دانشنامه امام حسن علیه السلام
(١)
دانشنامه امام حسن علیه السلام
١ ص
(٢)
مشخصات کتاب
٢ ص
(٣)
آ
٣ ص
(٤)
آغوشهای نورانی
٤ ص
(٥)
آیا کسی هست مظلومی را یاد کند
٥ ص
(٦)
آمدن نوری از غیب
٦ ص
(٧)
آگاهی از رازها و اسرار الهی
٧ ص
(٨)
آگاهی از خیانت اهل عراق به امام حسین
٨ ص
(٩)
آزمایش امت و مظلومیت رهبر
٩ ص
(١٠)
آموزش وضو، به پیرمرد
١٠ ص
(١١)
آداب وضو
١١ ص
(١٢)
آداب کفن
١٢ ص
(١٣)
آثار تقیه
١٣ ص
(١٤)
آداب فرزند خواستن
١٤ ص
(١٥)
آب
١٥ ص
(١٦)
آخرت
١٦ ص
(١٧)
آدم
١٧ ص
(١٨)
آثار حضور در مجلس امامان معصوم
١٨ ص
(١٩)
آثار دشمنی با اهل بیت
١٩ ص
(٢٠)
آگاهی امام از اخبار غیبی در کودکی
٢٠ ص
(٢١)
آگاهی امام از حوادث شب و روز
٢١ ص
(٢٢)
آگاهی امام از شهادت و قاتل خویش
٢٢ ص
(٢٣)
آگاهی از توطئههای مختلف معاویه
٢٣ ص
(٢٤)
آداب تحیت گفتن در حمام
٢٤ ص
(٢٥)
آداب تحیت گفتن بعد از حمام
٢٥ ص
(٢٦)
آثار دشمنی با اهل بیت
٢٦ ص
(٢٧)
آداب خانه داری
٢٧ ص
(٢٨)
آیین دوست یابی
٢٨ ص
(٢٩)
آثار غفلت از ذکر خدا و شکرگزاری
٢٩ ص
(٣٠)
آداب روزهداری
٣٠ ص
(٣١)
آداب نوشیدن شیر
٣١ ص
(٣٢)
آداب روز عید (عید فطر و قربان)
٣٢ ص
(٣٣)
آداب غذا خوردن
٣٣ ص
(٣٤)
آثار و رهاوردهای قرائت قرآن
٣٤ ص
(٣٥)
آداب معاشرت با مردم
٣٥ ص
(٣٦)
آداب تجهیز میت
٣٦ ص
(٣٧)
آداب همنشینی
٣٧ ص
(٣٨)
ا
٣٨ ص
(٣٩)
ابوبکر بن الحسن (شهید نینوا)
٣٩ ص
(٤٠)
ادب امام حسن
٤٠ ص
(٤١)
امابیها و کلیددار بهشت
٤١ ص
(٤٢)
اینها پسران رسول خدا هستند
٤٢ ص
(٤٣)
این دو فرزندم را چه میشود!
٤٣ ص
(٤٤)
این جوان در علم خدا غرق است
٤٤ ص
(٤٥)
امام همهی آن مردم
٤٥ ص
(٤٦)
از برکت امام طعام کم نمیشد
٤٦ ص
(٤٧)
اهلبیت، پایهگذاران معرفت
٤٧ ص
(٤٨)
اسامی شیعیان در دیوان همیشگی
٤٨ ص
(٤٩)
انتخاب نام از طرف خداوند متعال
٤٩ ص
(٥٠)
اطاعت کردن مار سمی
٥٠ ص
(٥١)
اشتهای خربزه و فرود به همراه گلابی
٥١ ص
(٥٢)
ایثار پیرزن و عکس العمل امام
٥٢ ص
(٥٣)
اظهار شجاعت، در جنگ جمل
٥٣ ص
(٥٤)
اساس صلحنامه و بیوفایی معاویه
٥٤ ص
(٥٥)
اعتراض عایشه و پاسخ امام حسین
٥٥ ص
(٥٦)
اسلام آوردن یهودی
٥٦ ص
(٥٧)
اجرای حد بر ولید
٥٧ ص
(٥٨)
اذن ورود برای اسب سوار
٥٨ ص
(٥٩)
احتجاج امام حسن با معاویه و یارانش
٥٩ ص
(٦٠)
احتجاج امام حسن با ابن حدیج
٦٠ ص
(٦١)
اوصاف خداوند متعال
٦١ ص
(٦٢)
اهل بیت و شیعیان
٦٢ ص
(٦٣)
اهل بیت حجتهای خداوند
٦٣ ص
(٦٤)
امامت
٦٤ ص
(٦٥)
ایستادن هنگام عبور جنازه
٦٥ ص
(٦٦)
ارمغان روزهدار
٦٦ ص
(٦٧)
اهلال و تلبیه در حج
٦٧ ص
(٦٨)
افسانه طلاق
٦٨ ص
(٦٩)
اخلاق مؤمنان
٦٩ ص
(٧٠)
اهمیت اندیشه
٧٠ ص
(٧١)
اهمیت علم
٧١ ص
(٧٢)
اندرزهای امام حسن
٧٢ ص
(٧٣)
استحمام
٧٣ ص
(٧٤)
امت اسلامی و رهبری پیامبر و امیرالمؤمنین
٧٤ ص
(٧٥)
اختصاص کلمه امیرالمؤمنین به علی
٧٥ ص
(٧٦)
اثبات امامت امام مجتبی
٧٦ ص
(٧٧)
ابرار
٧٧ ص
(٧٨)
ابوالاعور
٧٨ ص
(٧٩)
ابوسفیان
٧٩ ص
(٨٠)
ابوموسی
٨٠ ص
(٨١)
استقامت اصحاب اخدود
٨١ ص
(٨٢)
اخلاق نیکو (ارزش خوش اخلاقی)
٨٢ ص
(٨٣)
ازدواج
٨٣ ص
(٨٤)
اسراف
٨٤ ص
(٨٥)
اشعث بن قیس
٨٥ ص
(٨٦)
اطاعت از خدا عامل عزت و سربلندی
٨٦ ص
(٨٧)
افطار (فضیلت هنگام افطار)
٨٧ ص
(٨٨)
اثبات امامت امام مجتبی
٨٨ ص
(٨٩)
اندازه و مقدار
٨٩ ص
(٩٠)
انفاق
٩٠ ص
(٩١)
ارزش دوست داشتن اهل بیت
٩١ ص
(٩٢)
اهل بیت میوه درخت نبوت
٩٢ ص
(٩٣)
انتخاب اهل بیت برای رهبری
٩٣ ص
(٩٤)
اهل بیت مؤمنان راستین
٩٤ ص
(٩٥)
ایمان
٩٥ ص
(٩٦)
امام حسن و پرسش های خضر
٩٦ ص
(٩٧)
ارزش تفکر
٩٧ ص
(٩٨)
ارزش جهاد با ناکثین در رکاب علی
٩٨ ص
(٩٩)
ارزش و اهمیت برآوردن حاجت مؤمن
٩٩ ص
(١٠٠)
احترام به همسایه
١٠٠ ص
(١٠١)
ارزش دوراندیشی در کارها
١٠١ ص
(١٠٢)
ارزش سفره داری و خوش گفتاری
١٠٢ ص
(١٠٣)
ارزش بزرگواری (ارزشهای اخلاقی)
١٠٣ ص
(١٠٤)
اتمام حجت با یاران قبل از صلح
١٠٤ ص
(١٠٥)
افشای چهره ننگین منافقین
١٠٥ ص
(١٠٦)
ارزش دوست داشتن اهل بیت
١٠٦ ص
(١٠٧)
اهل بیت میوهی درخت نبوت
١٠٧ ص
(١٠٨)
انتخاب اهل بیت برای رهبری
١٠٨ ص
(١٠٩)
اهل بیت مؤمنان راستین
١٠٩ ص
(١١٠)
ارزش درخت کاری
١١٠ ص
(١١١)
ارزش دعا و ذکر پنهانی
١١١ ص
(١١٢)
ارزش سکوت
١١٢ ص
(١١٣)
احیای سنت مشورت
١١٣ ص
(١١٤)
ارزش صبر و استقامت
١١٤ ص
(١١٥)
اجابت دعای امام علی
١١٥ ص
(١١٦)
استواری اسلام با فداکاری علی
١١٦ ص
(١١٧)
انفاقهای شبانه علی
١١٧ ص
(١١٨)
ارزش وفای به عهد
١١٨ ص
(١١٩)
ارزش و رهاورد عیادت بیمار
١١٩ ص
(١٢٠)
اقسام مردم
١٢٠ ص
(١٢١)
ارزش اهل مسجد
١٢١ ص
(١٢٢)
اجر و پاداش تحمل مصیبت
١٢٢ ص
(١٢٣)
افشای سیاستهای شوم معاویه
١٢٣ ص
(١٢٤)
ارزش مودت و دوستی
١٢٤ ص
(١٢٥)
الگوی مؤمنان
١٢٥ ص
(١٢٦)
ارزش مؤمن کهنسال
١٢٦ ص
(١٢٧)
ارزش تعقیبات نماز صبح
١٢٧ ص
(١٢٨)
ارزش آغازگری در نیکوکاری
١٢٨ ص
(١٢٩)
ب
١٢٩ ص
(١٣٠)
بشر بن حسن
١٣٠ ص
(١٣١)
بخششهای بینظیر
١٣١ ص
(١٣٢)
بخشش امام حسن
١٣٢ ص
(١٣٣)
بعد از بیعت با ایشان
١٣٣ ص
(١٣٤)
بعد از انجام صلح
١٣٤ ص
(١٣٥)
بعد از خواسته اصحاب برای نقض بیعت
١٣٥ ص
(١٣٦)
به پاس احترام به امام
١٣٦ ص
(١٣٧)
برگرفته شده از اسم خدا
١٣٧ ص
(١٣٨)
با دست مبارکش اشاره نمود
١٣٨ ص
(١٣٩)
به آنچه که خواستم دست یافتم
١٣٩ ص
(١٤٠)
به الهام خداوند دانستم
١٤٠ ص
(١٤١)
بیادبی مزمن
١٤١ ص
(١٤٢)
برکات همراهی با ولی پروردگار
١٤٢ ص
(١٤٣)
بهشت پاداش زیارت کریم اهلبیت
١٤٣ ص
(١٤٤)
بهانه نجات
١٤٤ ص
(١٤٥)
به من سلام بفرستید
١٤٥ ص
(١٤٦)
بیرون آوردن عسل از سنگ
١٤٦ ص
(١٤٧)
برخورد سازنده در قبال استهزاء جاهل
١٤٧ ص
(١٤٨)
بدرقه ابوذر به سوی ربذه
١٤٨ ص
(١٤٩)
بیان ماجرای داوری حکمین برای خوارج
١٤٩ ص
(١٥٠)
بخشش کریمانه، به مرد هاشمی
١٥٠ ص
(١٥١)
برخورد کریمانه، با پیرمرد نادان شامی
١٥١ ص
(١٥٢)
بیعت مردمی، ادامه راه پدر و توطئه دشمنان
١٥٢ ص
(١٥٣)
بند شمشیر علی(ع)
١٥٣ ص
(١٥٤)
بسیج مردم به سوی صفین
١٥٤ ص
(١٥٥)
بردباری امام حسن (ع)
١٥٥ ص
(١٥٦)
بخشش امام حسن
١٥٦ ص
(١٥٧)
باید از مصائب اهل بیت آگاه شد
١٥٧ ص
(١٥٨)
با لباس وارد آب میشود
١٥٨ ص
(١٥٩)
بدهی بنده
١٥٩ ص
(١٦٠)
بخشش اموال فراوان
١٦٠ ص
(١٦١)
بهترین ارزشهای اخلاقی
١٦١ ص
(١٦٢)
بزرگداشت مقام اهل بیت توسط خدا
١٦٢ ص
(١٦٣)
برتری علمی اهل بیت بر دیگران
١٦٣ ص
(١٦٤)
بهرهمندی اهل بیت از فضایل بی شمار
١٦٤ ص
(١٦٥)
باران
١٦٥ ص
(١٦٦)
بخشنده کیست؟
١٦٦ ص
(١٦٧)
بدر
١٦٧ ص
(١٦٨)
برادر
١٦٨ ص
(١٦٩)
بزرگواری
١٦٩ ص
(١٧٠)
بنی امیه
١٧٠ ص
(١٧١)
بیعت مردم با امام حسن
١٧١ ص
(١٧٢)
برتری حاجت مؤمن از اعتکاف
١٧٢ ص
(١٧٣)
بردباری امام و پذیرش عذرها
١٧٣ ص
(١٧٤)
بردباری امام در برابر غلام خطاکار
١٧٤ ص
(١٧٥)
بخشش غلام خطاکار
١٧٥ ص
(١٧٦)
بهرهمندی از عزت و سربلندی
١٧٦ ص
(١٧٧)
باز شدن درهای آسمان
١٧٧ ص
(١٧٨)
بیرون آوردن آب، شیر و عسل از ستون مسجد
١٧٨ ص
(١٧٩)
باردار بودن گاو و توصیف آن
١٧٩ ص
(١٨٠)
باریدن باران، تگرگ و مروارید از آسمان
١٨٠ ص
(١٨١)
برطرف شدن تشنگی اعجاز پیامبر
١٨١ ص
(١٨٢)
بیعت نکردن امام حسین با معاویه
١٨٢ ص
(١٨٣)
بی اعتنایی به بخشنامه عثمان و بدرقه اباذر
١٨٣ ص
(١٨٤)
بزرگداشت مقام اهل بیت توسط خدا
١٨٤ ص
(١٨٥)
برتری علمی اهل بیت بر دیگران
١٨٥ ص
(١٨٦)
بهرهمندی اهل بیت از فضایل بیشمار
١٨٦ ص
(١٨٧)
بیان اوصاف خداوند
١٨٧ ص
(١٨٨)
بهترین و بدترین مردم
١٨٨ ص
(١٨٩)
بردباری امام حسن در برابر مروان
١٨٩ ص
(١٩٠)
بی بهره بودن معاویه از فضیلتها
١٩٠ ص
(١٩١)
پ
١٩١ ص
(١٩٢)
پاسخ نیکی
١٩٢ ص
