دانشنامه امام حسن علیه السلام - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٧٧٨ - مگر حسن پسر من نیست؟
مگر حسن پسر من نیست؟
مرحوم حجةالاسلام و المسلمین حاج شیخ احمد کافی در یکی از سخنرانیهای خود میگفت:
مرحوم
حاج شیخ علیاکبر تبریزی میگفت: زمانی که جوان بودم در تبریز منبر
میرفتم، در ماه مبارک رمضان تا شب بیست و هفتم پیش نیامد تا که شبی نامی
از آقا امام حسن علیهالسلام ببرم، غرضی هم نداشتم زمینهی حرف جور نشده
بود.
ایشان گفتند: شب بیست و هفتم ماه رمضان به خانه رفتم و خوابیدم و
در عالم رؤیا به محضر مقدس حضرت فاطمهی زهرا علیهاالسلام شرفیاب شدم. وقتی
که سلام کردم، حضرت با ناراحتی جواب فرمودند. عرض کردم: بیبی جان من از
آن نوکرهای بیادب نیستم، خیال میکنم اسائه ادبی از من سر زده باشد که شما
از من ناراحت شده باشید؟ چرا این طور جواب مرا میدهید؟
حضرت فرمودند: حاج شیخ؛ مگر حسن پسر من نیست؟
فهمیدم که اشکال از کجا است. میفرمایند: چرا یادی از حسنم نمیکنی؟ حسنم غریب است، حسنم مظلوم است [١] .
(١) آثار و برکات امام حسین علیهالسلام: ٢١٤، به نقل از نغمههای از بلبل بوستان حضرت مهدی علیهالسلام: ٣ / ١٩٨.