دانشنامه امام حسن علیه السلام - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٨٣٠ - ملعونی معاویه، عمروعاص و مغیره در حدیث نبوی
ملعونی معاویه، عمروعاص و مغیره در حدیث نبوی
روزی در مجلس معاویه در حضور امام حسن علیهالسلام، عمروعاص و مغیره
سخنرانی نموده و به علی علیهالسلام اهانت کردند. معاویه به امام حسن
علیهالسلام گفت:تو هم برخیز و خطبهای بخوان.
قال علیهالسلام:
لا
أصعد و لا أتکلم حتی تعطونی ان قلت حقا أن تصدقونی، و ان قلت باطلا أن
تکذبونی، فأعطوه (فصعد المنبر فحمد الله و أثنی علیه فقال علیهالسلام:)
بالله یا عمرو و أنت یا مغیرة تعلمان أن رسول الله صلی الله علیه و آله و
سلم قال: لعن الله السائق و الراکب أحدهما فلان.
قالا: اللهم نعم. بلی،
قال:
أنشدک الله یا معاویة و یا مغیرة أتعلمان أن رسول الله صلی الله علیه و
آله و سلم لعن عمروا بکل قافیة قالها لعنة؟. قالا: اللهم بلی. قال الحسن
علیهالسلام: فانی أحمد الله الذی وقعتم فیمن تبرء من هذا. [١] .
امام حسن علیهالسلام فرمود:
(من
بالا [ی منبر] نروم و سخن نگویم تا مگر قول دهید که اگر سخن حق گفتم،
تصدیقم کنید و اگر نادرست گفتم، تکذیبم کنید. آنان قول دادند و ایشان بر
منبر رفته و حمد و ثنای الهی را به جای آورده و فرمود: تو را به خدا ای
عمرو، و تو ای مغیره، میدانید که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
فرمود: خدا لعنت کند ساربان و شترسوار را که یکی از آنها فلانی بود؟.
«اشاره به معاویه که ساربان ابوسفیان بود.»
گفتند: آری به خدا سوگند که
درست است. فرمود: تو را به خدا سوگند میدهم ای معاویه و ای مغیره آیا
میدانید که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم عمرو را به هر قافیهای که
سروده بود، لعنتی نثار کرد؟ گفتند: آری به خدا، چنین بود. اما حسن
علیهالسلام فرمود: پس من سپاس خدا را گویم که شما جزو همانها قرار گرفتید
که از این اعلام بیزاری کرد.) [٢] .
(١) ١- احقاق الحق، ج ١١، ص ٢٠٥ (به نقل از طبرانی فی المعجم الکبیر، ص ١٣٨، خطی.)
٢- مجمع الزواید، ج ٧، ص ٢٤٧.
٣- مسند امام مجتبی علیهالسلام، ص ٣٩٠.
(٢) جملهی آخر شاید اشاره به این مطلب باشد که: ای معاویه نه تنها من و پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم از تو بیزاری میجوییم، بلکه این مغیره و عمروعاص هم از تو بیزاری جستهاند. که این سبک بحث، نوعی تیزهوشی در استدلال است که اگر معاویه بخواهد در این مورد به امام اعتراض کند، باید با مغیره و عمروعاص هم درگیر شود.