(١٩٣)
پیشوای پرهیزکاران
١٩٣ ص
(١٩٤)
پوشیده ماندن از خطرات
١٩٤ ص
(١٩٥)
پناه بردن به خدا از بعضی از امور
١٩٥ ص
(١٩٦)
پس از وفات امیرالمومنین(ع)
١٩٦ ص
(١٩٧)
پس از سرزنش از بیعت با معاویه
١٩٧ ص
(١٩٨)
پارهی تن رسول خدا
١٩٨ ص
(١٩٩)
پیامبر و محک دوستی در ایمان
١٩٩ ص
(٢٠٠)
پادشاهان ریزخوار سفره وحی
٢٠٠ ص
(٢٠١)
پایان بخش آتش ظلم
٢٠١ ص
(٢٠٢)
پادشاهان؛ جیره خور اولیاء الهی
٢٠٢ ص
(٢٠٣)
پیوند ناگسستنی در دنیا و آخرت
٢٠٣ ص
(٢٠٤)
پیش بینی قتل عثمان و معرفی قاتلان او
٢٠٤ ص
(٢٠٥)
پاسخ کودک در کلاس، از علوم مختلف
٢٠٥ ص
(٢٠٦)
پاداش هدیه و علم آموزی
٢٠٦ ص
(٢٠٧)
پذیرایی از هفتاد میهمان و سخن آهو
٢٠٧ ص
(٢٠٨)
پیش بینی خطر در تشییع جنازه
٢٠٨ ص
(٢٠٩)
پنج درس ارزنده و آموزنده
٢٠٩ ص
(٢١٠)
پاسخ به پرسشهای حضرت خضر
٢١٠ ص
(٢١١)
پاسخ کوبنده به عبیدالله بن عمر
٢١١ ص
(٢١٢)
پاسخ به پرسشهای مرد شامی
٢١٢ ص
(٢١٣)
پاسخ یک پرسش پیچیده
٢١٣ ص
(٢١٤)
پاسخ به پرسشهای امیرمؤمنان
٢١٤ ص
(٢١٥)
پاسخ به اعتراض مرد یهودی
٢١٥ ص
(٢١٦)
پاسخ به پرسش پادشاه روم
٢١٦ ص
(٢١٧)
پدر هشت دختر
٢١٧ ص
(٢١٨)
پاسخی به نامه تسلیت آمیز اصحاب
٢١٨ ص
(٢١٩)
پاداش زیارت پیامبر و فرزندان او
٢١٩ ص
(٢٢٠)
پاسخ امام حسن به پرسشهای خضر
٢٢٠ ص
(٢٢١)
پاسخ به پادشاه روم
٢٢١ ص
(٢٢٢)
پاسخ به مرد شامی
٢٢٢ ص
(٢٢٣)
پرهیز از خونریزی
٢٢٣ ص
(٢٢٤)
پاداش قرائت قرآن
٢٢٤ ص
(٢٢٥)
پیروی اهل بیت
٢٢٥ ص
(٢٢٦)
پوشیدن بهترین لباس هنگام نماز
٢٢٦ ص
(٢٢٧)
پاداش تعقیب نماز صبح
٢٢٧ ص
(٢٢٨)
پاداش رفتن به مسجد
٢٢٨ ص
(٢٢٩)
پیروی از امام عادل
٢٢٩ ص
(٢٣٠)
پاداش عیادت بیمار
٢٣٠ ص
(٢٣١)
پرهیز از راههای دروغین حفظ آبرو
٢٣١ ص
(٢٣٢)
پاداش دوستداران امامان معصوم
٢٣٢ ص
(٢٣٣)
پیدایش اذان
٢٣٣ ص
(٢٣٤)
پایبندی امام حسن به قرارداد صلح
٢٣٤ ص
(٢٣٥)
پیشگامی اهل بیت در ایمان و هجرت
٢٣٥ ص
(٢٣٦)
پاداش
٢٣٦ ص
(٢٣٧)
پاسخ امام به پرسشهای علی(ع)
٢٣٧ ص
(٢٣٨)
پاسخ امام به پرسشهای پادشاه
٢٣٨ ص
(٢٣٩)
پاسخ امام به پرسشهای مرد شامی
٢٣٩ ص
(٢٤٠)
پاسخ امام به پیام تسلیت دوستان
٢٤٠ ص
(٢٤١)
پاسخ امام به سخنان معاویه در کوفه
٢٤١ ص
(٢٤٢)
پرسش
٢٤٢ ص
(٢٤٣)
پنیر
٢٤٣ ص
(٢٤٤)
پیامبر و زمینههای اخلاق پسندیده
٢٤٤ ص
(٢٤٥)
پیامبر و نیازمندان
٢٤٥ ص
(٢٤٦)
پیامبر و همسران (خواستگاری و روش برخورد)
٢٤٦ ص
(٢٤٧)
پیشگویی
٢٤٧ ص
(٢٤٨)
پاداش برآوردن حاجت مؤمن
٢٤٨ ص
(٢٤٩)
پاداش ارزشمند برای هدیه ناچیز
٢٤٩ ص
(٢٥٠)
پیاده رفتن به حج
٢٥٠ ص
(٢٥١)
پرهیز از معرفی قاتل خویش
٢٥١ ص
(٢٥٢)
پندهای جاودانه در آستانهی شهادت
٢٥٢ ص
(٢٥٣)
پندهای جاودانه
٢٥٣ ص
(٢٥٤)
پیشگامی اهل بیت در ایمان و هجرت
٢٥٤ ص
(٢٥٥)
پیامبر و آگاه نمودن علی از وحی
٢٥٥ ص
(٢٥٦)
پاسخ ادعاهای دروغ عمروعاص و مروان
٢٥٦ ص
(٢٥٧)
پیامبر و زمینههای اخلاق پسندیده
٢٥٧ ص
(٢٥٨)
پیامبر و نیازمندان
٢٥٨ ص
(٢٥٩)
پیامبر و همسران (خواستگاری و روش برخورد)
٢٥٩ ص
(٢٦٠)
پاسخ دندان شکن به مروان
٢٦٠ ص
(٢٦١)
پاسخ به اهانتهای مروان به امام علی
٢٦١ ص
(٢٦٢)
پیش گویی در مورد خون ریزیهای معاویه
٢٦٢ ص
(٢٦٣)
پرهیز از مطرح کردن تقاضا نزد ظالم
٢٦٣ ص
(٢٦٤)
پوشیدن بهترین لباس در نماز
٢٦٤ ص
(٢٦٥)
ت
٢٦٥ ص
(٢٦٦)
تیزهوشی در کودکی
٢٦٦ ص
(٢٦٧)
تبسم امام حسن
٢٦٧ ص
(٢٦٨)
تسلط بر همهی زبانها
٢٦٨ ص
(٢٦٩)
توصیف ستارگان
٢٦٩ ص
(٢٧٠)
تنزیه خدای بزرگ در روز چهارم ماه
٢٧٠ ص
(٢٧١)
تحریض مردم به جنگ جمل
٢٧١ ص
(٢٧٢)
تحریض اهل کوفه به جنگ جمل
٢٧٢ ص
(٢٧٣)
تحریض مردم به جنگ در جنگ جمل
٢٧٣ ص
(٢٧٤)
تحریض اهل کوفه به جنگ جمل
٢٧٤ ص
(٢٧٥)
تحریض کوفیان به جنگ جمل
٢٧٥ ص
(٢٧٦)
تحریض مردم به یاری علی(ع)
٢٧٦ ص
(٢٧٧)
تحریض مردم به یاری امیرالمومنین(ع)
٢٧٧ ص
(٢٧٨)
تحریض مردم به یاری امام علی
٢٧٨ ص
(٢٧٩)
تحریض مردم به جنگ صفین
٢٧٩ ص
(٢٨٠)
تحریض اصحاب به جنگ
٢٨٠ ص
(٢٨١)
ترغیب مردم به پیروی از اهل بیت
٢٨١ ص
(٢٨٢)
توحید و ولایت، رمز شفاعت
٢٨٢ ص
(٢٨٣)
توسل به آبرومندان، تنها راه نجات
٢٨٣ ص
(٢٨٤)
تعداد خرماهای درخت
٢٨٤ ص
(٢٨٥)
تعداد میوهها
٢٨٥ ص
(٢٨٦)
توجیه جابر با رجعت پیامبر
٢٨٦ ص
(٢٨٧)
تحقیق از آهو برای یافتن برادر
٢٨٧ ص
(٢٨٨)
تقاضای فرزند به جای قیمت روغن
٢٨٨ ص
(٢٨٩)
ترور توسط جیره خواران مزدور
٢٨٩ ص
(٢٩٠)
ترس از مرگ به جهت تخریب خانه
٢٩٠ ص
(٢٩١)
تشخیص مصلحت
٢٩١ ص
(٢٩٢)
تعبیر خواب امالفضل
٢٩٢ ص
(٢٩٣)
تولیت، و نظارت بر اوقاف و اموال پدر
٢٩٣ ص
(٢٩٤)
تیرباران جنازه و مرثیه امام حسین
٢٩٤ ص
(٢٩٥)
تقسیم اموال
٢٩٥ ص
(٢٩٦)
تجهیز پدر
٢٩٦ ص
(٢٩٧)
تصریح امام حسن بر امامت برادرشان
٢٩٧ ص
(٢٩٨)
تقدیر و اختیارات انسان
٢٩٨ ص
(٢٩٩)
ترس از مرگ
٢٩٩ ص
(٣٠٠)
تأمین نیازمندیها
٣٠٠ ص
(٣٠١)
تبریک
٣٠١ ص
(٣٠٢)
تبلیغ
٣٠٢ ص
(٣٠٣)
تجربه
٣٠٣ ص
(٣٠٤)
تسبیح
٣٠٤ ص
(٣٠٥)
تسلیت
٣٠٥ ص
(٣٠٦)
تشنگی
٣٠٦ ص
(٣٠٧)
تشییع جنازه
٣٠٧ ص
(٣٠٨)
تعقیبات
٣٠٨ ص
(٣٠٩)
تعلیم و تعلم
٣٠٩ ص
(٣١٠)
تفسیر برخی آیات قرآن
٣١٠ ص
(٣١١)
تفسیر آیه ابرار
٣١١ ص
(٣١٢)
تقوا (پرهیزکاری)
٣١٢ ص
(٣١٣)
تقیه
٣١٣ ص
(٣١٤)
توبه
٣١٤ ص
(٣١٥)
توکل
٣١٥ ص
(٣١٦)
تواضع امام حسن به فقرا
٣١٦ ص
(٣١٧)
تبدیل شدن مرد شامی به زن
٣١٧ ص
(٣١٨)
تغییر جنسیت مرد شامی
٣١٨ ص
(٣١٩)
تصریح بر امامت امام حسین
٣١٩ ص
(٣٢٠)
تعریف سیاست
٣٢٠ ص
(٣٢١)
ترحم به حیوان
٣٢١ ص
(٣٢٢)
تضییع حقوق اهل بیت با غصب خلافت
٣٢٢ ص
(٣٢٣)
تفسیر شاهد و مشهود
٣٢٣ ص
(٣٢٤)
تعریف عقل
٣٢٤ ص
(٣٢٥)
تاریخ فتح مکه
٣٢٥ ص
(٣٢٦)
تفسیر آفرینش به قدر
٣٢٦ ص
(٣٢٧)
تحقق حاکمیت الهی اهل بیت با ظهور حضرت مهدی
٣٢٧ ص
(٣٢٨)
ث
٣٢٨ ص
(٣٢٩)
ثواب نیکی کردن
٣٢٩ ص
(٣٣٠)
ج
٣٣٠ ص
(٣٣١)
جهان تحت فرمان سروران عالم
٣٣١ ص
(٣٣٢)
جواب دادن به سؤالات خضر
٣٣٢ ص
(٣٣٣)
جواب تسلیت یا هوشدار باش
٣٣٣ ص
(٣٣٤)
جن حامی گمشدگان با خدا
٣٣٤ ص
(٣٣٥)
جواب شش موضوع مبهم
٣٣٥ ص
(٣٣٦)
جبران کریمانه، از بخشش یک پیرزن
٣٣٦ ص
(٣٣٧)
جنگ، فریب است
٣٣٧ ص
(٣٣٨)
جنازه
٣٣٨ ص
(٣٣٩)
جوانمردی
٣٣٩ ص
(٣٤٠)
جواد
٣٤٠ ص
(٣٤١)
جهل و نادانی
٣٤١ ص
(٣٤٢)
جهنم
٣٤٢ ص
(٣٤٣)
جایگاه ابراز حاجت
٣٤٣ ص
(٣٤٤)
جود و بخشش قبل از درخواست
٣٤٤ ص
(٣٤٥)
جمع آوری اموال برای بخشش به فقراء
٣٤٥ ص
(٣٤٦)
جنایات خاندان اشعث نسبت به اهل بیت
٣٤٦ ص
(٣٤٧)
جابجایی خانهها در مکه و کوفه
٣٤٧ ص
(٣٤٨)
جلوگیری از سخنان ناروا
٣٤٨ ص
(٣٤٩)
جایگاه مؤمن و کافر در دنیا و آخرت
٣٤٩ ص
(٣٥٠)
جایگاه اطفال مشرکین در آخرت
٣٥٠ ص
(٣٥١)
جوانی حضرت مهدی در عصر ظهور
٣٥١ ص
(٣٥٢)
چ
٣٥٢ ص
(٣٥٣)
چگونه پدر خود را میخواند؟
٣٥٣ ص
(٣٥٤)
ح
٣٥٤ ص
(٣٥٥)
حسن بن حسن (مجروح نینوا)
٣٥٥ ص
(٣٥٦)
حلم حسنی
٣٥٦ ص
(٣٥٧)
حالت امام حسن هنگام وضو
٣٥٧ ص
(٣٥٨)
حمد الهی و فضیلت علی(ع)
٣٥٨ ص
(٣٥٩)
حمد الهی و فضیلت امیرالمومنین(ع)
٣٥٩ ص
(٣٦٠)
حیله اصحاب به امام حسن
٣٦٠ ص
(٣٦١)
حضور حق و باطل در کاخ پادشاه روم
٣٦١ ص
(٣٦٢)
حشر مردم در روز قیامت
٣٦٢ ص
(٣٦٣)
حسن(ع) سخن میگوید و علی میشنود
٣٦٣ ص
(٣٦٤)
حفظ خون مسلمانان
٣٦٤ ص
(٣٦٥)
حدود الهی، شفاعت بردار نیست
٣٦٥ ص
(٣٦٦)
حد مساحقه
٣٦٦ ص
(٣٦٧)
حب دنیا
٣٦٧ ص
(٣٦٨)
حاجت خواهی از اهل آن
٣٦٨ ص
(٣٦٩)
حبشی بودن اصحاب اخدود
٣٦٩ ص
(٣٧٠)
حرمت صدقه بر اهل بیت
٣٧٠ ص
(٣٧١)
حمایت امام از عدم بیعت امام حسین با معاویه
٣٧١ ص
(٣٧٢)
حج
٣٧٢ ص
(٣٧٣)
حجرالاسود
٣٧٣ ص
(٣٧٤)
حدیث کساء
٣٧٤ ص
(٣٧٥)
حرم (حد حرم الهی در مکه)
٣٧٥ ص
