دانشنامه امام حسن علیه السلام - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢١٠ - پاسخ به پرسشهای حضرت خضر
پاسخ به پرسشهای حضرت خضر
در عصر خلافت ابوبکر، حضرت امام علی علیهالسلام به همراه فرزند
بزرگوارش حضرت امام حسن علیهالسلام و سلمان فارسی، در مسجد الحرام (کنار
کعبه) نشسته بودند.
ناگاه، مردی خوش قامت، که لباسهای زیبا پوشیده
بود، نزدیک آمد و به حضرت امام علی علیهالسلام سلام کرده، در محضر آن حضرت
نشست و چنین گفت: ای امیرالمؤمنین! من از شما سه مسأله میپرسم، اگر شما
پاسخ آنها را دادید، میفهمم که آنها حق شما را غصب کردند و دنیا و آخرت
خود را تباه ساختهاند (و تو بر حق هستی) وگرنه، آنها و شما در یک سطح و با
هم برابر هستید.
امام علی علیهالسلام فرمود: آنچه میخواهی بپرس.
مرد ناشناس گفت:
١. به من خبر بده، وقتی که انسان میخوابد، روحش به کجا میرود؟
٢. انسان چگونه چیزی را به یاد میآورد و چیزی را فراموش میکند؟
٣. افراد چگونه به دایی یا عموی خود شباهت پیدا میکنند؟
در
این هنگام، امام علی علیهالسلام به فرزند بزرگوارش، (امام) حسن
علیهالسلام متوجه شد و فرمود: ای ابامحمد! پاسخ (پرسشهای) این مرد را بده!
امام حسن مجتبی علیهالسلام به مرد ناشناس رو کرد و پاسخ (پرسشهای) او را این چنین بیان کرد:
١.
انسان هنگامی که میخوابد، روح او (منظور، مرحلهای از روح است، نه روح
کامل) به باد میپیوندد و آن باد به هوا آویخته میشود، تا هنگامی که بدن
انسان برای بیدار شدن، حرکت میکند.
در این هنگام، خداوند به روح اجازه
میدهد تا به پیکر صاحبش بازگردد. پس از این اجازه، آن روح، باد را و باد
هوا را جذب کرده و روح به پیکر صاحبش بازمیگردد و در آن آرام میگیرد.
و اگر خداوند به روح اجازهی بازگشت نداد، هوا باد را و باد روح را جذب کرده و تا روز قیامت، روح به پیکر صاحبش بازنمیگردد.
٢. در مورد یادآوری و فراموشی، از این جهت است که قلب انسان، براساس حق قرار دارد و روی حق، طبقی افکنده شده است.
اگر
انسان در این هنگام صلوات بر محمد و آلش صلی الله علیه و آله فرستاد، آن
طبق از روی حق برداشته شده و قلب روشن میشود و انسان مطلب فراموش شده را
به یاد میآورد.
و اگر صلوات کامل نفرستاد، آن طبق بر روح حق پرده میافکند و در نتیجه قلب تاریک شده و انسان در میان فراموشی میماند.
٣.
در مورد شباهت نوزاد به دایی یا عموی خود، از این جهت است که هنگامی که
مرد با آرامش خاطر با همسرش آمیزش کرد و در این حال، نطفهی فرزند منعقد
گردید، آن فرزند به پدر و مادرش شباهت پیدا میکند.
و اگر او، با
پریشانی و اضطراب با همسرش آمیزش نمود و در این حال نطفهی فرزند منعقد
گردیده، آن فرزند، به دایی یا عمویش شباهت پیدا میکند.
مرد ناشناس که
در مورد پاسخ سه سؤال، خود را به طور کامل قانع شده یافته بود، برخاست و به
طور مکرر، به یکتایی خدا و رسالت حضرت محمد صلی الله علیه و آله و وصایت
حضرت امام علی علیهالسلام و سایر امامان معصوم - علیهم السلام - تا حضرت
قائم علیهالسلام گواهی داد و از آنجا رفت.
حضرت امام علی علیهالسلام،
به فرزند بزرگوارش، امام حسن علیهالسلام، فرمود: به دنبال این مرد ناشناس
برو و ببین که او به کجا میرود.
امام حسن علیهالسلام به دنبال مرد ناشناس حرکت کرد. او را دید که از مسجد بیرون رفت و در همین هنگام از نظرها غایب شد.
امام حسن علیهالسلام نزد پدر بزرگوارش حضرت امام علی علیهالسلام بازگشت و از غایب شدن مرد ناشناس خبر داد.
امام علی علیهالسلام از امام حسن علیهالسلام پرسید: آیا دانستی که او چه کسی بود؟
امام حسن علیهالسلام پاسخ داد: خدا، رسول خدا صلی الله علیه و آله و امیرمؤمنان علیهالسلام آگاهترند.
حضرت امام علی علیهالسلام فرمود: او حضرت خضر علیهالسلام بود.[١] .
(١) احتجاج طبرسی، ج ١؛ صص ٣٩٦،٣٩٨؛ اثبات الوصیة، صص ١٥٧ - ١٥٨، طبق نقل سیرهی چهارده معصوم علیهمالسلام، صص ٢٥٠ - ٢٥٢.