دانشنامه امام حسن علیه السلام - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٧٠٢ - فلسفه ترس از مرگ
فلسفه ترس از مرگ
شخصی از امام حسن علیهالسلام پرسید: چرا من از مرگ میترسم؟.
قال علیهالسلام:
ذاک أنک أخرت مالک، و لو قدمته لسرک أن تلحق به. [١] .
امام حسن علیهالسلام فرمود:
(ترس
تو از مرگ بدین جهت است که تو مالت را «در دنیا» پسانداز کردهای و اگر
آن را پیش فرستاده بودی «در راه خدا انفاق کرده بودی» شادمان میشدی که
بدان بپیوندی.)
و در حدیث دیگری آمده است:
یکی از دوستان حضرت، پر
رو و شوخ طبع بود. امام علیهالسلام از او پرسید: حالت چطور است؟. گفت: در
حالی هستم که نه خودم میخواهم، نه خدا میخواهد و نه شیطان میخواهد. حضرت
فرمود: چگونه؟.
گفت: خدا دوست دارد که من مطیع او باشم و نه عاصی که
من چنین نیستم. شیطان میخواهد که من نسبت به خدا فقط عاصی باشم نه مطیع،
این هم نیستم. و من هم میخواهم که هرگز نمیرم، ولی میمیرم. در همین حال،
شخص دیگری که در آنجا حاضر بود، گفت: ای پسر پیامبر صلی الله علیه و آله و
سلم چرا ما از مرگ کراهت داریم؟.
قال علیهالسلام:
لأنکم آخربتم اخرتکم و عمرتم دنیاکم و انتم تکرهون النقلة من العمران الی الخراب. [٢] .
امام حسن علیهالسلام فرمود:
(زیرا شما آخرتتان را خراب کرده و دنیایتان را آباد کردهاید، به همین دلیل شما کوچ از آبادی به ویرانی را دوست ندارید.)
(١) ١- تاریخ یعقوبی، ج ٢، ص ٢٢٧.
٢- مسند امام مجتبی علیهالسلام، ص ٧٢٨، ح ٩٤.
(٢) ١- بحارالأنوار، ج ٤٤، ص ١١٠، ح ١.
٢- مسند امام مجتبی علیهالسلام، ص ٩٧.