(٣٧٦)
حد شراب
٣٧٦ ص
(٣٧٧)
حسد
٣٧٧ ص
(٣٧٨)
حلم امام در برابر دشمن ناآگاه
٣٧٨ ص
(٣٧٩)
حلم امام در برابر دشمن آگاه (مروان)
٣٧٩ ص
(٣٨٠)
حفظ حرمت آبروی سائل در هنگام بخشش
٣٨٠ ص
(٣٨١)
حجت خدا در میان بندگان
٣٨١ ص
(٣٨٢)
حکمین
٣٨٢ ص
(٣٨٣)
حمایت از یاران باوفا
٣٨٣ ص
(٣٨٤)
حرمت صدقه بر اهل بیت
٣٨٤ ص
(٣٨٥)
حق بودن قضا و قدر الهی
٣٨٥ ص
(٣٨٦)
حقیقت مرگ
٣٨٦ ص
(٣٨٧)
حد خوردن ولید بن عقبه
٣٨٧ ص
(٣٨٨)
خ
٣٨٨ ص
(٣٨٩)
خصوصیات امام مجتبی
٣٨٩ ص
(٣٩٠)
خدمتگذاران آسمانی
٣٩٠ ص
(٣٩١)
خداوند نخواست دل آنها بشکند
٣٩١ ص
(٣٩٢)
خبر دادن از نیرنگ و ذلت کوفیان
٣٩٢ ص
(٣٩٣)
خبر به مظلومیتی بزرگ
٣٩٣ ص
(٣٩٤)
خبرهای غیبی شگفتانگیز
٣٩٤ ص
(٣٩٥)
خبر دادن از آنچه در رحمها است
٣٩٥ ص
(٣٩٦)
خبر دادن از نحوهی شهادت
٣٩٦ ص
(٣٩٧)
خیانتها و بی وفاییهای مردم
٣٩٧ ص
(٣٩٨)
خبر دادن از غیب در کودکی
٣٩٨ ص
(٣٩٩)
خطیب خردسال
٣٩٩ ص
(٤٠٠)
خبر از آینده، در راه مکه
٤٠٠ ص
(٤٠١)
خوف شدید، از ارتکاب گناه
٤٠١ ص
(٤٠٢)
خیانت یاران و فرماندهان
٤٠٢ ص
(٤٠٣)
خوراک بهشت
٤٠٣ ص
(٤٠٤)
خلافت معاویه
٤٠٤ ص
(٤٠٥)
خبر از زوال حکومت معاویه
٤٠٥ ص
(٤٠٦)
خنده مذموم
٤٠٦ ص
(٤٠٧)
خوردنیها و آشامیدنیها
٤٠٧ ص
(٤٠٨)
خلق نیکو
٤٠٨ ص
(٤٠٩)
خداگرایی در بخششها
٤٠٩ ص
(٤١٠)
خضوع در برابر خداوند به هنگام وضو
٤١٠ ص
(٤١١)
خبر از درمان بیماری با داروی غلام
٤١١ ص
(٤١٢)
خبر از تعداد خرماها
٤١٢ ص
(٤١٣)
خبر از ورود جوایز معاویه به مدینه
٤١٣ ص
(٤١٤)
ختنه
٤١٤ ص
(٤١٥)
خلیفه
٤١٥ ص
(٤١٦)
خوارج
٤١٦ ص
(٤١٧)
خودپسندی
٤١٧ ص
(٤١٨)
خیانت
٤١٨ ص
(٤١٩)
خصلتهای ناپسند معاویه
٤١٩ ص
(٤٢٠)
د
٤٢٠ ص
(٤٢١)
داماد
٤٢١ ص
(٤٢٢)
دانش امام حسن
٤٢٢ ص
(٤٢٣)
دانش فراگیر ریحانه زهرا
٤٢٣ ص
(٤٢٤)
داور ناشی
٤٢٤ ص
(٤٢٥)
داوری در قذف
٤٢٥ ص
(٤٢٦)
داوری، به فرمان امام علی
٤٢٦ ص
(٤٢٧)
در آخرین لحظات، در فکر هدایت
٤٢٧ ص
(٤٢٨)
در توصیف امام حسن(ع)
٤٢٨ ص
(٤٢٩)
در جواب حکم ابوموسی در صفین
٤٢٩ ص
(٤٣٠)
در حال طلوع نور امیر عالم
٤٣٠ ص
(٤٣١)
در دادخواهی امام علی(ع)
٤٣١ ص
(٤٣٢)
در شناخت حضرت
٤٣٢ ص
(٤٣٣)
در فضیلت اهل بیت
٤٣٣ ص
(٤٣٤)
در فضیلت پدر بعد از صلح
٤٣٤ ص
(٤٣٥)
در فضیلت حضرت و پدرش
٤٣٥ ص
(٤٣٦)
درباره مهدی
٤٣٦ ص
(٤٣٧)
درختان به یاد ماندنی
٤٣٧ ص
(٤٣٨)
درختی که به بار نشست
٤٣٨ ص
(٤٣٩)
دریافت هدایای معاویه
٤٣٩ ص
(٤٤٠)
دریافت هدیه از طاغوت
٤٤٠ ص
(٤٤١)
دریایی عظیم از غیب و گرفتن ماهی
٤٤١ ص
(٤٤٢)
دستورهای پیامبر در عید قربان
٤٤٢ ص
(٤٤٣)
دسیسه معاویه و ترور امام حسن
٤٤٣ ص
(٤٤٤)
دعا بر علیه مردی از بنی امیه
٤٤٤ ص
(٤٤٥)
دعا به هنگام شهادت
٤٤٥ ص
(٤٤٦)
دعا در قنوت نماز وتر
٤٤٦ ص
(٤٤٧)
دعا در هنگام قنوت
٤٤٧ ص
(٤٤٨)
دعای آن حضرت در کنار درب مسجد
٤٤٨ ص
(٤٤٩)
دعای آن حضرت در کنار رکن یمانی
٤٤٩ ص
(٤٥٠)
دعای آن حضرت در مناجات
٤٥٠ ص
(٤٥١)
دعای امام حسن
٤٥١ ص
(٤٥٢)
دعای امام حسن بر علیه دشمنانش
٤٥٢ ص
(٤٥٣)
دعای بر علیه ابن زیاد
٤٥٣ ص
(٤٥٤)
دعای بر علیه دشمنان در نزد معاویه
٤٥٤ ص
(٤٥٥)
دعای تبریک برای ولادت فرزند پسر
٤٥٥ ص
(٤٥٦)
دعای حضرت فاطمه در حق دیگران
٤٥٦ ص
(٤٥٧)
دعای در دفع شر همسایه
٤٥٧ ص
(٤٥٨)
دعای در شب قدر
٤٥٨ ص
(٤٥٩)
دعای در قنوت
٤٥٩ ص
(٤٦٠)
دعای در هنگام افطار
٤٦٠ ص
(٤٦١)
دعای مستجاب
٤٦١ ص
(٤٦٢)
دعوت
٤٦٢ ص
(٤٦٣)
دعوت ابوسفیان به اسلام در کودکی
٤٦٣ ص
(٤٦٤)
دعوت مردم کوفه به جهاد با ناکثین
٤٦٤ ص
(٤٦٥)
دفاع از امام علی و افشاگری علیه بنی امیه
٤٦٥ ص
(٤٦٦)
دفاع از حسین(ع) مقابل خلیفهی دوم
٤٦٦ ص
(٤٦٧)
دفاع از ولایت
٤٦٧ ص
(٤٦٨)
دفع چشم زخم
٤٦٨ ص
(٤٦٩)
دفع حزن و اندوه
٤٦٩ ص
(٤٧٠)
دفع شدائد
٤٧٠ ص
(٤٧١)
دفع کید و دشمنان و شر آنان
٤٧١ ص
(٤٧٢)
دلایل پذیرش صلحنامه
٤٧٢ ص
(٤٧٣)
دلیل طولانی شدن سجده
٤٧٣ ص
(٤٧٤)
دنیا، زندان مؤمن است
٤٧٤ ص
(٤٧٥)
دو آپارتمان سبز و قرمز
٤٧٥ ص
(٤٧٦)
دو شهر در مشرق و مغرب عالم
٤٧٦ ص
(٤٧٧)
دوستی اهل بیت
٤٧٧ ص
(٤٧٨)
دیه کسی که قاتلش ناشناخته است
٤٧٨ ص
(٤٧٩)
ر
٤٧٩ ص
(٤٨٠)
رفع درد پا
٤٨٠ ص
(٤٨١)
رایحه سیب
٤٨١ ص
(٤٨٢)
راهنمایی طفل چهار ماهه
٤٨٢ ص
(٤٨٣)
روش ارشاد و هدایت
٤٨٣ ص
(٤٨٤)
روئیدن رطب بر نخل خشکیده
٤٨٤ ص
(٤٨٥)
رسوائی توطئه گر و زن شدن یک مرد
٤٨٥ ص
(٤٨٦)
رفتارهای عرب نسبت به امام علی
٤٨٦ ص
(٤٨٧)
راضی به تقدیر خداوندی
٤٨٧ ص
(٤٨٨)
راه شناخت اندیشه انسان
٤٨٨ ص
(٤٨٩)
روش برخورد با انسانهای نادان (سفیه)
٤٨٩ ص
(٤٩٠)
رابطه ناشناخته بین انسان و خدا
٤٩٠ ص
(٤٩١)
رهاورد اطاعت از پیامبر
٤٩١ ص
(٤٩٢)
رهاورد تفکر
٤٩٢ ص
(٤٩٣)
راههای رسیدن به کمالات
٤٩٣ ص
(٤٩٤)
رهاورد شوم کینه توزی و حسد
٤٩٤ ص
(٤٩٥)
راههای برقراری ارتباط متقابل با خداوند
٤٩٥ ص
(٤٩٦)
روش برخورد با دنیا
٤٩٦ ص
(٤٩٧)
رهاورد شوم اخلاق ناشایسته
٤٩٧ ص
(٤٩٨)
روش بزرگداشت نام خداوند
٤٩٨ ص
(٤٩٩)
روش استفاده صحیح از دنیا
٤٩٩ ص
(٥٠٠)
روش برخورد با مال و ثروت دنیا
٥٠٠ ص
(٥٠١)
رجعت
٥٠١ ص
(٥٠٢)
رمضان
٥٠٢ ص
(٥٠٣)
روزی
٥٠٣ ص
(٥٠٤)
رهاورد و آثار زکات
٥٠٤ ص
(٥٠٥)
ریشه پیدایش زکات
٥٠٥ ص
(٥٠٦)
رهاورد گردش ستارگان در آسمان
٥٠٦ ص
(٥٠٧)
روش ستایش مخفیانه از خویشتن
٥٠٧ ص
(٥٠٨)
رهاورد سکوت
٥٠٨ ص
(٥٠٩)
رهاورد شکرگزاری
٥٠٩ ص
(٥١٠)
رهاورد صبر
٥١٠ ص
(٥١١)
رهاورد عبادت خدا
٥١١ ص
(٥١٢)
روش دستیابی به عزت
٥١٢ ص
(٥١٣)
رفع عطش امام حسن با اعجاز پیامبر
٥١٣ ص
(٥١٤)
رهاورد شوم اهانت به علی
٥١٤ ص
(٥١٥)
رهاورد تلاوت سوره هود
٥١٥ ص
(٥١٦)
رهاورد اطاعت از پیامبر
٥١٦ ص
(٥١٧)
روش برخورد با مردم
٥١٧ ص
(٥١٨)
رهاورد رفت و آمد به مسجد
٥١٨ ص
(٥١٩)
رهاورد مشورت
٥١٩ ص
(٥٢٠)
روش مبارزه با هوای نفس
٥٢٠ ص
(٥٢١)
رهاورد نماز شب
٥٢١ ص
(٥٢٢)
رهاورد نیکوکاری
٥٢٢ ص
(٥٢٣)
روش برخورد با همسایه مزاحم
٥٢٣ ص
(٥٢٤)
رد خواستگاری یزید از دختر عبدالله جعفر
٥٢٤ ص
(٥٢٥)
ز
٥٢٥ ص
(٥٢٦)
زمین شکافته شد
٥٢٦ ص
(٥٢٧)
زنده کردن مرده
٥٢٧ ص
(٥٢٨)
زن شدن مردی در قبال توهین
٥٢٨ ص
(٥٢٩)
زنده نمودن دو مرده گنهکار
٥٢٩ ص
(٥٣٠)
زنده شدن دختر پادشاه
٥٣٠ ص
(٥٣١)
زهر کشنده، در میان ظرف شیر
٥٣١ ص
(٥٣٢)
زکات واجب بر مردم
٥٣٢ ص
(٥٣٣)
زشتی بد اخلاقی
٥٣٣ ص
(٥٣٤)
زیاد بن ابیه
٥٣٤ ص
(٥٣٥)
س
٥٣٥ ص
(٥٣٦)
سخاوت
٥٣٦ ص
(٥٣٧)
سینه یا گنجینه دانش بیکران الهی
٥٣٧ ص
(٥٣٨)
سرزمینهای پاک و مطهر
٥٣٨ ص
(٥٣٩)
سفرهی آسمانی
٥٣٩ ص
(٥٤٠)
سزای جسارت و توهین
٥٤٠ ص
(٥٤١)
ستارگان آسمان
٥٤١ ص
(٥٤٢)
سبز کردن نخل خشکیده
٥٤٢ ص
(٥٤٣)
سبز کردن نخل خشکیده و آوردن رطب تازه
٥٤٣ ص
(٥٤٤)
سایه انداختن پرنده
٥٤٤ ص
(٥٤٥)
سفید پوست کردن مرد سیاه پوست
٥٤٥ ص
(٥٤٦)
سزای قسم دروغ
٥٤٦ ص
(٥٤٧)
سبطی در آغوش جبرئیل
٥٤٧ ص
(٥٤٨)
سخنرانی، در جمع مردم کوفه
٥٤٨ ص
(٥٤٩)
سخن پیامبر پس از فتح خیبر
٥٤٩ ص
(٥٥٠)
سخن امام درباره فتح مکه
٥٥٠ ص
(٥٥١)
سرانجام اشعث بن قیس
٥٥١ ص
(٥٥٢)
سخن حسن(ع) هنگام تبعید ابوذر
٥٥٢ ص
(٥٥٣)
سخن حسن(ع) هنگام محاصره خانه عثمان
٥٥٣ ص
(٥٥٤)
سخن امام حسن درباره گفتار ابن زبیر
٥٥٤ ص
(٥٥٥)
سخنان با کوفیان در جنگ جمل
٥٥٥ ص
(٥٥٦)
سخنان در نماز جمعه
٥٥٦ ص
(٥٥٧)
سخن در کوفه
٥٥٧ ص
(٥٥٨)
سخن درباره ابوموسی
٥٥٨ ص
(٥٥٩)
سخن درباره قبر هود
٥٥٩ ص
(٥٦٠)
سخن با ابن ملجم
٥٦٠ ص
(٥٦١)
سرزنش کوفیان
٥٦١ ص
(٥٦٢)
سخن امام درباره صلح و جنگ
٥٦٢ ص
(٥٦٣)
سخنان امام حسن در مجلس معاویه
٥٦٣ ص
(٥٦٤)
سخن امام حسن پس از بیعت
٥٦٤ ص
