دانشنامه امام حسن علیه السلام - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٦٣ - پرهیز از مطرح کردن تقاضا نزد ظالم
پرهیز از مطرح کردن تقاضا نزد ظالم
پس از صلح، معاویه موظف بود هر ساله مبالغی را برای امام حسن
علیهالسلام بفرستد تا آن حضرت صرف در مخارج فقرا، سادات بنیهاشم و
متعلقین خود و دیگران بنماید.
در یکی از سالها معاویه در ارسال اموالی
که باید به آن حضرت میرسید، تأخیر کرد، امام تصمیم داشت با نوشتن نامهای
به معاویه یادآوری کند که حقوق عقب افتادهی او را بفرستد. در این باره
امام حسن علیهالسلام فرمود:
قال علیهالسلام:
فدعوت بدواة لأکتب
الی معاویة لأذکره نفسی ثم امسکت فرأیت رسول الله صلی الله علیه و آله و
سلم فی المنام، فقال: کیف أنت یا حسن؟. فقلت: بخیر یا أبة و شکوت الیه تأخر
المال عنی فقال: أدعوت بدواة لتکتب الی مخلوق مثلک تذکره ذلک؟. قلت: نعم
یا رسول الله فکیف أصنع؟.
قال: قل اللهم أقذف فی قلبی رجاءک، و اقطع
رجایی عمن سواک حتی لا أرجو أحدا غیرک. اللهم و ما ضعفت عنه قوتی، و قصر
عنه عملی، و لم تنته الیه رغبتی، و لم تبلغه مسئلتی و لم یجر علی لسانی مما
أعطیت أحدا من الأولین و الآخرین من الیقین، فخصنی به یا رب العالمین.
قال:
فو الله ما الححت به اسبوعا حتی بعث الی معاویة بألف ألف و خمسمائة ألف.
فقلت: الحمد لله الذی لا ینسی من ذکره و لا یخیب من دعاه فرأیت النبی صلی
الله علیه و آله و سلم فی المنام، فقال: یا حسن کیف أنت؟. فقلت: بخیر یا
رسول الله و حدثته حدیثی فقال: یا بنی هکذا من رجا الخالق و لم یرج
المخلوق. [١] .
امام حسن علیهالسلام فرمود:
(پس دواتی خواستم تا
نامهای به معاویه نوشته و پیمانم را به او یادآوری کنم. ولی دست نگه داشتم
و رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم را در خواب دیدم. فرمود: چگونهای
ای حسن! گفتم خوبم پدرجان و از به تأخیر افتادن پول به ایشان شکایت کردم.
فرمود: آیا دواتی خواستی که به آفریدهای چون خویش نامه بنویسی تا او را
یادآوری کنی؟ گفتم: آری، ای رسول خدا، پس چه کنم؟. فرمود: این دعا را
بخوان: خدایا امید به خود را در دلم قرار بده و از غیر تو امیدم را قطع کن،
چندان که کسی جز تو را امید نداشته باشم.
بار خدایا آن یقینی که نیروی
من از دسترسی به آن بازماند و تلاشم به آن دست نیافت و ارادهی من به آن
نرسید و خواستهام بدان دست نیافت و بر زبانم جاری نشد، همان یقینی را که
به هیچ یک از اولین و آخرین ندادهای به من عنایت بفرما، ای پروردگار
جهانیان؟. حضرت امام حسن علیهالسلام فرمود: بیش از هفتهای بدان مداومت و
اصرار نکرده بودم که معاویه هزار هزار [یک میلیون] درهم و پانصد هزار درهم
[جمعا یک و نیم میلیون] برایم فرستاد.
گفتم سپاس خدایی را که هر کس را
که یادش کند، از یاد نمیبرد و هر کس که بخواندش مأیوس نمیشود. پس پیامبر
را در خواب دیدم و فرمود: حالت چطور است؟. گفتم: خوبم ای رسول خدا و جریانم
را به او گفتم فرمود: پسرم! چنین است. وضع کسی که امید به خالق داشته باشد
و به مخلوق امیدوار نباشد.)
(١) ١- تاریخ دمشق، (ابنمنظور)، ج ٧، ص ٦.
٢- تاریخ دمشق، ترجمهی امام حسن علیهالسلام، ص ١٠، ح ٧.
٧- مسند امام مجتبی علیهالسلام، ص ٣٦٠، ح ٤٤.