دانشنامه امام حسن علیه السلام - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٤٢٦ - داوری، به فرمان امام علی
داوری، به فرمان امام علی
عصر، عصر خلافت امام علی علیهالسلام بود. قصابی را که چاقوی خون - آلود
در دست داشت در خرابهای دیدند، و در کنار او، جنازهی خون - آلود شخصی
افتاده بود. قراین، نشان میداد که کشندهی او، همین قصاب است.
قصاب را دستگیر کرده و به حضور امام علی علیهالسلام آوردند.
امام علی علیهالسلام به قصاب فرمود: تو دربارهی کشته شدن آن مرد، چه نظری داری؟
قصاب گفت: من او را کشتهام.
امام علی علیهالسلام، بر اساس ظاهر جریان و اقرار قصاب، دستور دادند تا قصاب را ببرند و به عنوان قصاص، اعدام کنند.
در
این حال که مأمورین، او را به قتلگاه میبردند، قاتل حقیقی، با شتاب به
دنبال مأمورین دوید و به آنها گفت: عجله نکنید! و این قصاب را به حضور امام
علی علیهالسلام بازگردانید!
قاتل حقیقی، به حضور امام علی
علیهالسلام آمد و گفت: این امیرمؤمنان! سوگند به خدا که قاتل آن شخص، این
قصاب نیست، بلکه او را، من کشتهام!
امام علی علیهالسلام، به قصاب فرمود: چه چیزی موجب شد که تو اعتراف به قتل آن مرد نمودی، (و گفتی که: من، او را کشتهام)؟
قصاب
گفت: من در یک بن بستی قرار گرفتم که غیر از این، چارهای نداشتم، زیرا
افرادی مانند این مأموران، مرا کنار جنازهی به خون آغشته (آن مرد)، با
چاقوی خون آلودی در دست، دیدند. همه چیز بیانگر آن بود که من او را
کشتهام. از کتک خوردن ترسیدم و اقرار نمودم که من (او را) کشتهام.
ولی
حقیقت این است که من گوسفندی را در نزدیکی آن خرابه کشتم، سپس ادرار بر من
فشار آورد، در همان حال چاقوی خون آلود در دستم بود. برای تخلی (و ادرار
کردن) به آن خرابه رفتم، جنازهی به خون آغشته آن مقتول را در آنجا دیدم،
در حالی که دهشت زده شده بودم، برخاستم. در همین هنگام، این گروه سررسیدند و
مرا به عنوان قاتل دستگیر کردند.
امیرمؤمنان، امام علی علیهالسلام،
خطاب به مأموران، فرمود: این قصاب و این شخصی که خود را به عنوان قاتل
معرفی میکند، به حضور (امام) حسن علیهالسلام ببرید، تا او دربارهی این
دو نفر قضاوت کند.
مأمورین، آن دو نفر را به نزد امام حسن علیهالسلام آورده و جریان را به عرض آن حضرت رساندند.
امام
حسن علیهالسلام فرمود: به امیرمؤمنان علیهالسلام عرض کنید: اگر این مرد
قاتل، آن شخص را کشته است، در عوض، جان قصاب را حفظ نموده (و از مرگ نجات
داده) است، و خداوند متعال در قرآن کریم میفرماید:
«و من أحیاها فکأنما أحیا الناس جمیعا»[١] .
یعنی: «و هر کس انسانی را (از مرگ نجات داده و) زندهاش کند، چنان است که گویی همهی مردم را زنده کرده است».
مأمورین،
جریان قضاوت امام حسن علیهالسلام را به امام علی علیهالسلام ابلاغ
کردند. امام علی علیهالسلام قضاوت امام حسن علیهالسلام را پذیرفت و سپس
دستور داد که قاتل و قصاب را آزاد نمایند. آنگاه، دیهی مقتول را از بیت
المال به ورثهی او عطا فرمود[٢] .
به این ترتیب، با قضاوت حکیمانه،
عادلانه و اسلامی حضرت امام حسن علیهالسلام، ارفاق اسلامی شامل حال آن
قاتلی شد که با مردانگی خود، موجب نجات یک نفر بیگناه از قتل شد و با این
کار جوانمردانهاش، تا حدود زیادی از گناه قتل خود را هم جبران نمود[٣] .
(١) سورهی مائده، آیهی ٣٢.
(٢) تفسیر نور الثقلین، ج ١، ص ٦٢٠.
(٣) سیرهی چهارده معصوم علیهمالسلام، صص ٢٦٣،٢٦٤.