(٥٦٥)
سخن امام حسن درباره حوادث آینده
٥٦٥ ص
(٥٦٦)
سخن امام درباره وظایف حاکم
٥٦٦ ص
(٥٦٧)
سخن امام با حبیب بن مسلمه
٥٦٧ ص
(٥٦٨)
سخن پدر در نکوهش اشعث بن قیس
٥٦٨ ص
(٥٦٩)
سخن از پیامبر اکرم (ص)
٥٦٩ ص
(٥٧٠)
سوره ابراهیم در خطبه نماز جمعه
٥٧٠ ص
(٥٧١)
سوگند در داوری
٥٧١ ص
(٥٧٢)
سلام پیش از کلام
٥٧٢ ص
(٥٧٣)
سرکوب دشمن یا برآوردن حاجت
٥٧٣ ص
(٥٧٤)
سخاوت نسبت به حجاج بیت الله الحرام
٥٧٤ ص
(٥٧٥)
سخاوت نسبت به غلام سیاه
٥٧٥ ص
(٥٧٦)
سبز شدن درخت خشک با دعا
٥٧٦ ص
(٥٧٧)
سخن امام حسن با امام علی از قتل عثمان
٥٧٧ ص
(٥٧٨)
سلام
٥٧٨ ص
(٥٧٩)
سلیمان
٥٧٩ ص
(٥٨٠)
سدر و کافور بهشتی در تجهیز علی
٥٨٠ ص
(٥٨١)
سخن امام حسن با فاطمه پس از شهادت
٥٨١ ص
(٥٨٢)
ش
٥٨٢ ص
(٥٨٣)
شناسایی خود و صفات زمامدار
٥٨٣ ص
(٥٨٤)
شناسایی خود و معاویه
٥٨٤ ص
(٥٨٥)
شفاعت رمز ترقی و رشد در موجودات
٥٨٥ ص
(٥٨٦)
شما ولی پروردگارید
٥٨٦ ص
(٥٨٧)
شفاعت فرشتهای که بشکل مار مسخ شده بود
٥٨٧ ص
(٥٨٨)
شوخی
٥٨٨ ص
(٥٨٩)
شکوه علمی و معنوی در دوران کودکی
٥٨٩ ص
(٥٩٠)
شنیدن وحی در کودکی
٥٩٠ ص
(٥٩١)
شستشوی شمشیر از خون عمرو بن عبدود
٥٩١ ص
(٥٩٢)
شرط شفاعت او برای ابوسفیان
٥٩٢ ص
(٥٩٣)
شروط صلح
٥٩٣ ص
(٥٩٤)
شیعه حقیقی
٥٩٤ ص
(٥٩٥)
شمار امامان معصوم
٥٩٥ ص
(٥٩٦)
شرایط پذیرش صلح
٥٩٦ ص
(٥٩٧)
شباهت اهل بیت به یکدیگر
٥٩٧ ص
(٥٩٨)
شرایط امام برای اخذ بیعت از مردم
٥٩٨ ص
(٥٩٩)
شرایط امام برای بیعت با معاویه
٥٩٩ ص
(٦٠٠)
شفاعت حسنین از فرشته خطاکار
٦٠٠ ص
(٦٠١)
شباهت اهل بیت به یکدیگر
٦٠١ ص
(٦٠٢)
شیوه سوگند دادن دروغگویان
٦٠٢ ص
(٦٠٣)
شعرها
٦٠٣ ص
(٦٠٤)
شهادت ائمه اطهار علیهمالسلام
٦٠٤ ص
(٦٠٥)
شدت عذاب قوم عاد
٦٠٥ ص
(٦٠٦)
شبهه افکنی یهود و نصارا در دین
٦٠٦ ص
(٦٠٧)
شام خوردن قبل از نماز عشاء
٦٠٧ ص
(٦٠٨)
شبهه افکنی یهود و نصارا در دین
٦٠٨ ص
(٦٠٩)
ص
٦٠٩ ص
(٦١٠)
صفات پارسایان
٦١٠ ص
(٦١١)
ض
٦١١ ص
(٦١٢)
ضرورت شناخت امام
٦١٢ ص
(٦١٣)
ضرورت اطاعت از امامان معصوم
٦١٣ ص
(٦١٤)
ضرورت نیکی به اهل بیت پیامبر
٦١٤ ص
(٦١٥)
ضرورت تفکر در معقولات
٦١٥ ص
(٦١٦)
ضرورت جهاد با ناکثین
٦١٦ ص
(٦١٧)
ضرورت جهاد با قاسطین (در صفین)
٦١٧ ص
(٦١٨)
ضرورت حفظ ارزشها به هنگام ابراز حاجت
٦١٨ ص
(٦١٩)
ضرورت حسن ظن به خدا در بخششها
٦١٩ ص
(٦٢٠)
ضعفها و نیازهای انسان
٦٢٠ ص
(٦٢١)
ضرورت نیکی به اهل بیت پیامبر
٦٢١ ص
(٦٢٢)
ضرورت پند پذیری از عبرتهای دنیا
٦٢٢ ص
(٦٢٣)
ضرورت ذکر خدا پس از حل مشکلات
٦٢٣ ص
(٦٢٤)
ضرورت پرهیز از یاری کردن ستمگران
٦٢٤ ص
(٦٢٥)
ضرورت پرهیز از یاری کردن ستمگران
٦٢٥ ص
(٦٢٦)
ضرورت علمآموزی برای نوجوانان
٦٢٦ ص
(٦٢٧)
ضرورت عمل گرایی برای دنیا و آخرت
٦٢٧ ص
(٦٢٨)
ضرورت پیروی از قرآن
٦٢٨ ص
(٦٢٩)
ضرورت تدبر در آیات و عمل به دستورات آن
٦٢٩ ص
(٦٣٠)
ضرورت اعتقاد به قضا و قدر
٦٣٠ ص
(٦٣١)
ط
٦٣١ ص
(٦٣٢)
طلب مغفرت
٦٣٢ ص
(٦٣٣)
طلب مغفرت و برآورده شدن حاجات
٦٣٣ ص
(٦٣٤)
طلب اخلاقهای نیکو
٦٣٤ ص
(٦٣٥)
طلب یاری و یقین از خدا
٦٣٥ ص
(٦٣٦)
طلب باران
٦٣٦ ص
(٦٣٧)
طی الارض به چین
٦٣٧ ص
(٦٣٨)
ع
٦٣٨ ص
(٦٣٩)
عمرو بن حسن (آزادهای کوچک)
٦٣٩ ص
(٦٤٠)
عبدالله بن حسن (عبدالله اکبر)
٦٤٠ ص
(٦٤١)
عبدالله اصغر بن حسن
٦٤١ ص
(٦٤٢)
عبادت امام حسن
٦٤٢ ص
(٦٤٣)
علت صلح با معاویه
٦٤٣ ص
(٦٤٤)
علت صلح
٦٤٤ ص
(٦٤٥)
علت اصلی صلح
٦٤٥ ص
(٦٤٦)
عالم در فرمان او است
٦٤٦ ص
(٦٤٧)
عیدی خداوند به مقربین
٦٤٧ ص
(٦٤٨)
علاقه به معجزه
٦٤٨ ص
(٦٤٩)
علم شگفتانگیز امام حسن
٦٤٩ ص
(٦٥٠)
عاقبت مرد تهمت زننده
٦٥٠ ص
(٦٥١)
عکس العمل در قبال توهین و استهزاء
٦٥١ ص
(٦٥٢)
عیادت پدر بزرگوار
٦٥٢ ص
(٦٥٣)
علت ترک خلافت
٦٥٣ ص
(٦٥٤)
عذاب دوزخیان
٦٥٤ ص
(٦٥٥)
عصمت و طهارت اهل بیت
٦٥٥ ص
(٦٥٦)
علم امام به زبانها و لغتهای مختلف
٦٥٦ ص
(٦٥٧)
علل گریه امام حسن به هنگام شهادت
٦٥٧ ص
(٦٥٨)
عظمت شهادت امام حسین
٦٥٨ ص
(٦٥٩)
عصمت و طهارت اهل بیت
٦٥٩ ص
(٦٦٠)
عاق والدین
٦٦٠ ص
(٦٦١)
عایشه
٦٦١ ص
(٦٦٢)
عبادت و انتظار فرج
٦٦٢ ص
(٦٦٣)
عثمان
٦٦٣ ص
(٦٦٤)
عقیق
٦٦٤ ص
(٦٦٥)
علی میزان ایمان
٦٦٥ ص
(٦٦٦)
علی مرد خدا در امت اسلام
٦٦٦ ص
(٦٦٧)
علم بیکران علی
٦٦٧ ص
(٦٦٨)
غ
٦٦٨ ص
(٦٦٩)
غصب حق اهل بیت
٦٦٩ ص
(٦٧٠)
غایب شدن در آسمان
٦٧٠ ص
(٦٧١)
غسل حضرت فاطمه توسط حضرت علی
٦٧١ ص
(٦٧٢)
ف
٦٧٢ ص
(٦٧٣)
فروتنی امام حسن
٦٧٣ ص
(٦٧٤)
فضائل امام از زبان رسول خدا
٦٧٤ ص
(٦٧٥)
فضل امام حسن
٦٧٥ ص
(٦٧٦)
فروتنی او
٦٧٦ ص
(٦٧٧)
فضیلت اهل بیت
٦٧٧ ص
(٦٧٨)
فضیلت اهل بیت بعد از شهادت علی(ع)
٦٧٨ ص
(٦٧٩)
فضیلت امام حسن(ع) و علی(ع)
٦٧٩ ص
(٦٨٠)
فرزندانم برای چه میگریند؟
٦٨٠ ص
(٦٨١)
فرمانروایان آفرینش
٦٨١ ص
(٦٨٢)
فرشتگان یاوران دیرینه در غم اهلبیت
٦٨٢ ص
(٦٨٣)
فرزندان ما پارههای جگر ما هستند
٦٨٣ ص
(٦٨٤)
فرزندم؛ عمویت را تنها نگذاری
٦٨٤ ص
(٦٨٥)
فلسفه صلح یا عهدنامه و ظهور حجت
٦٨٥ ص
(٦٨٦)
فائده گذشت و ملاطفت
٦٨٦ ص
(٦٨٧)
فائده گذشت و ملاطفت
٦٨٧ ص
(٦٨٨)
فکر پلید
٦٨٨ ص
(٦٨٩)
فقر، دشمنی خطرناک و ستمکار
٦٨٩ ص
(٦٩٠)
فروش موقوفات پدر را نپذیرفت
٦٩٠ ص
(٦٩١)
فضیلت سه آیه آخر سوره حشر
٦٩١ ص
(٦٩٢)
فضیلت ماه رمضان
٦٩٢ ص
(٦٩٣)
فضیلت برآوردن حاجت مؤمن
٦٩٣ ص
(٦٩٤)
فلسفه صلح امام حسن با معاویه
٦٩٤ ص
(٦٩٥)
فضیلت زیارت پیامبر و اهل بیت
٦٩٥ ص
(٦٩٦)
فلسفه بخشش به نیازمندان
٦٩٦ ص
(٦٩٧)
فضیلت زیارت پیامبر و اهل بیت
٦٩٧ ص
(٦٩٨)
فضایل علی در کتب آسمانی
٦٩٨ ص
(٦٩٩)
فاصلهی بین آسمان و زمین
٦٩٩ ص
(٧٠٠)
فاصلهی بین ایمان و یقین
٧٠٠ ص
(٧٠١)
فالوده (نوعی حلوا)
٧٠١ ص
(٧٠٢)
فلسفه ترس از مرگ
٧٠٢ ص
(٧٠٣)
فلسفه دشمنی یزید با امام حسن
٧٠٣ ص
(٧٠٤)
ق
٧٠٤ ص
(٧٠٥)
قاسم بن الحسن (شهید نینوا)
٧٠٥ ص
(٧٠٦)
قصرهای گوناگون یا حدیث گریه
٧٠٦ ص
(٧٠٧)
قلم قدرت محبوب
٧٠٧ ص
(٧٠٨)
قدرت فوقالعاده
٧٠٨ ص
(٧٠٩)
قرآن را امام خود گرفتن
٧٠٩ ص
(٧١٠)
قرآن و اهل بیت
٧١٠ ص
(٧١١)
قضاوتهای شگفتانگیز امام حسن
٧١١ ص
(٧١٢)
قصه
٧١٢ ص
(٧١٣)
ک
٧١٣ ص
(٧١٤)
کانون علم و حکمت
٧١٤ ص
(٧١٥)
کوه بردباری
٧١٥ ص
(٧١٦)
کرامات امام حسن
٧١٦ ص
(٧١٧)
کوفه قبل از صلح
٧١٧ ص
(٧١٨)
کلام با حسن بصری در توحید
٧١٨ ص
(٧١٩)
کم نشدن از غذا
٧١٩ ص
(٧٢٠)
کدام بهترند، دشمنان یا دوستان؟
٧٢٠ ص
(٧٢١)
کانون مهر
٧٢١ ص
(٧٢٢)
کفاره تخمهای خام شترمرغ
٧٢٢ ص
(٧٢٣)
کمال سخاوت
٧٢٣ ص
(٧٢٤)
کشتی نجات امت
٧٢٤ ص
(٧٢٥)
کدو
٧٢٥ ص
(٧٢٦)
کرسی
٧٢٦ ص
(٧٢٧)
کشتی
٧٢٧ ص
(٧٢٨)
کفاره
٧٢٨ ص
(٧٢٩)
کفر
٧٢٩ ص
(٧٣٠)
کوفه
٧٣٠ ص
(٧٣١)
کفایت نماز جمعه از نماز ظهر
٧٣١ ص
(٧٣٢)
گ
٧٣٢ ص
(٧٣٣)
گذشت امام حسن
٧٣٣ ص
(٧٣٤)
گوشوارههای عرش پروردگار
٧٣٤ ص
(٧٣٥)
گروهی ستمگر
٧٣٥ ص
(٧٣٦)
گوشوارههای عرش خداوند
٧٣٦ ص
(٧٣٧)
گوش به دعای مادر
٧٣٧ ص
(٧٣٨)
گل خوشبوی دنیا و آخرت
٧٣٨ ص
(٧٣٩)
گفتگوی حسن(ع) با پدر پیرامون ابن زیاد
٧٣٩ ص
(٧٤٠)
گسیل مردم برای نبرد با معاویه
٧٤٠ ص
(٧٤١)
گزارش نزول آیات به مادر
٧٤١ ص
(٧٤٢)
گریه به هنگام بیماری پیامبر
٧٤٢ ص
(٧٤٣)
گفتار، معیار ارزیابی انسان
٧٤٣ ص
(٧٤٤)
گفتگو با قاتل، پس از دستگیری
٧٤٤ ص
(٧٤٥)
گفتگو با قاتل علی قبل از قصاص
٧٤٥ ص
(٧٤٦)
گفتگوی امام حسن با ابن ملجم قبل از قصاص
٧٤٦ ص
(٧٤٧)
گریه
٧٤٧ ص
(٧٤٨)
گفتار، معیار ارزیابی انسان
٧٤٨ ص
(٧٤٩)
ل
٧٤٩ ص
(٧٥٠)
لبیک گفتن نخل خرما
٧٥٠ ص
(٧٥١)
لیست اسامی شیعه
٧٥١ ص
(٧٥٢)
لباسش را به عمویش عقیل داد
٧٥٢ ص
(٧٥٣)
لقب ابوتراب برای امیرالمومنین
