دانشنامه امام حسن علیه السلام - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٦٩٠ - فروش موقوفات پدر را نپذیرفت
فروش موقوفات پدر را نپذیرفت
دیلمی میگوید:
امیرمؤمنان علیهالسلام درختهای خرما میکاشت و
میفروخت و با پول آن، بردهها را میخرید و آزاد میکرد و به اندازهای که
بینیاز از مردم باشند، به آنان میبخشید. و [روزی] یکی از بردگان به حضرت
امیر علیهالسلام خبر داد که در بستانش، چشمهای جوشیده که همچون گردن
شتر، آب از آن میجوشد، فرمود:وارثها را مژده ده، وارثها را مژده ده،
وارثها را مژده ده! سپس شاهدانی حاضر کرد، و آنان را گواه گرفت که آن را
در راه خدا - تا [قیامت، یعنی] روزی که خدا زمین و زمینیان را به ارث
میبرد - وقف کرد و فرمود:من این را از آن جهت انجام دادم که خدا از من،
آتش را برگرداند.
و معاویه حاضر شد که برای خرید این چشمه و بستان،
دویست هزار دینار به امام حسن علیهالسلام بدهد، امام علیهالسلام فرمود:من
چیزی را که پدرم در راه خدا وقف کرده است، هرگز نخواهم فروخت.
[و
میگوید:] و حضرت امیر علیهالسلام میان هیچ دو کاری مخیر نمیشد مگر آن را
که در طاعت خدا، سختتر بود، انجام میداد. و چون سجدهی شکر به جا
میآورد، از خشیت خدای متعال بیهوش میشد. و فاطمه زهرا علیهاالسلام در
نماز خود از خوف خدا از نفس بازمیماند.[١] .
(١) ارشاد القلوب:١٠٥.