و اعتدال و درستى را چه در زندگى فردى و چه در عرصه روابط اجتماعى «عدل» گويند، كه «قسط» يكى از جنبههاى با اهمّيّت آن محسوب مىشود. در واقع «قسط» به معنى پايبندى به حقوق مردم بويژه حقوق مالى ايشان مىباشد، ل لا و «إقساط» به معنى واگذارى حقّ مردم و دادن بهره ايشان از زندگى بديشان است، و «قاسط» كسى است كه حقّ و بهره مردم از زندگى را از ايشان سلب كند، از اين رو عدل شامل قسط نيز مىشود، حال آنكه قسط خود گونهاى عدل است.