دانشنامه امام حسن علیه السلام - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٨٩١ - نکوهش از عبیدالله بن عمر
نکوهش از عبیدالله بن عمر
در کتاب وقعهی صفین نقل شده در روز قتل ذوالکلاع حمیدی (از فرماندهان
سپاه معاویه) عبیدالله بن عمر بن خطاب به میدان آمد و صدا زد: من با حسن بن
علی کار دارم.
امام حسن علیهالسلام به میدان آمد و عبیدالله به او
گفت: پدرت در آغاز (غزوات پیامبر) و در انجام (نبرد صفین) قریش را از هم
پاشید آیا میپذیری که پدرت را از خلافت خلع کنیم و با تو بیعت کنیم؟.
امام حسن علیهالسلام فرمود:
قال علیهالسلام:
کلا
و الله، لا یکون ذلک، ثم قال: یابن الخطاب، و الله لکأنی انظر الیک مقتولا
فی یومک أو غدک. اما ان الشیطان قد زین لک و خدعک؛ حتی أخرجک مخلقا
بالخلوق، تری نساء اهل الشام موقفک و سیصرعک الله و یبطحک لوجهک قتیلا. [١]
.
امام حسن علیهالسلام فرمود:
(سوگند به خدا هرگز! چنین نشود. سپس فرود: ای پسر خطاب! سوگند به خدا که گویا میبینم تو را که امروز یا فردا کشته میشوی.
بدان
که شیطان تو را فریفته و گمراهت کرده است. چندان که تو را آراسته با خلوق
زغفرانی برونت آورده، تا مورد تماشای زنان شام واقع شوی و خداوند به زودی
بر زمینت خواهد زد و تو را نگونسار، و به رو، کشته بر خاکت خواهد افکند.)
(١) ١- شرح ابنابیالحدید، ج ٥، ص ٢٣٣.
٢- وقعهی صفین (نصر بن مزاحم)، ص ٢٩٧.