دانشنامه امام حسن علیه السلام - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٩١٨ - وصیت نسبت به قاتل و محل دفن خود
وصیت نسبت به قاتل و محل دفن خود
از زیاد مخارقی روایت شده است؛ آن گاه که زمان شهادت امام حسن علیهالسلام فرارسید، برادرش امام حسین علیهالسلام را خواست و فرمود:
قال علیهالسلام:
یا
أخی انی مفارقک و لا حق بربی و قد سقیت السم و رمیت بکبدی فی الطست و انی
لعارف بمن سقانی السم و من أین دهیت و أنا اخاصمه الی الله عزوجل. فبحقی
علیک ان تکلمت فی ذلک بشیء. و انتظر ما یحدث الله عزوجل فی.
فاذا قضیت
نحبی فغمضنی و غسلنی و کفنی و أدخلنی علی سریری الی قبر جدی رسول الله صلی
الله علیه و آله و سلم لأجدد به عهدا ثم ردنی الی قبر جدتی فاطمة [بنت
أسد] رضی الله عنها فادفنی هناک و ستعلم یاابن ام ان القوم یظنون أنکم
تریدون عند رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم فیجلبون فی ذلک و یمنعونکم
منه بالله اقسم علیک أن تهرق فی أمری محجمة دم [١] .
امام حسن علیهالسلام فرمود:
(برادرم!
من از تو جدا گردیده و به سوی پروردگارم رهسپارم. به من زهر دادهاند و
جگرم در طشت افتاده است و من کاملا بدانم که مرا زهر نوشانید و از کجا ضربه
خوردهام، آگاهم و من داد او نزد خدای بزرگ میبرم. پس به حقی که بر تو
دارم، مبادا در این باره سخنی بگویی و منتظر باش تا خدای بزرگ برای من چه
پیش آرد.
پس آن زمان که جان از پیکرم خارج شد، چشمم را ببند و غسلم ده و
کفنم کن و بر بسترم بگذار، ابتدا نزد جدم رسول الله صلی الله علیه و آله و
سلم بر، تا دیدار با او تازه کنم و سپس مرا نزد جدهام فاطمه [بنت اسد]
بازگردان و مرا آنجا به خاک بسپار. ای پسر مادر! در خواهی یافت که آنان
(بدخواهان و دشمنان) گمان خواهند برد که شما قصد خاک سپاری مرا نزد رسول
الله صلی الله علیه و آله و سلم دارید. در این هنگام گرد آمده و شما را از
آن باز میدارند. تو را به خدا سوگند میدهم که به خاطر من به قدر حجامتی
خون ریخته نشود.)
(١) ١- اثباة الهداة، ج ٥، ص ١٥٤، ح ١٩، ب ١٣، و ص ١٧٢، ح ٨ به نقل از ارشاد.
١- ارشاد مفید، ص ١٩٢.
٢- بحارالأنوار، ج ٤٤، ص ١٥٦، ح ٢٥ به نقل از ارشاد مفید و ص ١٤١.
٣- دلایل الامامة، طبری، ص ٦١.
٤- روضة الواعظین، ج ١، ص ١٦٧.
٥- کشف الغمه، ج ٢، ص ١٤٦.
٦- مدینة المعاجز، ج ٣، ص ٣٧٢، ح ٩٤ / ٩٣٢.
٧- مستدرک الوسایل، ج ٢، ص ١٣٩، ح ٣ / ١٦٣٧، ب ٣٤.
٨ - مسند الامام المجتبی علیهالسلام، ص ٤٠٦، ح ٤، و ص ٤١٢، ح ٧، و ص ٤١٦، ح ٩، و ص ٤٢١، ح ١٢.
٩- موسوعة المصطفی و العترة، ح ٣٦١ / ٥.