دانشنامه امام حسن علیه السلام - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٦١٧ - ضرورت جهاد با قاسطین (در صفین)
ضرورت جهاد با قاسطین (در صفین)
هنگامی که امام علی علیهالسلام از نخیله عازم نبرد صفین بود هاشم مرقال
سخنرانی کرد و مردم را به جهاد دعوت نمود، و آنگاه امیرالمؤمنین علی
علیهالسلام طی سخنانی ضمن تجلیل از مردم کوفه آنان را به جهاد فراخواند پس
از امام علی علیهالسلام امام حسن مجتبی علیهالسلام بپا خاست و بر ضرورت
جهاد با قاسطین تأکید نمود و فرمود:
قال علیهالسلام:
الحمدلله لا
اله غیره وحد لا شریک له. ثم ان مما عظم الله علیکم من حقه و أسبغ علیکم من
نعمه ما لا یحصی ذکره فانه من علینا بما هو أهله أن نشکر فیه آلائه و
بلائه و نعماءه قول یصعد الی الله فیه الرضا و تنتشر فیه عارفة الصدق یصدق
الله فیه قولنا و نستوجب فیه المزید. من ربنا، قولا یزید و لا یبید فانه لم
تجتمع قوم قط علی أمر واحد الا اشتد أمرهم و استحکمت عقدتهم.
فاحتشدوا
فی قتال عدوکم معاویة و جنوده فانه قد حضر و لا تخاذلوا فان الخذلان یقطع
نیاط القلوب و ان الاقدام علی الأسنة بخدة و عصمة لأنه لم یمتنع قوم قط الا
دفع الله عنهم العله و کفاهم جوائح الذلة و هداهم الی معالم الملة، ثم
أنشد:
و الصلح تأخذ منه ما رضیت به
و الحرب یکفیک من أنفاسها جرع [١] .
امام حسن علیهالسلام فرمود:
(خدای را سپاس، جز او خدایی نیست، یکتاست و انبازی او را نیست.
پس
آنگاه؛ از آن مواردی که خداوند از حق خود بزرگواری کرد و از نعمتهایش،
چندان که هست در شمار نیاید و شکرش گزارده نشود و توصیف و سخنی یاری رساندن
آن را ندارد و ما برای خداند و شما خشمگین شدهایم. زیرا خداوند، بدانچه
که سزاوار آن است، بر ما منت نهاده تا ضمن آن نعمتها و الطاف و
آزمایشهایش او را شکرگزار باشیم به سخنی که در آن خرسندی به سوی خداوند
فرارود و معرفت صادقانهای در آن موج زند چندان که خداوند طی آن سخن ما را
تصدیق کند و به خاطر آن مستوجب [لطف] بیشتری از پروردگارمان باشیم، سخنی
افزون کند و [از رحمت] دور نسازد؛ زیرا هرگز نشود که گروهی بر امری اجتماع
کنند مگر آن که کارشان رونق گیرد و پیوندشان محکم شود.
پس برای جنگ
دشمنتان معاویه و سپاهیانش گرد هم آیید؛ زیرا معاویه آماده [رزم] شده است و
از هم نگسلید، چرا که دوستی و پیوند دلها را از هم جدا میکند و نتیجهی
پافشاری جانانه، پیروزی و محافظت است. زیرا هرگز نشود که قومی پایمردی
کنند، مگر آن که خداوند مشکل را از آنها برطرف سازد و از آسیبهای خواری
پاسشان میدارد و به سوی شاخصههای یکپارچگی رهنمونشان میسازد. سپس این
شعر را قرائت کرد:
از صلح آن خواهی ستاند که بدان رضا دادهای
و جنگ، با تلخابههای دم خود مجازاتت خواهد کرد.
(١) ١- بحارالأنوار، ج ٣٢، ص ٤٠٥.
٢- شرح ابنابیالحدید، ج ٣، ص ١٨٥.
٣- مسند الامام المجتبی، ص ٦٨٢، ح ١.
٤- موسوعةالمصطفی و العترة، ج ٥، ص ١٤٣.
٥- وقعهی صفین، ص ١١٣.