٧٥٣ ص
(٧٥٤)
لباس روز عید
٧٥٤ ص
(٧٥٥)
م
٧٥٥ ص
(٧٥٦)
منبع سخنان شیرین
٧٥٦ ص
(٧٥٧)
منزلت امام حسن نزد پیامبر
٧٥٧ ص
(٧٥٨)
مذمت اصحاب بخاطر عدم اهتمام به جهاد
٧٥٨ ص
(٧٥٩)
مناظره جالب با اصحاب معاویه
٧٥٩ ص
(٧٦٠)
مناظره نزد معاویه در فضیلت علی(ع)
٧٦٠ ص
(٧٦١)
مناظره در شناخت امام و عیوب مخالفین
٧٦١ ص
(٧٦٢)
مناظره در فضیلت ائمه و شایستگی بر خلافت
٧٦٢ ص
(٧٦٣)
مناظره با عمر عاص و مروان و ابن زیاد
٧٦٣ ص
(٧٦٤)
مناظره با عبدالله بن زبیر
٧٦٤ ص
(٧٦٥)
مناظره با مروان بن حکم
٧٦٥ ص
(٧٦٦)
مناظره با عمرو بن عاص
٧٦٦ ص
(٧٦٧)
مناظره دوم با عمرو بن عاص
٧٦٧ ص
(٧٦٨)
مناظره سوم با عمرو بن عاص
٧٦٨ ص
(٧٦٩)
مناظره با معاویة بن ابی سفیان
٧٦٩ ص
(٧٧٠)
مناظره دوم با معاویة بن ابی سفیان
٧٧٠ ص
(٧٧١)
مناظره با ولید بن عقبه
٧٧١ ص
(٧٧٢)
مناظره با حبیب بن مسلمه فهری
٧٧٢ ص
(٧٧٣)
معراج پایگاه ابرار
٧٧٣ ص
(٧٧٤)
محفل سرور و عشق
٧٧٤ ص
(٧٧٥)
مظلومیت خاندان وحی
٧٧٥ ص
(٧٧٦)
مرا به سم خواهند کشت
٧٧٦ ص
(٧٧٧)
مصیبتی به من خواهد رسید
٧٧٧ ص
(٧٧٨)
مگر حسن پسر من نیست؟
٧٧٨ ص
(٧٧٩)
مقام ارجمند فرزندان امام مجتبی
٧٧٩ ص
(٧٨٠)
محافظت یکی از اجنه
٧٨٠ ص
(٧٨١)
منزلهای جبرئیل در خانههای اهل بیت
٧٨١ ص
(٧٨٢)
مرد اعرابی و خبرهای غیبی
٧٨٢ ص
(٧٨٣)
مردی که زن شد
٧٨٣ ص
(٧٨٤)
مراسم نامگذاری و بیمه ساختن نوزاد
٧٨٤ ص
(٧٨٥)
مسائل حضرت خضر و جواب امام
٧٨٥ ص
(٧٨٦)
معجزه پسر همچون پدر
٧٨٦ ص
(٧٨٧)
مجازات زن بدکاره با کنیز
٧٨٧ ص
(٧٨٨)
مشکل گشایی
٧٨٨ ص
(٧٨٩)
مراسم نامگذاری
٧٨٩ ص
(٧٩٠)
مسابقهی خط نویسی در کودکی
٧٩٠ ص
(٧٩١)
معجزهای در مسیر راه مکه
٧٩١ ص
(٧٩٢)
معنای سیاست
٧٩٢ ص
(٧٩٣)
محل دفن امام علی
٧٩٣ ص
(٧٩٤)
مکاتبات امام حسن و معاویه
٧٩٤ ص
(٧٩٥)
مواضع یاران امام درباره صلح در ساباط
٧٩٥ ص
(٧٩٦)
مباهات معاویه و پاسخ امام حسن
٧٩٦ ص
(٧٩٧)
محل دفن امام حسن
٧٩٧ ص
(٧٩٨)
مصداق آیه «و شارکهم فی الأموال و الأولاد»
٧٩٨ ص
(٧٩٩)
مصداق آیه«فاستوی علی سوقه»
٧٩٩ ص
(٨٠٠)
مصداق آیه «انا کل شیء خلقناه بقدر»
٨٠٠ ص
(٨٠١)
مصداق آیه «و أدبار السجود»
٨٠١ ص
(٨٠٢)
مصداق آیه «أصحاب الأخدود»
٨٠٢ ص
(٨٠٣)
مصداق آیه «فی أی صورة ما شاء رکبک»
٨٠٣ ص
(٨٠٤)
منظور از ابرار
٨٠٤ ص
(٨٠٥)
منزلت اهل بیت
٨٠٥ ص
(٨٠٦)
مقام عالمان شیعه در قیامت
٨٠٦ ص
(٨٠٧)
مبطلات وضو
٨٠٧ ص
(٨٠٨)
مشورت با دختر
٨٠٨ ص
(٨٠٩)
مبنای داوری
٨٠٩ ص
(٨١٠)
محبت راستین، ملاک قرب
٨١٠ ص
(٨١١)
مبارکباد نوزاد
٨١١ ص
(٨١٢)
مقدم بودن اطاعت خداوند بر دیگران
٨١٢ ص
(٨١٣)
متن قرارداد صلح امام حسن با معاویه
٨١٣ ص
(٨١٤)
معنای جواد و بخشنده
٨١٤ ص
(٨١٥)
معنای جواد و بخشنده
٨١٥ ص
(٨١٦)
منزه بودن از تکبر
٨١٦ ص
(٨١٧)
محبت شدید به پیامبر در خردسالی
٨١٧ ص
(٨١٨)
معرفی ناس ، اشباه الناس و نسناس
٨١٨ ص
(٨١٩)
مثل حسنین
٨١٩ ص
(٨٢٠)
ماجرای حکمیت
٨٢٠ ص
(٨٢١)
مانع نشدن چیزی بین انسان و خدا
٨٢١ ص
(٨٢٢)
معیار دوست یابی
٨٢٢ ص
(٨٢٣)
مبانی داوریهای امام علی
٨٢٣ ص
(٨٢٤)
مهلت ندادن به قاتل علی
٨٢٤ ص
(٨٢٥)
مال دوستی
٨٢٥ ص
(٨٢٦)
محلل
٨٢٦ ص
(٨٢٧)
ماهیت مرگ
٨٢٧ ص
(٨٢٨)
ملعون بودن مروان قبل از ولادت
٨٢٨ ص
(٨٢٩)
معاویه و شگفتیهای روزگار
٨٢٩ ص
(٨٣٠)
ملعونی معاویه، عمروعاص و مغیره در حدیث نبوی
٨٣٠ ص
(٨٣١)
مومن در نگاه پیامبر و امام حسن
٨٣١ ص
(٨٣٢)
مهمان، مهمانی
٨٣٢ ص
(٨٣٣)
ن
٨٣٣ ص
(٨٣٤)
نوه و فرزند پیامبر
٨٣٤ ص
(٨٣٥)
نقش نگین انگشتر امام حسن
٨٣٥ ص
(٨٣٦)
نامهای مقدس که قبلا پنهان بود
٨٣٦ ص
(٨٣٧)
نامهای آسمانی یا اسم اعظم
٨٣٧ ص
(٨٣٨)
نام او به فرمان خداوند
٨٣٨ ص
(٨٣٩)
نبوت پدر امامت
٨٣٩ ص
(٨٤٠)
نگاه به چهرهی برگزیدگان
٨٤٠ ص
(٨٤١)
نوری درخشنده در خدمت فرزند پیامبر
٨٤١ ص
(٨٤٢)
نقش صورت حورالعینها در بهشت
٨٤٢ ص
(٨٤٣)
نشانه های عبادت
٨٤٣ ص
(٨٤٤)
نوشتههای بال ملخ
٨٤٤ ص
(٨٤٥)
نوشتههایی بر روی بال ملخ
٨٤٥ ص
(٨٤٦)
نفرین امام حسن بر زیاد ولد الزنا
٨٤٦ ص
(٨٤٧)
نشان دادن پیامبر، علی، حمزه و جعفر
٨٤٧ ص
(٨٤٨)
نشان دادن علی در بعد از شهادت آن حضرت
٨٤٨ ص
(٨٤٩)
نفس مسیحایی
٨٤٩ ص
(٨٥٠)
نتیجه خوشحال کردن سگ
٨٥٠ ص
(٨٥١)
نصیحت فرزند جهت یاری برادر
٨٥١ ص
(٨٥٢)
نصایحی سعادت بخش در لحظاتی حساس
٨٥٢ ص
(٨٥٣)
نیکی مضاعف
٨٥٣ ص
(٨٥٤)
نیکی از نیکی میزاید
٨٥٤ ص
(٨٥٥)
نامهای امامان
٨٥٥ ص
(٨٥٦)
نقش امام حسن در صفین
٨٥٦ ص
(٨٥٧)
نقل وصایای پدر
٨٥٧ ص
(٨٥٨)
نیرنگ معاویه و نامه امام حسن به او
٨٥٨ ص
(٨٥٩)
نامه معاویه به امام حسن
٨٥٩ ص
(٨٦٠)
نبرد میان سپاه قیس و معاویه
٨٦٠ ص
(٨٦١)
نامه امام درباره صلح
٨٦١ ص
(٨٦٢)
نشانه ظهور
٨٦٢ ص
(٨٦٣)
نامهای شیعیان در دیوانی نزد امامان
٨٦٣ ص
(٨٦٤)
ناگواری مرگ
٨٦٤ ص
(٨٦٥)
نماز، رازی میان پروردگار و بنده
٨٦٥ ص
(٨٦٦)
نماز روز، آهسته است
٨٦٦ ص
(٨٦٧)
نماز رو به روی طواف کنندگان
٨٦٧ ص
(٨٦٨)
نماز حسنین
٨٦٨ ص
(٨٦٩)
نماز تراویح
٨٦٩ ص
(٨٧٠)
نقل یک مسئلهی ارثی
٨٧٠ ص
(٨٧١)
نامه امام حسن در پاسخ تسلیت
٨٧١ ص
(٨٧٢)
نکوهش از غفلت انسان
٨٧٢ ص
(٨٧٣)
ناچیز شمردن بخشش خود در برابر خداوند
٨٧٣ ص
(٨٧٤)
نقش نگین انگشتر امام حسن
٨٧٤ ص
(٨٧٥)
نکوهش از قاتل پس از مسمومیت
٨٧٥ ص
(٨٧٦)
نمایاندن معاویه و عمروعاص به یاران خود
٨٧٦ ص
(٨٧٧)
نقش محمد بن اشعث در شهادت حسین(ع)
٨٧٧ ص
(٨٧٨)
نکوهش یاران بیوفا
٨٧٨ ص
(٨٧٩)
نکوهش و افشای چهره زیاد بن ابیه
٨٧٩ ص
(٨٨٠)
نفرین امام به زیاد بن ابیه
٨٨٠ ص
(٨٨١)
نکوهش اشعث بن قیس و خبر آینده ذلت بار
٨٨١ ص
(٨٨٢)
نکوهش از ابوموسی اشعری
٨٨٢ ص
(٨٨٣)
نکوهش از دنیا طلبی
٨٨٣ ص
(٨٨٤)
نکوهش از دنیا دوستی
٨٨٤ ص
(٨٨٥)
نکوهش از ریاکاری زاهدانه
٨٨٥ ص
(٨٨٦)
نکوهش از لباس شهرت
٨٨٦ ص
(٨٨٧)
نشانههای شیعیان
٨٨٧ ص
(٨٨٨)
نکوهش از عادتهای ناپسند
٨٨٨ ص
(٨٨٩)
نکوهش از عبدالله بن عباس
٨٨٩ ص
(٨٩٠)
نامهای به عبیدالله بن عباس
٨٩٠ ص
(٨٩١)
نکوهش از عبیدالله بن عمر
٨٩١ ص
(٨٩٢)
نکوهش از اهل عراق (کوفیان) 1
٨٩٢ ص
(٨٩٣)
ناخشنودی علی(ع) از امت قبل از شهادت
٨٩٣ ص
(٨٩٤)
نکوهش از عمروعاص
٨٩٤ ص
(٨٩٥)
نامعلوم بودن پدر عمروعاص
٨٩٥ ص
(٨٩٦)
نامهای به عمروعاص
٨٩٦ ص
(٨٩٧)
نیاز انسان به عمل صالح در آخرت
٨٩٧ ص
(٨٩٨)
نشانه فرومایگی
٨٩٨ ص
(٨٩٩)
نکوهش از مروان بن حکم
٨٩٩ ص
(٩٠٠)
نکوهش از جنگ طلبی معاویه
٩٠٠ ص
(٩٠١)
نامه امام حسن به معاویه قبل از صلح
٩٠١ ص
(٩٠٢)
نکوهش از پیروان معاویه
٩٠٢ ص
(٩٠٣)
نشانههای مؤمن
٩٠٣ ص
(٩٠٤)
نشانههای ظهور حضرت مهدی
٩٠٤ ص
(٩٠٥)
نخل
٩٠٥ ص
(٩٠٦)
نکوهش خدا از یهود
٩٠٦ ص
(٩٠٧)
نعمت
٩٠٧ ص
(٩٠٨)
نفاق
٩٠٨ ص
(٩٠٩)
نماز بیخاصیت
٩٠٩ ص
(٩١٠)
نکوهش خدا از یهود
٩١٠ ص
(٩١١)
و
٩١١ ص
(٩١٢)
واپسین لحظه غروب خورشید
٩١٢ ص
(٩١٣)
وصایای امام حسن
٩١٣ ص
(٩١٤)
ویژگی حکومت امامان معصوم (بیان تفاوتها)
٩١٤ ص
(٩١٥)
وجوب محبت اهل بیت
٩١٥ ص
(٩١٦)
ویژگیهای پیامبر اکرم
٩١٦ ص
(٩١٧)
وضو گرفتن پیامبر
٩١٧ ص
(٩١٨)
وصیت نسبت به قاتل و محل دفن خود
٩١٨ ص
(٩١٩)
وصیت امام حسن برای محل دفن
٩١٩ ص
(٩٢٠)
وصیت به روش برخورد با دشمنی عایشه
٩٢٠ ص
(٩٢١)
وصیت نسبت به پرهیز از خونریزی
٩٢١ ص
(٩٢٢)
وصیت پس از مسمومیت
٩٢٢ ص
(٩٢٣)
وصیت نسبت به محمد بن حنفیه
٩٢٣ ص
(٩٢٤)
وصیت نامه به امام حسین
٩٢٤ ص
(٩٢٥)
وفا کردن به وعده پیامبر با اعجاز
٩٢٥ ص
(٩٢٦)
وجوب محبت اهل بیت
٩٢٦ ص
(٩٢٧)
ویژگیهای شیعیان
٩٢٧ ص
(٩٢٨)
وصیت نامه حضرت فاطمه
٩٢٨ ص
(٩٢٩)
ویژگیهای قرآن
