دانشنامه امام حسن علیه السلام - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٤٦٤ - دعوت مردم کوفه به جهاد با ناکثین
دعوت مردم کوفه به جهاد با ناکثین
جهاد در راه خدا یکی از ارزشمندترین عملها نزد پروردگار است، که شرافت و
عزت مسلمانان و تداوم اسلام به آن بستگی دارد. پس از قتل عثمان در سال ٣٥
هجری مردم مسلمان با امام علی علیهالسلام بیعت کردند. پس از مدتی کوتاه
برخی همانند طلحه و زبیر بیعت شکستند و در صدد جنگ با امیرالمؤمنین امام
علی علیهالسلام بر آمده، و سرانجام آتش جنگ را در بصره روشن نمودند.
امام
علی علیهالسلام برای مقابلهی با آنان از مدینه عازم بصره شد و از ربذه
جمعی را برای دعوت مردم کوفه به جهاد با ناکثین به آن شهر گسیل داشت.
ابوموسی
اشعری (والی کوفه) مخالفت کرد و امام علیهالسلام از ذی قار امام حسن و
عمار یاسر را به کوفه فرستاد، تا مردم را برای نبرد با ناکثین بسیج کنند.
امام حسن مجتبی علیهالسلام در مسجد به ابوموسی اشعری فرمود:
قال علیهالسلام:
یا
اباموسی لم تثبط الناس عنا فو الله ما أردنا الا الاصلاح و لا مثل
امیرالمؤمنین یخاف علی شیء... فقال الحسن: اکفف عنا یا عمار، فان للاصلاح
أهلا.
و قام الحسن بن علی علیهماالسلام، فقال: یا ایها الناس اجیبوا
دعوة أمیرکم، و سیروا الی اخوانکم، فانه سیوجد لهذا الأمر من ینفر الیه، و
الله لأن یلیه اولوا النهی أمثل فی العاجلة و خیر فی العاقبة، فاجیبوا
دعوتنا و اعینونا علی ما ابتلینا به و ابتلیتم...
فقال الحسن: صدق
الشیخ. و قال الحسن: ایها الناس، انی غاد فمن شاء منکم ان یخرج معی علی
الظهر و من یشاء فلیخرج فی الماء فنفر معه تسعة آلاف، فأخذ بعضهم البر، و
اخذ بعضهم الماء و علی کل سبع رجل أخذ البر ستة آلاف و مائتان، و أخذ الماء
ألفان و ثمانمائة [١] .
امام حسن علیهالسلام فرمود:
(ای ابوموسی!
مردم را از ما باز ندار! سوگند به خدا که ما جز اصلاح در سر نداریم و شخصی
همچون امیرالمؤمنین از چیزی هراس ندارد... «پس از سخنان ابوموسی و دیگران و
سخنان عمار یاسر برای دعوت مردم به جهاد»، پس امام حسن علیهالسلام خطاب
به عمار فرمود عمار! دیگر بس است؛ چرا که برای اصلاح اهلی هست.
آنگاه
خود برخاست و فرمود: ای مردم! فراخوان امیرتان را لبیک گویید و به سوی
برادرانتان رهسپار شوید، چرا که بیتردید برای این کار کسانی هستند که بدان
شتابان شوند و سوگند به خدا که اگر خردمندان به این کار دست یازند،
سزاوارتر است در دنیا و خیر است در آخرت، پس فراخوان ما را اجابت کنید و بر
آنچه که ما و شما بدان گرفتار شدهایم، یاریمان دهید...
«سپس هند بن
عمرو، حجر بن عدی، مالک اشتر و مقطع بن هیثم سخنانی را بیان کردند». پس
امام حسن علیهالسلام فرمود: پیرمرد (مقطع بن هیثم) درست گفت و سپس فرمود:
ای
مردم! من سپیده دم رهسپارم. پس هر کس خواهد سواره با من بیاید و هر کس
خواست، از راه آب بیاید، پس نه هزار با وی رهسپار شدند. بعضی راه خشکی در
پیش گرفتند و برخی راه آبی و [از هر ده نفر] هفت نفر راه خشکی در پیش
گرفتند که شش هزار و دویست نفر بودند و دو هزار و هشتصد نفر راه آبی را
برگزیدند.)
(١) ١- البدایة و النهایة، ج ٧، ص ٢٦٣.
٢- تاریخ طبری، ج ٣، ص ٢٥ الی ٢٧.
٣- مسند الامام المجتبی علیهالسلام، ص ٢٤٨، ح ١.