دانشنامه امام حسن علیه السلام - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٠١ - پایان بخش آتش ظلم
پایان بخش آتش ظلم
ابیحمزه ثمالی رحمه الله از امام سجاد علیهالسلام نقل نمود که ایشان فرمودند:
روزی
امام حسن علیهالسلام نشسته بودند، شخصی آمد و به آن حضرت عرض کرد: ای
فرزند رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم؛ خانهی شما آتش گرفته است.
آن حضرت فرمود: خانهی من نسوخته است.
طولی
نکشید شخص دیگری آمد و عرض کرد: ای فرزند پیامبر؛ آتش به خانهی همسایهی
شما سرایت نموده به گونهای که ما شک کردیم که آتش به خانهی شما هم رسیده و
سوخته شده باشد.
تا آنکه آن دو نفر رفته و عدهای دیگر از شیعیان به خاطر این بلا، از دست زیاد بن ابیه به آن بزرگوار پناه آورده و استغاثه نمودند.
آن امام مظلوم علیهالسلام دست مبارکش را بالا برد و این گونه خدا را خواند:
اللهم خذ لنا و لشیعتنا من زیاد بن ابیه، و أرنا فیه نکالا عاجلا انک علی کل شیء قدیر.
خداوندا؛
ما را و شیعیان ما را از دست زیاد بن ابیه نجات بده و زود به ما نشان بده
سختی و عذاب او را، همانا تو بر هر کاری قادر و توانائی.
امام سجاد علیهالسلام فرمودند:
جراحتی
در انگشت راست زیاد پیدا شد که به آن جراحت سلعة میگویند، (و هیچ داروئی
ندارد) - آن زخم متورم شد و تا گردن او را فرا گرفت و مرد [١] .
(١) بحارالأنوار: ٤٣ / ٢٢٦.