دانشنامه امام حسن علیه السلام - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٨٣ - حمایت از یاران باوفا
حمایت از یاران باوفا
در پی پذیرش صلح از طرف امام حسن علیهالسلام معاویه به امام نوشت که
همهی گذشتهها را طبق درخواست تو فراموش میکنم، ولی سوگند خوردهام که
هرگاه بر قیس بن سعد بن عباده (یکی از یاران باوفای امام علی علیهالسلام و
امام حسن علیهالسلام) پیروز شوم، دست و زبانش را ببرم. امام حسن
علیهالسلام در پاسخ نوشت:
من هرگز تا هنگامی که تو در طلب قیس بن سعد
یا هر کس دیگری به هر جرمی باشی، با تو بیعت نخواهم کرد، هر چند جرم کسی
کوچک یا بزرگ باشد [١] .
و در حدیث دیگری آمده است که:
زیاد بن ابیه حکم بازداشت یکی از یاران امام حسن علیهالسلام را صادر نموده بود. امام حسن علیهالسلام برای زیاد نامهای نوشت.
و کتب علیهالسلام:
اما بعد؛ فقد علمت ما کنا أخذنا لأصحابنا و قد ذکر فلان أنک قد عرضت له، فاحب الا تعرض له الا بخیر [٢] .
امام حسن علیهالسلام نوشت:
(اما
بعد از حمد و سپاس خداوند، تو میدانی که ما برای یارانمان از معاویه چه
عهدی گرفتهایم. شخصی میگوید که؛ تو متعرض او شدهای. من دوست دارم که جز
به نیکی با او برخورد نکنی.)
زیاد پاسخ تندی به امام حسن علیهالسلام
نوشت: امام علیهالسلام نامهی او را برای معاویه فرستاد، معاویه به زیاد
امر کرد که دست از یار باوفای امام حسن علیهالسلام بردارد.
و در حدیث
دیگری آمده است: به امام حسن علیهالسلام خبر رسید که زیاد به ابیه (والی
کوفه) سعید بن سرح (که از شیعیان اهل بیت علیهمالسلام بود) را به اتفاق
برادر، فرزند و همسرش زندانی کرد و خانهاش را ویران نموده و مالش را
مصادره کرد. امام علیهالسلام به زیاد بن ابیه نامهای نوشت:
کتب علیهالسلام:
أما
بعد؛ فانک عمدت الی رجل من المسلمین له ما لهم و علیه ما علیهم، فهدمت
داره، و أخذت ماله، و حبست أهله و عیاله؛ فان أتاک کتابی هذا فابن له داره،
واردد علیه عیاله و ماله و شفعنی فیه، فقد أجرته، والسلام.
... و کتب
جواب کتابه کلمتین لا ثالثة لهما: من الحسن بن فاطمة الی زیاد بن سمیة، أما
بعد، فان رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم قال: «الولد للفراش و
للعاهر الحجر». والسلام [٣] .
امام حسن علیهالسلام نوشت:
(اما بعد
از حمد و ستایش خداوند، تو به مردی از مسلمانان که همان حقوق مسلمانان را
داراست و هر چه که به نفع آنها باشد، به نفع او نیز هست و هر چه که به زیان
آنها باشد، به زیان او نیز هست متعرض شده و خانهاش را ویران کرده و مالش
را ستانده و اهل و عیالش را زندانی کردهای. پس وقتی این نامهی من به تو
رسید، خانهاش را برایش بساز و عیال و مالش را به او بازگردان و شفاعت مرا
دربارهی او بپذیر که من او را پناه دادهام. با درود.
(زیاد بن ابیه
پاسخ نامطلوبی به امام حسن علیهالسلام داد. امام متن جواب او را برای
معاویه فرستاد و معاویه نیز زیاد را نکوهش کرد و دستور داد فرمان امام حسن
علیهالسلام را اجرا نماید.) امام حسن علیهالسلام در پاسخ نامهی زیاد
نامهای نوشت که تنها دو کلمه داشت و سه کلمه نشد: از حسن بن فاطمه به زیاد
بن سمیه! اما بعد، همانا که رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:
فرزند از آن بستر است و نصیب زناکار سنگ. با درود.) [٤] .
(١) نهایة الارب، ج ٧، ص ١٥، در کتاب الفتوح (ابناعثم کوفی) ج ٤، ص ٢٩٤، مضمون این حدیث موجود میباشد.
(٢) ١- البیان و التبیین، ج ٢، ص ٢١٢.
٢- بحارالأنوار، ج ٤٤، ص ٩٢، ح ٧.
٣- شرح ابنابیالحدید، ج ١٦، ص ١٨.
٤- مسند الامام المجتبی علیهالسلام، ص ٣٧٥، ح ٣، و ص ٣٧٨، ح ٥.
٥- نثر الدرر، ج ٣، ص ٢١.
(٣) ١- تاریخ دمشق (ابنمنظور) ج ٩، ص ٨٦.
٢- شرح ابنابیالحدید، ج ١٦، ص ١٩٤.
٣- مسند الامام المجتبی علیهالسلام، ص ٣٧٦، ح ٤.
(٤) اشاره به انتصاب زیاد به ابوسفیان است.