دانشنامه امام حسن علیه السلام - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٨٩٤ - نکوهش از عمروعاص
نکوهش از عمروعاص
ابنابیالحدید از مدائنی نقل کرده است: عمروعاص به هنگام طواف، با امام
حسن علیهالسلام برخورد کرد و خطاب به آن حضرت گفت: ای حسن! گمان داری که
دین جز با تو و پدرت برقرار نخواهد بود؟ دیدی که الان با معاویه دین پایدار
است. امام حسن مجتبی علیهالسلام در پاسخ فرمود:
قال علیهالسلام:
ان
لأهل النار لعلامات یعرفون بها، الحادا لأولیاء الله و موالاة لأعداء
الله، و الله انک لتعلم أن علیا لم یرتب فی الدین و لم یشک فی الله ساعة و
لا طرفة عین قط و أیم الله لتنتهین یابن ام عمرو أو لأنفذن حضنیک بنوافد
أشد من القعضبیة، فایاک و التهجم علی فانی من قد عرفت لست بضعیف الغمزة، و
لا هش المشاشة و لا مریء المأکلة و انی من قریش کواسطة القلادة یعرف حسبی و
لا ادعی لغیر أبی و أنت من تعلم و یعلم الناس تحاکمت فیک رجال قریش فغلب
علیک جزارها ألأمهم حسبا و أعظمهم لؤما، فایاک عنی فانک رجس و نحن أهل بیت
الطهارة، أذهب الله عنا الرجس و طهرنا تطهیرا. [١] .
امام حسن علیهالسلام فرمود:
(دوزخیان
را نشانههایی است که بدان شناخته میشوند، که عبارت است از دشمنی با
دوستان خدا و دوستی با دشمنان خدا. و سوگند به خدا که تو خوب میدانی، علی
هرگز در دین دچار دودلی نگردید و حتی لحظهای، و به یک قدر چشم به هم زدنی
هرگز در وجود خدا تردید ننمود.
سوگند به خدا که ای بچهی مادر عمرو یا
تمام میکنی و یا آن که پهلوهایت را به براهینی سختتر از پولاد پر کنم.
پس، از حمله به من خودداری کن چه آن که من همانم که شناختهای و من نه سر
به زیرم و نه نرم اندامم و نه تن پرور و شکم پرست و از قریش، به جایگاهی
هستم که گردنبند بر سینه بدرخشد.
نژادم شناخته و بر غیر پدرم نامیده
نشوم و تو همانی که خود دانی و مردم نیز میدانند و دربارهی [اینکه] تو
[فرزند کیستی] مردان قریش بحث فراوان کردند و عاقبت قصاب آنان و پستترین
آنان از نظر نژاد و بزرگترین آنان از نظر ننگ و عار در ادعای پدری برای تو
بر دیگران غلبه کرد. از من دور شو که تو پلیدی و ما خاندان طهارتیم و خدا
از ما پلشتی را زدود و به طهارتی ویژه پاکیزه مان کرده است.)
(١) ١- احقاق الحق، ج ١١، ص ٢٢٥، به نقل از المحاسن و المساوی، للبیهقی، ص ٨٦، ط. بیروت.
٢- بحارالأنوار، ج ٤٤، ص ١٠٢، ح ٩.
٣- شرح نهجالبلاغه ابنابیالحدید، ج ١٦، ص ٢٧.
٤- مسند امام مجتبی علیهالسلام، ص ٤٠٠.