دانشنامه امام حسن علیه السلام - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٠٥ - تسلیت
تسلیت
پاسخ امام به پیام تسلیت دوستان
از امام صادق علیهالسلام روایت
شده، گروهی از یاران امام حسن مجتبی علیهالسلام در مرگ دخترش پیام تسلیتی
برای او نوشتند. امام علیهالسلام در پاسخ به پیام آنان نوشت:
قال علیهالسلام:
اما
بعد، فقد بلغنی کتابکم تعزونی بفلانة، فعند الله احتسبها، تسلمیا لقضائه، و
صبرا علی بلائه، فان أرجعتنا المصایب، و فجعتنا النوایب، بالأحبة المألوفة
التی کانت بنا حفیة، و الاخوان المحبون الذین کان یسر بهم الناظرون، و تقر
بهم العیون، أضحوا قد اخترمتهم الأیام، و نزل بهم الحمام، فخلفوا الخلوف، و
اودت بهم الحتوف، فهم صرعی فی عساکر الموتی، متجاورون فی غیر محلة
التجاور، و لا صلاة بینهم و لا تزاور و لا یتلاقون عن قرب جوارهم، اجسامهم
نائبة من اهلها، خالیة من اربابها،
قد أخشعها اخوآنهم فلم أر مثل
قرارها قرارا، فی بیوت موحشة و حلول مخضعة، قد صارت فی تلک الدیار الموحشة،
و خرجت عن الدار المؤنسة، فقارقتها من غیر قلی، فاستودعتها البلاء، و کانت
أمة مملوکة، سلکت سبیلا مسلوکة، صار الیها الأولون، سیصیر الیها الآخرون، و
السلام [١] .
امام حسن علیهالسلام فرمود:
(اما بعد از حمد و سپاس
الهی، نامهی شما که من را دربارهی فلان دخترم تسلیت دادید، به من رسید.
از سر تسلیم به فرمان خداوند و صبر بر آزمایش او، کار به او سپردهام. پس
اگر مصیبتها ما را ناگزیر و ناگواریها به ناگهان ما را فراگرفت و با
گرفتن دوستانی مأنوس که همواره گرد ما میگشتند و برادرانی دوستدار که
بینندگان از دیدن آنها شاد میشدند و چشمها از دیدنشان روشن، چنان شدند که
روزگار آنها را از پای افکند و مرگ بر آستانشان فرود آمد و آنها،
بازماندگانی از خویش به یادگار نهادند و مرگ آنان را به همراه برد و آنان،
در میدان مرگ فرو افتادهاند تنگاتنگ هم، در جایی که توان همسایهگری نیست،
آرمیدهاند، نه رفت و آمدی میانشان برقرار است و نه دیداری هر چند در کنار
هم هستند، اما ملاقات نمیکنند، بدنهایشان به دور از چشم آشنایان و تنها
در خانههای قبر آرمید. و اینک سبب عبرت آنها هستند.
خانههایی که
همانند آن خانهها، خانهای ندیدهام و همانند آن جایگاهها، جایگاهی سراغ
ندارم، در اتاقهایی ترسناک و خوابگاههایی کمرشکن در آن دیار هراسانگیز
رهسپار گشته و از سرزمین الفت رخت بر بسته و بی آن که خواهان هجران باشد،
آن را ترک گفته و بلا او را دربر گرفته است. او، دخترکی بود از آن دیگری،
که رهسپار راهی شد که روندهی بسیار دارد و پیشینیان بدان رفتهاند و
دیگران نیز بدان گام خواهند نهاد. با درود.)
(١) ١- أمالی طوسی، ص ٢٠٥، ح ٤٧ / ٣٤٥.
٢- بحارالأنوار، ج ٤٣، ص ٣٣٦، ح ٦ و ج ٧٩، ص ١٠٩، ح ٥٤.
٣- مستدرک الوسایل، ج ٢، ص ٤٧٨، ح ١١ / ٢٥١٢.
٤- مسند الامام المجتبی علیهالسلام، ص ٧٢٠، ح ٤٦ و ص ٥٤٧، ح ٤.
٥- منتهی الآمال، ج ١، ص ١٦٣.