دانشنامه امام حسن علیه السلام - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٤١١ - خبر از درمان بیماری با داروی غلام
خبر از درمان بیماری با داروی غلام
در یکی از سفرهای پیادهی امام حسن علیهالسلام به مکه پاهای آن حضرت
متورم شده بود، بعضی از غلامان به او عرض کردند اگر کمی سوار شوی این ورم
تخفیف مییابد.
قال علیهالسلام
کلا، اذا أتینا هذا المنزل فانه
سیستقبلک عبد أسود، معه دهن لهذا الورم فاشتر منه و لا تماکسه. فقال مولاه:
بأبی أنت و أمی لیس أمامنا منزل فیه أحد یبیع هذا الدواء. قال
علیهالسلام: بلی، انه أمامک دون المنزل، فسارا أمیالا فاذا الأسود
یستقبله. فقال الحسن علیهالسلام [لمولاه]: دونک الرجل فخذ منه الدهن و
أعطه ثمنه. فقال له الأسود: ویحک یا غلام، لمن أردت هذا الدهن؟.
قال:
للحسن بن علی علیهالسلام. قال: انطلق بی الیه. فأخذ بیده حتی أدخله الیه.
فقال: بأبی أنت و أمی لم أعلم أنک تحتاج الیه، و لا أنه یراد ذلک، و لست
أخذ له ثمنا انما أنا مولاک و لکن ادعو الله أن یرزقنی ذکرا سویا یحبکم أهل
البیت فانی خلفت امرأتی و قد أخذها الطلق. فقال له الحسن علیهالسلام:
انطلق الی منزلک فان الله تبارک و تعالی وهب لک ذکرا سویا و هو لنا شیعة...
[١] .
امام حسن علیهالسلام فرمود:
(هرگز! «هم اکنون که پایم ورم
کرده است، سوار بر اسب نمیشوم، بلکه» وقتی به منزل بعدی رسیدیم بردهای
سیاه به پیشوازت خواهد آمد که همراه او روغنی است که داروی این ورم است. پس
آن را از او بخر و با او چانه مزن. غلام گفت: پدر و مادرم فدایت! منزلی که
پیش رو داریم، کسی در آن منزل نیست که چنین دوایی را داشته باشد.
امام
علیهالسلام فرمود: چرا آن سیاه در جلو راه، نزدیک منزل است و چند میل راه
که رفتند سیاه را دیدند. امام حسن علیهالسلام فرمود: سیاه را دریاب و
روغن را از او بخر و پولش را بپرداز. آن مرد سیاه پوست خطاب به غلام امام
حسن علیهالسلام گفت: برای چه کسی میخواهی؟. گفت: برای حسن بن علی
علیهماالسلام، گفت: مرا خدمت او ببر.
غلام امام، دستش را گرفت و به
خدمت امام علیهالسلام برد سیاه گفت: من نمیدانستم که تو به آن محتاج هستی
ولی به همراه خود آوردم از تو برای روغن پولی نمیگیرم زیرا من شیعهی شما
هستم. لکن دعا کن خداوند پسری سالم و بیعیب که دوستدار شما اهل بیت
علیهمالسلام باشد به من عطا کند؛ زیرا هنگامی من از عیالم جدا شدم که وضع
حمل او نزدیک بود. امام علیهالسلام فرمود: به منزل خود برگرد که خداوند
پسر بیعیبی که از شیعیان ماست به تو عطا فرمود.)
(١) ١- اثبات الهداة، ج ٥، ص ١٤٦، ح ٦.
٢- احقاق الحق، ج ١٩، ص ٣٣٢ به نقل از مرآت المؤمنین، ص ٢٠٨.
٣- اصول کافی، ج ١، ص ٤٦٣، ح ٦.
٤- الثاقب فی المناقب، ص ٣١٥، ح ٢ / ٢٦٣.
٥- الصراط المستقیم، ج ٢، ص ١٧٧.
٦- بحارالانوار، ج ٤٣، ص ٣٢٤ ع ح ٣.
٧- تاریخ چهارده معصوم علیهمالسلام (جلاء العیون) ص ٤١٨.
٨- حلیة الابرار، ج ٣، ص ٥٥، ح ٣.
٩- دلائل الامامة طبری، ص ٦٨.
١٠- عیون المعجزات، ص ٦٢.
١١- کشف الغمة، ج ٢، ص ١٣١.
١٢- مدینة المعاجز، ج ٣، ص ٢٤٥، ح ٣١ / ٨٦٩ و ص ٢٤٦، ح ٣٢ / ٨٧٠.
١٣- مسند الامام المجتبی، ص ١١١، ح ٤، ص ١١٧، ح ٢٣، و ص ١٢٢، ح ٣١ و ص ٦٧٩، ح ٢.
١٤- مناقب ابنشهرآشوب، ج ٤، ص ٧.
١٥- موسوعة المصطفی، و العترة، ج ٥، ص ١٠٦، ح ٢.
١٦- وسایل الشیعه، ج ١١، ص ٨٠، ح ٨.