دانشنامه امام حسن علیه السلام - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٥٥٠ - سخن امام درباره فتح مکه
سخن امام درباره فتح مکه
مجلسی از تفسیر منسوب به امام عسکری علیهالسلام:
دربارهی فرمودهی
خدا عزوجل:«و کیست بیدادگرتر از آن کس که نگذارد در مساجد خدا نام وی برده
شود و در ویرانی آنها بکوشد؟ آنان حق ندارند جز ترسان و لرزان در آن
(مسجد)ها درآیند؛ در این دنیا ایشان را خواری، و در آخرت عذابی بزرگ است
[١] » نقل کرده است که حسن بن علی علیهالسلام فرمود:چون خدا، محمد صلی
الله علیه و آله را در مکه مبعوث فرمود و پیامبر صلی الله علیه و آله در
مکه دعوت خود را آشکار کرد و سخن خدا را نشر داد و بزرگانشان را در پرستش
بتها سرزنش کرد، آنان به نکوهش او پرداختند و با او بدرفتاری نمودند و در
ویران ساختن مساجدی که برای برگزیدگان اصحاب محمد صلی الله علیه و آله و
پیروان علی بن ابیطالب علیهالسلام بنا شده بود، کوشیدند. در آستانهی
کعبه، مسجدهایی بود که در آنها، آنچه را باطل گرایان میرانده بودند، اینان
زنده میکردند. پس مشرکان در ویران کردن آنها، و آزار رساندن به محمد صلی
الله علیه و آله و یارانش کوشیدند و او را به خروج از مکه به سوی مدینه
ناچار ساختند. پیامبر صلی الله علیه و آله (در بیرون مکه) رو به سوی مکه
کرد و فرمود:خدا میداند که من تو را دوست میدارم و اگر مردمت مرا بیرون
نمیکردند هیچ شهر دیگری را بر تو ترجیح نمیدادم و جایگزینی را انتخاب
نمیکردم، و من از جدایی تو غمگینم. خدا به او پیام فرستاد:ای محمد! خدای
علی اعلی بر تو سلام میرساند و میگوید:به زودی تو را پیروزمند، سودمند،
سالم، توانمند و غالب به این شهر برمیگردانم. و این، همان فرمودهی
خداست:«درحقیقت، همان کسی که این قرآن را بر تو فرض کرد، یقینا تو را به
سوی وعدهگاه بازمیگرداند [٢] »؛ یعنی به سوی مکه، در حالی که سودمند و
پیروزی.
پیامبر صلی الله علیه و آله این خبر را به اصحاب خود داد. خبر
به مردم مکه رسید و آنان او را مسخره کردند. خدا به پیامبرش فرمود:به زودی،
خدا تو را بر مکه مسلط خواهد کرد و حکم من بر آنان اجرا خواهد شد. و به
زودی، مشرکان را از ورود به مکه بازخواهم داشت، تا آن جا که کسی از ایشان
جز با ترس از کشته شدن و پنهانی وارد نشود.
پس چون قضای خداوندی در فتح
مکه حتمی شد و زمینه فراهم گشت، پیامبر صلی الله علیه و آله عتاب بن اسید
را امیر مکه ساخت. چون این خبر به آنان رسید، گفتند:محمد صلی الله علیه و
آله پیوسته ما را ناچیز میشمرد تا آن جا که پسر جوان ١٨ سالهای را بر ما
حاکم کرده است؛ در حالی که ما پیران سالخورده و همسایگان حرم امن خدا، که
بهترین بقعهی روی زمین است، میباشیم.
رسول خدا صلی الله علیه و آله عهدنامهی مکه را برای عتاب بن اسید نوشت و در آغاز آن چنین نگاشت:
از:محمد صلی الله علیه و آله، رسول خدا.
به:سایهنشینان بیت الله الحرام و ساکنان حرم امن خدا.
اما
بعد، هر کس از شما به خدا ایمان دارد و پیامبرش محمد، را در گفتارش تصدیق،
و در کردارش تأیید میکند، و علی، برادر محمد پیامبر را که برگزیده و وصی
او و بهترین آفریدهی خدا پس از اوست، یاری میکند، او از ماست و به سوی
ماست. و هر کس این گونه نیست، پس اهل آتش و از رحمت خدا دور است و خدا
اعمال او را - هر چند بزرگ باشد - نمیپذیرد و او را در آتش همیشگی قرار
میدهد.
