دانشنامه امام حسن علیه السلام - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٤٨١ - رایحه سیب
رایحه سیب
ابن شهر آشوب قدس سره روایت کرده است:
روزی جبرئیل علیهالسلام به
صورت دحیهی کلبی به خدمت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم رسید. آن
حضرت نشسته بود که ناگاه، امام حسن و امام حسین علیهماالسلام وارد شدند، و
چون جبرئیل علیهالسلام را گمان میکردند که دحیهی کلبی است، به نزد او
آمدند و از او هدیه طلبیدند.
جبرئیل دستی به سوی آسمان بلند کرد و سیب،
به و اناری برایشان فرود آورد و به ایشان داد. چون آن بزرگواران میوهها
را دیدند خوشحال شده و نزد پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم رفتند.
آن حضرت میوهها را از ایشان گرفت و بویید و به ایشان رد کرد، و فرمود: به
نزد پدر و مادر خویش ببرید.
آن بزرگواران، آنچه پیامبر صلی الله علیه و
آله و سلم فرموده بود انجام دادند و در نزد پدر و مادر خویش ماندند، تا
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم به نزد ایشان رفت. همگی از آن
میوهها تناول نمودند و هر چه میخوردند به حال اول بر میگشت و چیزی از آن
کم نمیشد. آن میوهها به حال خود بود تا هنگامی که رسول خدا صلی الله
علیه و آله و سلم از دنیا رحلت فرمودند. آن میوهها نزد اهلبیت
علیهمالسلام بود و تغییر نکرد.
هنگامی که حضرت فاطمهی زهرا
علیهاالسلام به شهادت رسید انار ناپدید شد. زمانی که حضرت امیرالمؤمنین
علیهالسلام به شهادت رسید، به نیز ناپدید شد. سیب نزد امام حسن
علیهالسلام بود تا آن که به زهر شهید شد ولی آسیبی به آن سیب نرسید. بعد
از آن نزد امام حسین علیهالسلام بود.
امام سجاد علیهالسلام فرمود:
وقتی که پدرم در صحرای کربلا گرفتار اهل جور و جفا بود، آن سیب را در دست
داشت. هرگاه که تشنگی او شدید میگشت، آن سیب را میبویید و تشنگی آن حضرت
کم میشد. لحظهای تشنگی بیشتر و طاقتفرسا شد، آن حضرت دست از حیات خود
برداشت و دندان بر آن سیب فرو برد. چون آن بزرگوار شهید شد، هر چه آن سیب
را جستجو کردند، نیافتند.
امام سجاد علیهالسلام در ادامه میفرماید:
گاهی
به زیارت مرقد مطهر پدرم میروم بوی آن سیب را از قبر مطهر استشمام
میکنم، هر که از شیعیان مخلص ما در وقت سحر به زیارت آن مرقد معطر برود،
بوی آن سیب را از ضریح منور میبوید. [١] .
(١) معجزات امام حسین علیهالسلام از ولادت مبارک تا شهادت مظلومانه: ١٤٢، منتهی الآمال: ٣٦٩.