٩٢٩ ص
(٩٣٠)
ویژگیهای پیامبر اکرم
٩٣٠ ص
(٩٣١)
وضو گرفتن پیامبر
٩٣١ ص
(٩٣٢)
ویژگیهای مومن
٩٣٢ ص
(٩٣٣)
وقت نمازهای پنج گانه
٩٣٣ ص
(٩٣٤)
ولایت ائمه بر مؤمنین
٩٣٤ ص
(٩٣٥)
ه
٩٣٥ ص
(٩٣٦)
هنگام احتضار برای طلب رحمت الهی
٩٣٦ ص
(٩٣٧)
هنگام پیوستن اصحاب به معاویه
٩٣٧ ص
(٩٣٨)
هنگام تصمیم به صلح
٩٣٨ ص
(٩٣٩)
هنگامی سلامتی از جراحت
٩٣٩ ص
(٩٤٠)
هنگام صلح با معاویه
٩٤٠ ص
(٩٤١)
همچو فرزندی که بسوی پدر میشتابد
٩٤١ ص
(٩٤٢)
هدیهای به یک دوست
٩٤٢ ص
(٩٤٣)
هرگاه او را مینگرم
٩٤٣ ص
(٩٤٤)
همانند رسول خدا
٩٤٤ ص
(٩٤٥)
هدیه آسمانی
٩٤٥ ص
(٩٤٦)
هدایت بادیه نشین
٩٤٦ ص
(٩٤٧)
هشتاد شتر از صخره برآورد
٩٤٧ ص
(٩٤٨)
همراه با پدر، در شب شهادت
٩٤٨ ص
(٩٤٩)
هوشمندی امام حسن در نقد سخن معاویه
٩٤٩ ص
(٩٥٠)
هنگام احتضار
٩٥٠ ص
(٩٥١)
هدیه دادن
٩٥١ ص
(٩٥٢)
هدایت گران راستین (الهی)
٩٥٢ ص
(٩٥٣)
هدیهی پیامبر به امام حسن
٩٥٣ ص
(٩٥٤)
هدایت گران راستین الهی
٩٥٤ ص
(٩٥٥)
ی
٩٥٥ ص
(٩٥٦)
یکی از اعضای پیغمبر خدا
٩٥٦ ص
(٩٥٧)
یادی از جگرگوشه امام حسن
٩٥٧ ص
(٩٥٨)
یک ملاقات ناگوار و دو خطبهی متفاوت
٩٥٨ ص
(٩٥٩)
یاد او از سخن پیامبر در توبیخ یهود
٩٥٩ ص
(٩٦٠)
یادگاریهای پیامبر
٩٦٠ ص
(٩٦١)
یادآوری لعنتهای پیامبر به ابوسفیان
٩٦١ ص
(٩٦٢)
یادآوری بزرگواریهای علی در حق ابن ملجم
٩٦٢ ص
(٩٦٣)
یاد مرگ
٩٦٣ ص
(٩٦٤)
یادآوری تاریخ سیاسی صدر اسلام به معاویه
٩٦٤ ص
 
١ ص
٢ ص
٣ ص
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
٣٣٣ ص
٣٣٤ ص
٣٣٥ ص
٣٣٦ ص
٣٣٧ ص
٣٣٨ ص
٣٣٩ ص
٣٤٠ ص
٣٤١ ص
٣٤٢ ص
٣٤٣ ص
٣٤٤ ص
٣٤٥ ص
٣٤٦ ص
٣٤٧ ص
٣٤٨ ص
٣٤٩ ص
٣٥٠ ص
٣٥١ ص
٣٥٢ ص
٣٥٣ ص
٣٥٤ ص
٣٥٥ ص
٣٥٦ ص
٣٥٧ ص
٣٥٨ ص
٣٥٩ ص
٣٦٠ ص
٣٦١ ص
٣٦٢ ص
٣٦٣ ص
٣٦٤ ص
٣٦٥ ص
٣٦٦ ص
٣٦٧ ص
٣٦٨ ص
٣٦٩ ص
٣٧٠ ص
٣٧١ ص
٣٧٢ ص
٣٧٣ ص
٣٧٤ ص
٣٧٥ ص
٣٧٦ ص
٣٧٧ ص
٣٧٨ ص
٣٧٩ ص
٣٨٠ ص
٣٨١ ص
٣٨٢ ص
٣٨٣ ص
٣٨٤ ص
٣٨٥ ص
٣٨٦ ص
٣٨٧ ص
٣٨٨ ص
٣٨٩ ص
٣٩٠ ص
٣٩١ ص
٣٩٢ ص
٣٩٣ ص
٣٩٤ ص
٣٩٥ ص
٣٩٦ ص
٣٩٧ ص
٣٩٨ ص
٣٩٩ ص
٤٠٠ ص
٤٠١ ص
٤٠٢ ص
٤٠٣ ص
٤٠٤ ص
٤٠٥ ص
٤٠٦ ص
٤٠٧ ص
٤٠٨ ص
٤٠٩ ص
٤١٠ ص
٤١١ ص
٤١٢ ص
٤١٣ ص
٤١٤ ص
٤١٥ ص
٤١٦ ص
٤١٧ ص
٤١٨ ص
٤١٩ ص
٤٢٠ ص
٤٢١ ص
٤٢٢ ص
٤٢٣ ص
٤٢٤ ص
٤٢٥ ص
٤٢٦ ص
٤٢٧ ص
٤٢٨ ص
٤٢٩ ص
٤٣٠ ص
٤٣١ ص
٤٣٢ ص
٤٣٣ ص
٤٣٤ ص
٤٣٥ ص
٤٣٦ ص
٤٣٧ ص
٤٣٨ ص
٤٣٩ ص
٤٤٠ ص
٤٤١ ص
٤٤٢ ص
٤٤٣ ص
٤٤٤ ص
٤٤٥ ص
٤٤٦ ص
٤٤٧ ص
٤٤٨ ص
٤٤٩ ص
٤٥٠ ص
٤٥١ ص
٤٥٢ ص
٤٥٣ ص
٤٥٤ ص
٤٥٥ ص
٤٥٦ ص
٤٥٧ ص
٤٥٨ ص
٤٥٩ ص
٤٦٠ ص
٤٦١ ص
٤٦٢ ص
٤٦٣ ص
٤٦٤ ص
٤٦٥ ص
٤٦٦ ص
٤٦٧ ص
٤٦٨ ص
٤٦٩ ص
٤٧٠ ص
٤٧١ ص
٤٧٢ ص
٤٧٣ ص
٤٧٤ ص
٤٧٥ ص
٤٧٦ ص
٤٧٧ ص
٤٧٨ ص
٤٧٩ ص
٤٨٠ ص
٤٨١ ص
٤٨٢ ص
٤٨٣ ص
٤٨٤ ص
٤٨٥ ص
٤٨٦ ص
٤٨٧ ص
٤٨٨ ص
٤٨٩ ص
٤٩٠ ص
٤٩١ ص
٤٩٢ ص
٤٩٣ ص
٤٩٤ ص
٤٩٥ ص
٤٩٦ ص
٤٩٧ ص
٤٩٨ ص
٤٩٩ ص
٥٠٠ ص
٥٠١ ص
٥٠٢ ص
٥٠٣ ص
٥٠٤ ص
٥٠٥ ص
٥٠٦ ص
٥٠٧ ص
٥٠٨ ص
٥٠٩ ص
٥١٠ ص
٥١١ ص
٥١٢ ص
٥١٣ ص
٥١٤ ص
٥١٥ ص
٥١٦ ص
٥١٧ ص
٥١٨ ص
٥١٩ ص
٥٢٠ ص
٥٢١ ص
٥٢٢ ص
٥٢٣ ص
٥٢٤ ص
٥٢٥ ص
٥٢٦ ص
٥٢٧ ص
٥٢٨ ص
٥٢٩ ص
٥٣٠ ص
٥٣١ ص
٥٣٢ ص
٥٣٣ ص
٥٣٤ ص
٥٣٥ ص
٥٣٦ ص
٥٣٧ ص
٥٣٨ ص
٥٣٩ ص
٥٤٠ ص
٥٤١ ص
٥٤٢ ص
٥٤٣ ص
٥٤٤ ص
٥٤٥ ص
٥٤٦ ص
٥٤٧ ص
٥٤٨ ص
٥٤٩ ص
٥٥٠ ص
٥٥١ ص
٥٥٢ ص
٥٥٣ ص
٥٥٤ ص
٥٥٥ ص
٥٥٦ ص
٥٥٧ ص
٥٥٨ ص
٥٥٩ ص
٥٦٠ ص
٥٦١ ص
٥٦٢ ص
٥٦٣ ص
٥٦٤ ص
٥٦٥ ص
٥٦٦ ص
٥٦٧ ص
٥٦٨ ص
٥٦٩ ص
٥٧٠ ص
٥٧١ ص
٥٧٢ ص
٥٧٣ ص
٥٧٤ ص
٥٧٥ ص
٥٧٦ ص
٥٧٧ ص
٥٧٨ ص
٥٧٩ ص
٥٨٠ ص
٥٨١ ص
٥٨٢ ص
٥٨٣ ص
٥٨٤ ص
٥٨٥ ص
٥٨٦ ص
٥٨٧ ص
٥٨٨ ص
٥٨٩ ص
٥٩٠ ص
٥٩١ ص
٥٩٢ ص
٥٩٣ ص
٥٩٤ ص
٥٩٥ ص
٥٩٦ ص
٥٩٧ ص
٥٩٨ ص
٥٩٩ ص
٦٠٠ ص
٦٠١ ص
٦٠٢ ص
٦٠٣ ص
٦٠٤ ص
٦٠٥ ص
٦٠٦ ص
٦٠٧ ص
٦٠٨ ص
٦٠٩ ص
٦١٠ ص
٦١١ ص
٦١٢ ص
٦١٣ ص
٦١٤ ص
٦١٥ ص
٦١٦ ص
٦١٧ ص
٦١٨ ص
٦١٩ ص
٦٢٠ ص
٦٢١ ص
٦٢٢ ص
٦٢٣ ص
٦٢٤ ص
٦٢٥ ص
٦٢٦ ص
٦٢٧ ص
٦٢٨ ص
٦٢٩ ص
٦٣٠ ص
٦٣١ ص
٦٣٢ ص
٦٣٣ ص
٦٣٤ ص
٦٣٥ ص
٦٣٦ ص
٦٣٧ ص
٦٣٨ ص
٦٣٩ ص
٦٤٠ ص
٦٤١ ص
٦٤٢ ص
٦٤٣ ص
٦٤٤ ص
٦٤٥ ص
٦٤٦ ص
٦٤٧ ص
٦٤٨ ص
٦٤٩ ص
٦٥٠ ص
٦٥١ ص
٦٥٢ ص
٦٥٣ ص
٦٥٤ ص
٦٥٥ ص
٦٥٦ ص
٦٥٧ ص
٦٥٨ ص
٦٥٩ ص
٦٦٠ ص
٦٦١ ص
٦٦٢ ص
٦٦٣ ص
٦٦٤ ص
٦٦٥ ص
٦٦٦ ص
٦٦٧ ص
٦٦٨ ص
٦٦٩ ص
٦٧٠ ص
٦٧١ ص
٦٧٢ ص
٦٧٣ ص
٦٧٤ ص
٦٧٥ ص
٦٧٦ ص
٦٧٧ ص
٦٧٨ ص
٦٧٩ ص
٦٨٠ ص
٦٨١ ص
٦٨٢ ص
٦٨٣ ص
٦٨٤ ص
٦٨٥ ص
٦٨٦ ص
٦٨٧ ص
٦٨٨ ص
٦٨٩ ص
٦٩٠ ص
٦٩١ ص
٦٩٢ ص
٦٩٣ ص
٦٩٤ ص
٦٩٥ ص
٦٩٦ ص
٦٩٧ ص
٦٩٨ ص
٦٩٩ ص
٧٠٠ ص
٧٠١ ص
٧٠٢ ص
٧٠٣ ص
٧٠٤ ص
٧٠٥ ص
٧٠٦ ص
٧٠٧ ص
٧٠٨ ص
٧٠٩ ص
٧١٠ ص
٧١١ ص
٧١٢ ص
٧١٣ ص
٧١٤ ص
٧١٥ ص
٧١٦ ص
٧١٧ ص
٧١٨ ص
٧١٩ ص
٧٢٠ ص
٧٢١ ص
٧٢٢ ص
٧٢٣ ص
٧٢٤ ص
٧٢٥ ص
٧٢٦ ص
٧٢٧ ص
٧٢٨ ص
٧٢٩ ص
٧٣٠ ص
٧٣١ ص
٧٣٢ ص
٧٣٣ ص
٧٣٤ ص
٧٣٥ ص
٧٣٦ ص
٧٣٧ ص
٧٣٨ ص
٧٣٩ ص
٧٤٠ ص
٧٤١ ص
٧٤٢ ص
٧٤٣ ص
٧٤٤ ص
٧٤٥ ص
٧٤٦ ص
٧٤٧ ص
٧٤٨ ص
٧٤٩ ص
٧٥٠ ص
٧٥١ ص
٧٥٢ ص
٧٥٣ ص
٧٥٤ ص
٧٥٥ ص
٧٥٦ ص
٧٥٧ ص
٧٥٨ ص
٧٥٩ ص
٧٦٠ ص
٧٦١ ص
٧٦٢ ص
٧٦٣ ص
٧٦٤ ص
٧٦٥ ص
٧٦٦ ص
٧٦٧ ص
٧٦٨ ص
٧٦٩ ص
٧٧٠ ص
٧٧١ ص
٧٧٢ ص
٧٧٣ ص
٧٧٤ ص
٧٧٥ ص
٧٧٦ ص
٧٧٧ ص
٧٧٨ ص
٧٧٩ ص
٧٨٠ ص
٧٨١ ص
٧٨٢ ص
٧٨٣ ص
٧٨٤ ص
٧٨٥ ص
٧٨٦ ص
٧٨٧ ص
٧٨٨ ص
٧٨٩ ص
٧٩٠ ص
٧٩١ ص
٧٩٢ ص
٧٩٣ ص
٧٩٤ ص
٧٩٥ ص
٧٩٦ ص
٧٩٧ ص
٧٩٨ ص
٧٩٩ ص
٨٠٠ ص
٨٠١ ص
٨٠٢ ص
٨٠٣ ص
٨٠٤ ص
٨٠٥ ص
٨٠٦ ص
٨٠٧ ص
٨٠٨ ص
٨٠٩ ص
٨١٠ ص
٨١١ ص
٨١٢ ص
٨١٣ ص
٨١٤ ص
٨١٥ ص
٨١٦ ص
٨١٧ ص
٨١٨ ص
٨١٩ ص
٨٢٠ ص
٨٢١ ص
٨٢٢ ص
٨٢٣ ص
٨٢٤ ص
٨٢٥ ص
٨٢٦ ص
٨٢٧ ص
٨٢٨ ص
٨٢٩ ص
٨٣٠ ص
٨٣١ ص
٨٣٢ ص
٨٣٣ ص
٨٣٤ ص
٨٣٥ ص
٨٣٦ ص
٨٣٧ ص
٨٣٨ ص
٨٣٩ ص
٨٤٠ ص
٨٤١ ص
٨٤٢ ص
٨٤٣ ص
٨٤٤ ص
٨٤٥ ص
٨٤٦ ص
٨٤٧ ص
٨٤٨ ص
٨٤٩ ص
٨٥٠ ص
٨٥١ ص
٨٥٢ ص
٨٥٣ ص
٨٥٤ ص
٨٥٥ ص
٨٥٦ ص
٨٥٧ ص
٨٥٨ ص
٨٥٩ ص
٨٦٠ ص
٨٦١ ص
٨٦٢ ص
٨٦٣ ص
٨٦٤ ص
٨٦٥ ص
٨٦٦ ص
٨٦٧ ص
٨٦٨ ص
٨٦٩ ص
٨٧٠ ص
٨٧١ ص
٨٧٢ ص
٨٧٣ ص
٨٧٤ ص
٨٧٥ ص
٨٧٦ ص
٨٧٧ ص
٨٧٨ ص
٨٧٩ ص
٨٨٠ ص
٨٨١ ص
٨٨٢ ص
٨٨٣ ص
٨٨٤ ص
٨٨٥ ص
٨٨٦ ص
٨٨٧ ص
٨٨٨ ص
٨٨٩ ص
٨٩٠ ص
٨٩١ ص
٨٩٢ ص
٨٩٣ ص
٨٩٤ ص
٨٩٥ ص
٨٩٦ ص
٨٩٧ ص
٨٩٨ ص
٨٩٩ ص
٩٠٠ ص
٩٠١ ص
٩٠٢ ص
٩٠٣ ص
٩٠٤ ص
٩٠٥ ص
٩٠٦ ص
٩٠٧ ص
٩٠٨ ص
٩٠٩ ص
٩١٠ ص
٩١١ ص
٩١٢ ص
٩١٣ ص
٩١٤ ص
٩١٥ ص
٩١٦ ص
٩١٧ ص
٩١٨ ص
٩١٩ ص
٩٢٠ ص
٩٢١ ص
٩٢٢ ص
٩٢٣ ص
٩٢٤ ص
٩٢٥ ص
٩٢٦ ص
٩٢٧ ص
٩٢٨ ص
٩٢٩ ص
٩٣٠ ص
٩٣١ ص
٩٣٢ ص
٩٣٣ ص
٩٣٤ ص
٩٣٥ ص
٩٣٦ ص
٩٣٧ ص
٩٣٨ ص
٩٣٩ ص
٩٤٠ ص
٩٤١ ص
٩٤٢ ص
٩٤٣ ص
٩٤٤ ص
٩٤٥ ص
٩٤٦ ص
٩٤٧ ص
٩٤٨ ص
٩٤٩ ص
٩٥٠ ص
٩٥١ ص
٩٥٢ ص
٩٥٣ ص
٩٥٤ ص
٩٥٥ ص
٩٥٦ ص
٩٥٧ ص
٩٥٨ ص
٩٥٩ ص
٩٦٠ ص
٩٦١ ص
٩٦٢ ص
٩٦٣ ص
٩٦٤ ص

دانشنامه امام حسن علیه السلام - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٣٨ - پاسخ امام به پرسشهای پادشاه

پاسخ امام به پرسش‌های پادشاه

در تفسیر علی بن ابراهیم قمی روایت مفصلی از امام صادق علیه‌السلام درباره‌ی پرسش‌های پادشاه روم (قیصر روم) از امام حسن مجتبی علیه‌السلام وجود دارد که بدون مقدمه متن و ترجمه‌ی آن از کتاب تفسیر البرهان نقل می‌شود گرچه قسمتی از این حدیث سخن امام علیه‌السلام نیست، ولی نقل کامل آن خالی از فایده نخواهد بود.
عن ابی‌عبدالله، عن آبائه علیهم‌السلام قال: لما بلغ امیرالمؤمنین علیه‌السلام امر معاویة و أنه فی مائة ألف قال من ای القوم؟ قالوا من اهل الشام، قال لا تقولوا من اهل الشام و لکن قولوا من اهل الشؤم، هم من أبناء مضر لعنوا علی لسان داود فجعل الله منهم القردة و الخنازیر ثم کتب علیه‌السلام الی معاویة لا تقتل الناس بینی و بینک و لکن هلم الی المبارزة فان انا قتلتک فالی النار انت و تستریح الناس منک و من ضلالتک و ان (انت) قتلتنی فانا فی الجنة و یغمد عنک السیف الذی لا یسعنی غمده حتی ارد مکرک و خدیعتک و بدعتک و انا الذی ذکر الله اسمه فی التوریة و الانجیل بموازرة رسول الله علیه‌السلام و انا اول من بایع رسول الله تحت الشجرة فی قوله «لقد رضی الله عن المؤمنین اذ یبایعونک تحت الشجرة» [١] .
