دانشنامه امام حسن علیه السلام - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٥٥٦ - سخنان در نماز جمعه
سخنان در نماز جمعه
صدوق رحمه الله با سند خود از محمد بن سیرین نقل کرده است:از چندین نقر از بزرگان بصره شنیدم:
چون
علی بن ابیطالب علیهالسلام از [آشوب] جمل فراغت یافت، مریض شد. جمعه
فرارسید و علی علیهالسلام از نماز جمعه بازماند. به فرزند خود، حسن
علیهالسلام فرمود:فرزندم! برو با مردم نماز جمعه بخوان. حسن علیهالسلام
به سوی مسجد حرکت کرد. وی پس از آن که بر منبر رفت، حمد و ثنای خداوند به
جا آورد، شهادتین گفت و بر پیامبر خدا صلی الله علیه و آله درود فرستاد،
فرمود:هان، ای مردم! خدا پیامبری را ویژهی [خاندان] ما کرد، ما را بر
آفریدههای خود برگزید و کتاب و وحی خود را بر ما فرو فرستاد. به خدا
سوگند! کسی از حق ما چیزی نمیکاهد مگر آن که خدا از دنیای کنونی او، و
آیندهی آخرت او، آرام آرام بکاهد. هیچ دولتی بر ما [حاکم] نخواهد بود، مگر
آن که سرانجام نیک برای ما خواهد شد؛ «و قطعا پس از چندی خبر آن را خواهید
دانست.» [١] .
سپس حسن علیهالسلام با مردم نماز جمعه خواند. [گزارش]
سخن او به پدر بزرگوارش رسید. چون نزد پدر آمد، امام علیهالسلام به او
نگریست و نتوانست از اشک خود - که بر گونهها جاری بود - جلوگیری کند. او
را به خود نزدیک ساخت و پیشانیاش را بوسید و فرمود:پدر و مادرم فدایت باد!
[و این آیهی شریفه را خواند:] «فرزندانی که بعضی از آنان از نسل بعضی
دیگر و خداوند شنوای داناست. [٢] » [٣] .
مسعودی میگوید:
علی
علیهالسلام - که خدا او را شریف و بزرگوار دارد - بیمار شد و به فرزند
خود، حسن علیهالسلام دستور داد تا در روز جمعه با مردم نماز گزارد. او بر
منبر رفت و حمد و ثنای خداوند به جا آورد و فرمود:خدا هیچ پیامبری را
برنیانگیخت مگر آن که برای او مهتر، دودمان، و سرا برگزید. سوگند به آن
خدایی که محمد صلی الله علیه و آله را بحق به پیامبری برانگیخت! هیچ کسی از
حق ما، اهل بیت نمیکاهد مگر آن که خدا همانند آن را از عمل او بکاهد و
هیچ دولتی بر ما [حاکم] نخواهد بود مگر آن که سرانجام نیک برای ما خواهد
شد؛ «و قطعا پس از چندی خبر آن را خواهید دانست. [٤] » [٥] .
(١) ص:٨٨؛ (و لتعلمن نبأه بعد حین).
(٢) آل عمران:٣٤؛ (ذریة بعضها من بعض والله سمیع علیم).
(٣) امالی:٨٢ ح ١٢١.
(٤) ص:٨٨؛ (و لتعلمن نبأه بعد حین).
(٥) مروج الذهب ٩:٣.