و محمد صلی الله علیه و آله، رسول خدا احکام و مصالح شما را به
عتاب بن اسید سپرد، و آگاهبخشی غافلان و تعلیم جاهلان، و استوارسازی کژی
دودلان، و ادب آموزی دورافتادگان شما از ادب خدا را به او واگذار کرد؛ زیرا
میدانست که او در یاری کردن محمد صلی الله علیه و آله، پیامبر خدا، و در
دفاع از علی علیهالسلام، ولی خدا، برتری دارد. او برای ما خدمتگزار، و در
راه خدا برادر، و برای یاران ما یاور، و برای دشمنان ما دشمن است و او برای
شما، آسمانی (پربار و) سایهدار، زمینی پاکیزه و آفتابی تابان است که خدا
او را به سبب ولایت و محبتی که به محمد و علی و خاندان پاکیزه ایشان دارد،
بر همهی شما برتری داده و او را بر شما حاکم کرده است. او به آنچه خدا
میخواهد، عمل میکند. از این رو، خدا او را بیتوفیق نمیگذارد، همچنان که
با یاری کردن محمد و علی، شرف و بهرهی معنوی او (نیز) تکمیل شده است.
او
دیگر نیازی به مشورت و نظرخواهی از رسول خدا صلی الله علیه و آله ندارد،
بلکه او (در گفتار)، استوار و (در رفتار،) امین است. پس باید مطیعان شما -
به سبب خوش رفتاری خود - بهترین پاداش و بزرگترین عطیهی الهی را طمع
کنند، و مخالفان شما بدترین عذاب و خشم خدای قهار را انتظار برند.
و
کسی از مخالفان، کمسنی او را بهانه نکند؛ زیرا بزرگتر، بهتر نیست؛ بلکه
بهتر، بزرگتر است. و او در یاوری ما و یاوران ما، و دشمنی دشمنان ما
برترین است. از این رو، او را بر شما امیر و سرور ساختیم. پس هر کس اطاعتش
کند، خوشا به حال او، و هر کس نافرمانیش کند، خدا جز او را دور نسازد.
امام
حسن علیهالسلام فرمود:چون عتاب نزد مکیان آمد و عهدنامهی پیامبر صلی
الله علیه و آله را برای آنان خواند، در جای بلندی ایستاد و همه را
فراخواند تا حاضر شدند و گفت:
ای گروههای ساکن مکه! پیامبر خدا صلی
الله علیه و آله مرا همچون شهابی که سوزندهی منافقان، و رحمت و برکتی بر
مؤمنانتان است، به سوی شما افکند. من شما و منافقان شما را بهتر میشناسم، و
به زودی شما را به نماز فرمان خواهم داد تا به پا شود. سپس مراقب خواهم
بود هر کس را همراه جماعت ببینم، حق مؤمن بر مؤمن را برایش پاس خواهم داشت،
و هر کس را از جماعت دور ببینم، جست و جو میکنم؛ اگر برایش عذری یافتم از
او میگذرم، و اگر عذری ندیدم طبق حاکمیت قطعی که از جانب خدا بر همهی
شما دارم، گردنش را میزنم؛ تا حرم خدا را از منافقان پاک سازم.
اما
بعد، راستی امانت است، و ناپاکی خیانت، و هرگز زشتیها در میان مردمی رواج
پیدا نمیکند مگر آن که خدا آنان را به ذلت و خواری میافکند. توانمند شما
نزد من ناتوان است تا حق (مظلوم) را از او بستانم، و ناتوان شما نزد من
توانمند است تا حق او را (از ظالم) بستانم. از خدا بترسید و با اطاعت خدا،
خود را شرافتمند سازید، و با نافرمانی خدا، خود را خوار نکنید.
به خدا
سوگند! عتاب همان گونه که گفت، عمل کرد و عدل و داد پدید آورد و با هدایت
خداوندی - بدون آن که نیازمند مشورت و مراجعه باشد - احکام خدا را اجرا
کرد. [٣] .
(١) بقره:١١٤؛ (و من اظلم ممن منع مساجد الله أن یذکر فیها اسمه و سعی فی خرابها أولئک ما کان لهم أن یدخلوها الا خائفین لهم فی الدنیا خزی و لهم فی الآخرة عذاب عظیم).
[٢] قصص:٨٥؛ (ان الذی فرض علیک القرآن لرادک الی معاد).
[٣] بحارالانوار ١٢١:٢١ ح ٢٠.