فلما قرا معاویة کتابه و عنده جلسائه. قالوا: لقد والله انصفک. قال معاویة: والله ما انصفنی والله لأرمینه بمائة الف سیف من اهل الشام من قبل ان یصل الی والله ما انا من رجاله و لقد سمعت رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم یقول: والله یا علی لو بارزک اهل المشرق و المغرب لتقتلهم اجمعین، فقال له رجل من القوم یحملک یا معاویه علی قتال من تعلم و تخبر فیه عن رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم بما تخبر و ما انت و نحن فی قتاله الا علی ضلالة؟. فقال معاویة: انما هذا بلاغ من الله و رسالاته والله ما استطیع انا و أصحابی رد ذلک حتی یکون ما هو کائن. قال و بلغ ذلک ملک الروم و اخبر أن رجلین قد خرجا یطلبان الملک قال من این خرجا؟ فقیل له رجل بالکوفة و رجل بالشام، قال فلمن الملک الآن!؟
قال: و أمر وزرائه فقال تخللوا اهل تصیبون من تجار العرب من یصفهما لی؟ فاتی برجلین من تجار الشام و رجلین من تجار مکة فسألهم عن صفتهما فوصفوهما له ثم قال لخزان بیوت خزائنه اخرجوا الی الأصنام فاخرجوها فنظر الیها فقال الشامی: ضال و الکوفی هاد ثم کتب الی معاویة ان ابعث الی اعلم اهل بیتک و کتب الی امیرالمؤمنین ان ابعث الی اعلم اهل بیتک فاسمع منهما ثم انظر فی الانجیل کتابنا ثم اخبرکما من احق بهذا الامر و خشی علی ملکه فبعث معویة بیزید ابنه و بعث امیرالمؤمنین الحسن علیه‌السلام ابنه فلما دخل یزید علی الملک اخذ بیده و قبلها ثم قبل رأسه ثم دخل الحسن بن علی علیهماالسلام.
فقال: الحمدلله الذی لم یجعلنی یهودیا و لا نصرانیا و لا مجوسا و لا عابدا للشمس و لا للقمر و لا للصنم و لا للبقر و جعلنی حنیفا مسلما و لم یجعلنی من المشرکین تبارک الله رب العرش العظیم.
ثم جلس لا یرفع بصره فلما نظر ملک الروم الی الرجلین اخرجهما ثم فرق بینهما ثم بعث الی یزید و احضره ثم اخرج من خزائنه ثلثمائة و ثلثة عشرة صندوق فیهما تماثیل الأنبیاء علیهم‌السلام و قد زینت بزینة کل نبی مرسل فاخرج صنما فعرضه علی یزید فلم یعرفه ثم عرض علیه صنما صنما فلا یعرف منها شیئا و لا یجیب عنها بشیئی، ثم سأله عن ارزاق الخلائق و عن ارواح المؤمنین این تجمع و عن ارواح الکفار این تکون اذا ماتوا فلم یعرف من ذلک شیئا ثم دعا الملک الحسن بن علی علیهماالسلام.
فقال: انما بدأت بیزید بن معاویة لکی یعلم انت تعلم ما لا یعلم و یعلم ابوک ما لا یعلم ابوه، فقد وصف لی ابوک و ابوه و نظرت فی الانجیل فرأیت فیه محمدا رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم و الوزیر علیا و نظرت فی الأوصیاء فرأیت فیها اباک وصی رسول الله فقال له الحسن علیه‌السلام سلنی عما بدا لک مما تجده فی الانجیل و عما فی التوریة و عما فی القرآن اخبرک به انشاء الله فدعا الملک بالأصنام فأول صنم عرض علیه فی صورة القمر فقال الحسن علیه‌السلام هذه صفة آدم ابی‌البشر ثم عرض علیه آخر فی صفة الشمس فقال الحسن علیه‌السلام هذه صفة حوا ام‌البشر،
ثم عرض علیه آخر فی صفة حسنة فقال هذه صفة شیث بن آدم علیه‌السلام و کان اول من بعث و بلغ فی الدنیا الف سنة و اربعین عاما ثم عرض علیه صنم آخر فقال هذه صفة نوح صاحب السفینة و کان عمره الفا و اربعمائة سنة و لبث فی قومه الف سنة الا خمسین عاما ثم عرض علیه صنم آخر. فقال هذه صفة ابراهیم علیه‌السلام عریض الصدر طویل الجبهة ثم عرض علیه صنم آخر. فقال هذه صفة اسراییل و هو یعقوب.
ثم عرض علیه صنم آخر. فقال هذه صفة اسمعیل ثم اخرج الیه صنم آخر فقال هذه صفة یوسف بن یعقوب بن اسحق. ثم اخرج الیه صنم آخر فقال هذه صفة موسی بن عمران و کان عمره مأتین و اربعین سنة و کان بینه و بین ابراهیم خمسمائة عام ثم اخرج الیه صنم آخر فقال هذه صفة داود صاحب الحرب ثم اخرج الیه صنم آخر فقال هذه صفة شعیب ثم زکریا ثم یحیی ثم عیسی بن مریم روح الله و کلمته و کان عمره فی الدنیا ثلثة و ثلثین سنة ثم رفعه الله الی السماء و یهبط الی الأرض بدمشق و هو الذی یقتل الدجال ثم عرض علیه صنم صنم فیخبر باسم نبی نبی ثم عرض علیه الأوصیاء و الوزراء، و کان یخبر باسم وصی وصی و وزیر وزیر ثم عرض علیه اصناما بصفة الملوک.
فقال الحسن علیه‌السلام هذه اصنام لم نجد صفتها فی التوریة و لا فی الانجیل و لا فی الزبور و لا فی القرآن فلعلها من صفة الملوک فقال الملک اشهد علیکم یا اهل بیت رسول الله انکم قد اعطیتم علم الأولین و الأخرین و علم التوریة و الانجیل و الزبور و صحف ابراهیم و الواح موسی.
ثم عرض علیه صنما یلوح فلما رآه الحسن بکی بکاء شدیدا فقال له الملک ما یبکیک؟. فقال هذه صفة جدی رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم کثیف اللحیة عریض الصدر طویل العنق عریض الجبهه اقنی الأنف ابلج الأسنان حسن الوجه قطط الشعر طیب الریح حسن الکلام فصیح اللسان کان یأمر بالمعروف و ینهی عن المنکر بلغ عمره ثلاثا و ستین سنة و لم یخلف بعده الا خاتم مکتوب علیه لا اله الا الله محمد رسول الله و کان یتختم فی یمینه و خلف سیفه ذا الفقار و قضیبه و جبة صوف و کساء صوف و کان یتسرول به لم یقطعه و لم یخطه حتی لحق بالله فقال الملک انا نجد فی الانجیل ان یکون له ما یتصدق به علی سبطیه فهل کان ذلک؟.
فقال الحسن علیه‌السلام قد کان ذلک فقال الملک فبقی لکم ذلک؟ فقال لا. فقال الملک لهذه اول فتنة هذه الأمة غلبها اباکما و هما الأول و الثانی علی ملک نبیکم و اختیار هذه الأمة علی ذریة نبیهم منکم القایم بالحق و الأمر بالمعروف و الناهی عن المنکر قال ثم سأل الملک الحسن بن علی علیهماالسلام عن سبعة اشیاء خلقها الله لم ترکض فی رحم؟ فقال الحسن علیه‌السلام اول هذا آدم ثم حوی ثم کبش ابراهیم ثم ناقة صالح ثم ابلیس الملعون ثم الحیة ثم الغراب الذی ذکره الله فی القرآن.
قال و سأله عن ارزاق الخلایق. فقال الحسن علیه‌السلام: ارزاق الخلایق فی السماء الرابعة منها ینزل بقدر و یبسط بقدر ثم سأله عن ارواح المؤمنین، این تکون (یکونون خ) اذا ماتوا؟ قال: تجتمع عند صخرة بیت المقدس فی کل لیلة جمعة و هو عرش الله الأدنی منها یبسط الله الأرض و الیه یطویها و منها المحشر و منها استوی ربنا الی السماء ای استولی علی السماء و الملائکة ثم سأله عن ارواح الکفار این تجتمع؟
قال: تجتمع فی وادی حضر موت وراء مدینة الیمن ثم یبعث الله نارا من المشرق و نارا من المغرب و یتبعهما بریحین شدیدین فیبعث الناس عند صخرة بیت المقدس فیحشر اهل الجنة عن یمین الصخرة و یزلف المعتبر (المیعاد خ) و تصیر جهنم عن یسار الصخرة فی تخوم الأرض السابعة و فیها الفلق و السجین فتفرق الخلایق من عند الصخرة فمن وجبت له الجنة دخلها و من وجبت له النار دخلها و ذلک قوله؛ «فریق فی الجنة و فریق فی السعیر.» [٢] .
فلما اخبر الحسن علیه‌السلام بصفة ما عرض علیه من الأصنام و تفسیر ما سأله التفت الملک الی یزید بن معویة فقال اشعرت ان ذلک علم لا یعلمه الا نبی مرسل او وصی موازر قد اکرمه الله بموازرة نبیه او عترة نبی مصطفی و غیره فقد طبع الله علی قلبه و آثر دنیاه علی آخرته و هواه علی دینه و هو من الظالمین قال فسکت یزید و خمد قال فاحسن الملک جایزة الحسن و اکرمه و قال له ادع ربک حتی یرزقنی دین نبیک فان حلاوة الملک قد حالت بینی و بین ذلک و أظنه سما مردیا و عذابا ألیما
قال فرجع یزید الی معاویة و کتب الیه الملک کتابا أن من آتاه الله العلم بعد نبیکم و حکم بالتوریة و ما فیها و الانجیل و ما فیه و الزبور و ما فیه و القرآن و ما فیه فالحق و الخلافة له و کتب الی علی بن ابی‌طالب علیه‌السلام ان الحق و الخلافة لک و بیت النبوة فیک و فی ولدک فقاتل من قاتلک فان من قاتلک یعذبه الله بیدک ثم یخلده نار جهنم فان من قاتلک نجده عندنا فی الانجیل أن علیه لعنة الله و الملائکة و الناس اجمعین و علیه لعنة اهل السموات و الأرضین و اما قوله «و لو شاء الله لجعلکم امة واحدة». قال لو شاء الله لجعلهم کلهم معصومین مثل الملائکة بلاطباع لقدر علیه «و لکن یدخل من یشاء فی رحمته و الظالمون» لآل محمد صلی الله علیه و آله و سلم حقهم «ما لهم من ولی و لا نصیر [٣] [٤] .
امام حسن علیه‌السلام فرمود:
(حضرت امام صادق علیه‌السلام، به نقل از پدرانش فرمود:
زمانی که خبر حرکت معاویه با لشکر یکصد هزار نفری خویش به علی علیه‌السلام رسید، امام پرسید [یکصد هزار نفر] از کدام گروه؟ گفتند از اهل شام، فرمود نگویید از اهل شام، بلکه بگویید از اهل شوم. آنان از فرزندان مضرند [٥] که به زبان حضرت داود لعنت شده‌اند که خداوند برخی از آنان را مسخ کرده و میمون و خوک قرار داد.
آنگاه به معاویه نوشت مردم را میان من و خود به کشتن مده، ولی بیا تا تن به تن مبارزه کنیم. پس اگر من تو را کشتم تو به سوی آتش جهنم خواهی رفت و مردم از دست تو و گمراهی‌های تو راحت خواهند شد، ولی اگر تو مرا کشتی، من وارد بهشت شوم و از تعرض شمشیری که تا به وسیله‌ی آن، مکر و نیرنگ و بدعت تو را ریشه‌کن نکنم، در نیام نخواهد رفت، مصون می‌مانی و آن شمشیر غلاف خواهد شد.
من آن هستم که خداوند نامم را در تورات و انجیل یاد کرده و به عنوان وزیر رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم معرفی کرده است. من نخستین کسی هستم که زیر درخت با پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم بیعت کردم آنجا که خداوند می‌فرماید: «خداوند از مؤمنانی که زیر درخت با تو بیعت می‌کردند خرسند گردید.»
وقتی معاویه نامه را در حضور تعدادی از سران حاضر در جلسه خواند، آنان گفتند: به خدا قسم گفتار منصفانه‌ای است. اما معاویه گفت: به خدا سوگند که با من انصاف نکرده، سوگند به خدا او را با یکصد هزار شمشیر شامیان خواهم راند، پیش از آن که دست او به من برسد سوگند به خدا که من از پیروان او نیستم، در حالی که شنیدم رسول خدا می‌گفت: والله ای علی اگر شرقیان و غربیان دست در دست هم با تو به مبارزه برخیزند، تو تمام آنها را خواهی کشت.
مردی از آن همنشینان به او گفت: ای معاویه پس چه چیز وادارت می‌کند که به جنگ کسی بروی که می‌دانی و خبر داری که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم درباره‌ی او چه گفته است. در این صورت آیا ما و تو در جنگ با او به بی‌راهه دچار نشده‌ایم؟.
معاویه گفت این خبری است از خداوند و پیام او. سوگند به خدا که نه من و نه اصحابم توان رد این گفتار را نداریم تا آنچه که باید بشود،انجام گیرد. (برای قانع کردن آن شخص این جدل را مطرح نمود تا به اصطلاح بگوید: قضا و قدر این گونه است که ما با علی بجنگیم.)
راوی می‌گوید: این مطلب به قیصر روم رسید و به او خبر داده شد که دو نفر آماده‌ی نبرد برای در دست گرفتن قدرت شده‌اند. پرسید: از کجا خروج کرده‌اند؟ گفتند مردی از کوفه و مردی از شام. قیصر گفت: حکومت اکنون در دست کیست؟.
راوی گوید: پس به وزرای خود دستور داد که جستجو کنند که آیا از تجار عرب که بتوانند اوصاف آن دو نفر را برای من بازگویند کسی می‌یابند؟ آنها دو نفر از تجار شام و دو نفر از تجار مکه را آوردند و از آنها درباره‌ی اوصاف آن دو تن پرسید و آنان برای وی توصیف کردند. آنگاه به خزانه‌داران خزانه‌های خود دستور داد که مجسمه‌هایی را برای من حاضر کنید. آنان مجسمه‌ها را حاضر کردند و وی به مجسمه‌ها نگاه کرده و گفت: شامی گمراه است و کوفی به راه راست.
آنگاه به معاویه نوشت: داناترین فرد خانواده‌ات را نزد من بفرست و به امیرمؤمنان نوشت که داناترین فرد خانواده‌ات را نزد من بفرست تا گوش به آنها فرا داده و سپس به کتاب مقدس‌مان انجیل رجوع نموده و به شما خبر دهم که چه کسی سزاوار این منصب بوده و تا وی فکری به حال حکومت خویش کند.
معاویه فرزندش یزید را فرستاد و امیرمؤمنان، فرزندش حسن علیه‌السلام را فرستاد. وقتی یزید نزد قیصر وارد شد، با او دست داده و آن را بوسید و سپس سر او را بوسید. آنگاه حسن بن علی علیه‌السلام وارد شد و گفت: سپاس خدایی را که مرا یهودی و مسیحی و مجوس و ماه و آفتاب پرست و بت‌پرست و گاوپرست قرار نداد و مرا حنیف (بر دین پاک) و مسلمان قرار داد و مرا از مشرکان قرار نداد، تبارک الله رب العرش العظیم. سپس نشست و سر پایین انداخت. وقتی قیصر آن دو را دید آنها را مرخص کرد و سپس آن دو را از هم جدا کرد.
آنگاه دنبال یزید فرستاده و او را احضار کرد و از خزانه‌ی خود سیصد و سیزده صندوق درآورد که در آنها تندیس پیامبران قرار داشت که هر کدام با پوشش زمان خود آن پیامبر آراسته شده بودند. آنگاه تندیسی درآورد و آن را به یزید نشان داد ولی او آن را نشناخت و قیصر تندیس به تندیس به او نشان داد و وی هیچ یک از آنها را نشناخت و نتوانست درباره‌ی آنها پاسخی بدهد.
آنگاه از او درباره‌ی روزی آفریدگان پرسید و از ارواح مؤمنان که کجا گرد هم می‌آیند و از ارواح کافران که به هنگام مرگ کجا می‌روند، پرسید، ولی وی نتوانست چیزی در این باره بگوید.
قیصر، آنگاه حسن بن علی علیهماالسلام را طلبید و گفت برای آن نخست یزید را خواستم، تا بداند آنچه که او نمی‌داند، تو می‌دانی و آنچه که پدرش نمی‌داند، پدرت می‌داند. برای من پدر او و پدرت را توصیف کرده‌اند و من به انجیل مراجعه کرده و در آن مشاهده کردم که محمد پیامبر خداست و علی وزیر است. و در جانشینان نگریستم و در آن دیدم که پدرت وصی رسول خداست.
امام حسن علیه‌السلام خطاب به پادشاه فرمود: از هر چه که به نظرت می‌رسد، از من بپرس، از آنچه که در انجیل است، و از آنچه که در تورات هست و از آنچه که در قرآن هست، تا به خواست خداوند آگاهت کنم. قیصر تندیس‌ها را خواست و نخستین مجسمه‌ای که به وی عرضه شد، همچون ماه بود. امام حسن علیه‌السلام فرمود: این صورت آدم ابوالبشر است. سپس مجسمه‌ای دیگر به وی عرضه شد که به صورت خورشید بود.
امام حسن علیه‌السلام فرمود: این صورت حواء مادر آدمیان است. سپس صورت زیبای دیگری به وی عرضه شد و ایشان فرمودند: این صورت شیث، پسر آدم است و او نخستین کسی است که مبعوث به رسالت شد و در دنیا عمرش به یک هزار و چهل سال رسید. آنگاه به ایشان مجسمه‌ی دیگری نشان داده شد و ایشان فرمودند: این سیمای نوح، صاحب کشتی است که عمر وی یک هزار و چهار صد سال بود و وی در میان قوم خود هزار سال ولی پنجاه سال کم «نهصد و پنجاه سال»، زیست کرد. سپس به ایشان تندیس دیگری عرضه شد و ایشان گفتند: این سیمای حضرت ابراهیم است که پهن سینه و بلند پیشانی است.
سپس به ایشان مجسمه‌ی دیگری نشان داده شد و ایشان فرمودند این سیمای اسراییل است که همان یعقوب باشد. سپس به ایشان تندیس دیگری نشان داده شد و ایشان فرمودند این صورت اسماعیل است، سپس مجسمه‌ی دیگری به ایشان عرضه شد و ایشان گفتند این صورت یوسف بن یعقوب بن اسحاق است. سپس به ایشان تندیس دیگری نشان داده شد و ایشان فرمودند این صورت موسی بن عمران است که عمر وی دویست و چهل سال بود و فاصله‌ی زمانی میان ایشان و حضرت ابراهیم، پانصد سال بود. سپس به ایشان تندیس دیگری نشان داده و ایشان فرمودند این صورت داود جنگاور است.
سپس به ایشان مجسمه‌ی دیگری عرضه شد و ایشان فرمودند: این صورت شعیب است. سپس زکریا، سپس یحیی، سپس عیسی بن مریم، روح و کلمه‌ی خدا که عمر وی در دنیا سی و سه سال بود که پس از آن، خداوند او را به سوی آسمان برد و وی در دمشق به زمین فرو خواهد آمد و اوست که دجال را می‌کشد. سپس به ایشان همچنان تندیس به تندیس، مجسمه نشان داده شد.
و آن حضرت تک تک آنان را پیامبر به پیامبر نام می‌برد و معرفی می کرد، سپس اوصیاء و وزرا به ایشان نشان داده شد و ایشان وصی به وصی و وزیر به وزیر از همه آگاهی داد. سپس به ایشان مجسمه‌های دیگری به شکل شاهان عرضه شد و امام حسن علیه‌السلام فرمود: اینها تندیس‌هایی است که اوصاف آن را نه در تورات و نه در انجیل و نه در زبور و نه در قرآن نمی‌یابیم شاید که از تندیس شاهان بوده باشند.
قیصر گفت: ای خاندان پیامبر خداوند! من گواهی می‌دهم برای شما که به شما علم نخستین و آخرین داده شده است، علم تورات و انجیل و زبور و صحف ابراهیم و الواح موسی اعطاء شده است. آنگاه به ایشان تندیسی نشان داده شد که می‌درخشید. وقتی امام حسن علیه‌السلام آن را مشاهده کرد، به سختی گریست.
قیصر به او گفت: چه چیزی تو را می‌گریاند؟. فرمود: این سیمای جدم رسول خداست که انبوه ریش بود، سینه ستبر، گردنی بلند داشت، پهن پیشانی، بینی کشیده، دندان سپید، خوش رو، با محاسن و ریش پرپشت، خوش بوی، خوش کلام و گویا؛ زبان که همواره به معروف فرا می‌خواند و از پلیدی باز می‌داشت عمرش به شصت و سه سال رسید و پس از خود جز انگشتری که بر آن نوشته شده بود لا اله الا الله محمد رسول الله که در دست راست می‌کرد و شمشیر ذوالفقار و عصا و نیز جامه‌ای پشمین و تخته‌ی پارچه‌ای از پشم که همواره آن را بر تن می‌افکند که نه آن را برید و نه اینکه دوخت تا آن که به خداوند ملحق شد. قیصر گفت ما در انجیل مشاهده می‌کنیم که بایستی برای او چیزی باشد که با آن دو نواده‌اش تأمین گردند. آیا چنین است.
امام حسن مجتبی علیه‌السلام فرمود: بله چنین بود. قیصر گفت: آیا در دست شماست؟ فرمود نه. قیصر گفت این همان نخستین آزمایش این امت است که در آن بر پدرتان چیره شده است و آنان اولی و دومی هستند که بر قلمرو پیامبر شما و گزینش این امت بر خاندان پیامبرشان چنگ انداخته‌اند. قائم به حق و آمر به معروف و ناهی از منکر، از شماست.
راوی گوید: سپس قیصر از امام حسن علیه‌السلام درباره‌ی هفت آفریده‌ای که خداوند آفرید که در رحم قرار نداشته‌اند. امام علیه‌السلام فرمود: نخستین آنها آدم بود و سپس حوا و سوم قوچ ابراهیم و چهارم ناقه‌ی صالح و پنجم ابلیس ملعون و ششم مار [ی که برای فریب حوا وارد بهشت شد] و هفتم کلاغی که خداوند آن را در قرآن یاد کرده است [در جریان نزاع دو فرزند حضرت آدم علیه‌السلام]
همچنین از ایشان درباره‌ی روزی آفریدگان پرسید.
امام حسن علیه‌السلام فرمود: روزی آفریدگان در آسمان چهارم است که از آن به مقدار نازل شود و به مقدار گسترش یابد. سپس از ایشان درباره‌ی ارواح مؤمنان پرسید که وقتی بمیرند، کجایند. آن حضرت فرمود: آنها در هر شب جمعه نزد صخره‌ی بیت المقدس گرد می‌آیند که آنجا عرش زیری خداوند است و خداوند از آنجا زمین را گسترش داده و به آنجا فرا می‌کشد و رستاخیز از آنجا خواهد بود و پروردگار ما از آنجا بر آسمان استوار گشت یعنی بر فرشتگان و آسمان استیلاء یافت.
سپس از ایشان درباره‌ی ارواح کافران پرسید که کجا گرد می‌آیند؟ فرمود: در وادی حضر موت که پشت شهر یمن است. سپس خداوند آتشی از خاور و آتشی از باختر برانگیخته و دو تندباد به دنبال آنها می‌فرستد و مردم نزد صخره‌ی بیت المقدس برانگیخته می‌شوند و اهل بهشت از سمت راست صخره محشور گشته و عبورگاه آماده می‌شود و جهنم آماده می‌شود و جهنم از سمت چپ صخره، از اعماق زمین‌های هفت‌گانه پدیدار می‌گردد که فلق و سجین نیز در آن است و آفریدگان نزد صخره پراکنده می‌شوند، پس آن که بهشت او را معین شده، وارد آن می‌شود و آن که جهنم او را مقدر گردید وارد آن می‌شود و این سخن خداوند است که می‌فرماید: «گروهی در بهشتند و گروهی در شعله‌های فروزان.»
وقتی امام حسن علیه‌السلام توصیف آن تندیس‌هایی که به او عرضه شد، خبر داد و آنچه را که وی از ایشان پرسیده بود، تحلیل کرد، قیصر رو به سوی یزید بن معاویه کرد و گفت: آیا دانستی که این دانش، دانشی است که جز نبی مرسل و یا جانشینی پشتیبان که خداوند او را به پشتیبانی پیامبرش مفتخر ساخته و یا عترت پیامبر برگزیده، نمی‌داند و جز او، که خداوند قلبش را مهر و موم کرده و دنیایش را بر آخرتش و هوای نفس او را بر دین او چیره ساخته و از ستم گران است.
راوی گوید: پس یزید ساکت و خاموش شد. و قیصر جایزه‌ی امام حسن علیه‌السلام را نیکو کرد و بسیار احترامش کرد و به او گفت: از پروردگارت بخواه که دین پیامبرت را روزی من گرداند، چه آن که حلاوت سلطنت میان من و این موضوع حایل شده که من آن را سمی پست و عذابی دردنک می‌دانم.
راوی گوید: یزید به سوی معاویه بازگشت و قیصر نامه‌ای به معاویه نوشت که: آن کس که پس از پیامبر شما خداوند به او علم داده و وی به تورات و آنچه که در آن هست و انجیل و آنچه که در آن است و زبور و آنچه که در آن است و قرآن و آنچه که در آن هست حکم کرده است، حق و خلافت از آن اوست.
و به علی بن ابی‌طالب علیه‌السلام نوشت که: حق و خلافت از آن توست و خاندان نبوت در تو و در خانواده‌ی توست، پس با آن کس که با تو به ستیز برخیزد، بجنگ که خداوند او را به دست تو عذاب خواهد داد. و سپس در آتش دوزخ جاودان خواهد ساخت، زیرا ما در انجیل نزد خود می‌یابیم که هر کس با تو به جنگ برخیزد، لعنت خدا و ملائکه و مردم، همگی بر او باد، و لعنت ساکنان آسمان‌ها و زمین‌ها بر او باد.
اما در مورد فرموده‌ی خداوند چنین فرمود که: «اگر خداوند بخواهد همه‌ی آنها را یک گروه قرار می‌داد و اگر می‌خواست همه‌ی آنها را همچون فرشتگان معصوم و بدون بدن مادی قرار دهد می‌توانست، اما خداوند هر که را بخواهد در رحمت خود وارد می‌کند. ولی ستم‌گران و تجاوزکاران به حق آل محمد، پس در مورد آنان این آیه نازل شد که: نه دوست و نه یاوری دارند و پیروزی نهایی برای آنها نیست.)
و در حدیث دیگری آمده است که: قیصر روم برای معاویه نامه‌ای نوشت و در آن سه سؤال ذیل را مطرح کرد:
١- جایی که به اندازه‌ی میانه‌ی آسمان است، کجاست؟.
٢- نخستین خونی که بر زمین ریخت چه خونی بود؟.
٣- آفتاب بر کجا فقط یک بار تابید؟.
معاویه از پاسخ درماند و از امام حسن علیه‌السلام یاری خواست. امام علیه‌السلام در پاسخ به ترتیب چنین فرمود:
قال علیه‌السلام:
ظهر الکعبة، و دم حوا و ارض البحر حین مر به موسی [٦] .
امام حسن علیه‌السلام فرمود: ١- بام کعبه، ٢- خون [قاعدگی] حوا و ٣- کف دریایی که موسی از آن گذشت. و در حدیث دیگری آمده است که: در پاسخ به دو پرسش ملک روم که:
١- آنجا را که قبله نیست، کجاست؟.
٢- آن کیست که هیچ خویشاوندی ندارد؟.
امام حسن مجتبی علیه‌السلام فرمود:
قال علیه‌السلام:
ما لا قبلة له فهی الکعبة و ما لا قرابة له فهو الرب تعالی [٧] .
امام حسن علیه‌السلام فرمود:
آنجا که قبله ندارد خانه‌ی کعبه است و آن کس که خویشاوندی ندارد، پس آن خدای تبارک و تعالی است.)

[~hr~]پی نوشت ها:
(١) سوره‌ی فتح، آیه‌ی ١٨.
(٢) سوره‌ی شوری، آیه‌ی ٧.
(٣) سوره‌ی شوری، آیه‌ی ٨.
(٤) ١- احیاء القلوب، ج ١، ص ٤٤.
٢-
بحارالأنوار، ج ٧، ص ١١٦، ح ٥٢، و ج ٦، ص ٢٨٦، ح ٨، و ج ١٠، ص ١٣٢، ح ٢، و ج ١٦، ص ١٤٦، ح ٢، و ج ١١، ص ٢٦١، ح ٩، و ج ١٢، ص ١٢٩، ح ٥، و ج ٣٣ ص ٢٣٤، تا ٢٤٠، ح ٥١٧، و ج ٦١، ص ٢٦٢، ح ١٥.
٣- تفسیر برهان، ج ٤، ص ١١٦ و ١١٧، ح ١ به نقل از تفسیر علی بن ابراهیم قمی، ج ٢، ص ٢٤٢ تا ٢٤٥.
٤- تفسیر صافی، ج ٥، ص ١٥٣ و ٧١.
٥- تفسیر کنز الدقایق، ج ١١، ص ٤٧٨، و ج ١٣، ص ١٥٦ و ج ١٤، ص ١٨٠ و ٥٤٥.
٦ - تفسیر نور الثقلین، ج ٥، ص ١٣٤، ح ٢٥ و ج ١، ص ٥٧١.
٧- حلیة الأبرار، ج ٣، ص ٢٨، ح ١، ب ٥.
٨- خصال شیخ صدوق، ج ٢، ص ٣٥٣، ح ٣٤.
٩- مدینة المعاجز، ج ٣، ص ٣٤٩، ح ٨٦ / ٩٢.
١٠- مستدرک الوسایل، ج ٣، ص ٢٩٢، ح ١٤ / ٣٦١٠، ب ٣٠.
١١- مسند الامام المجتبی علیه‌السلام، ص ٥٨٣، ح ٢٤، و ص ٧١٠، ح ٢.
[٥] یکی از قبایل عرب جاهلی.
[٦] ١- مسند الامام المجتبی علیه‌السلام، ص ١٠٢، ح ١٧.
٢- موسوعة المصطفی و العترة، ج ٥، ص ١١٨.
٣- مناقب ابن‌شهرآشوب، ج ٤، ص ١٢.
[٧] ١- مسند الامام المجتبی علیه‌السلام، ص ١٠٢، ح ١٨.
٢- موسوعة المصطفی و العترة، ج ٥، ص ١١٨.
٢- مناقب ابن‌شهرآشوب، ج ٤، ص ١٣.