دانشنامه امام حسن علیه السلام - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٣٧ - پاسخ امام به پرسشهای علی(ع)
پاسخ امام به پرسشهای علی(ع)
یکی از راههای شناخت شخصیتهای بزرگ پرسشها و پاسخهای آنهاست. گاهی
مردان بزرگ از شخصیتهای آیندهدار و جوان در حضور دیگران سؤالاتی میکنند
تا موقعیت والای آنان را به دیگران بفهمانند. امام علی علیهالسلام برای
فرزندش امام مجتبی علیهالسلام چند سئوال مطرح کرد، و آن حضرت نیز پاسخ
داد:
سأل علی علیهالسلام ابنه الحسن: عن أشیاء من أمر المروءة، فقال:
یا بنی ما السداد؟. قال یا أبت السداد دفع المنکر بالمعروف، قال: فما
الشرف!. قال: اصطناع العشیرة، و حمل الجریرة قال: فما المروءة؟. قال:
العفاف و اصلاح المال، قال: فما الرأفة؟. قال: النظر فی الیسیر و منع
الحقیر، قال: فما اللؤم؟. قال: احراز المرء نفسه [خ. ماله] و بذله عرسه،
قال: فما السماح؟. قال: البذل فی العسر و الیسر.
قال: فما الشح؟ قال:
أن تری ما فی یدیک شرفا، و ما أنفقته تلفا، قال: فما الاخاء؟. قال:
المواساة فی الشدة و الرخاء، قال فما الجبن؟. قال الجرأة علی الصدیق و
النکول علی العدو قال فما الغنیمة؟ قال:الرغبة فی التقوی و الزهادة فی
الدنیا هی الغنیمة الباردة.
قال: فما الحلم؟ قال: کظم الغیظ و ملک
النفس، قال: فما الغنی؟ قال: رضی النفس بما قسم الله تعالی لها و ان قل، و
انما الغنی غنی النفس، قال: فما الفقر؟ قال: شره النفس فی کل شیء، قال:
فما المنعة؟ قال: شدة البأس و منازعة أعزاء الناس، قال: فما الذل؟ قال:
الفزع عند المصدوقة.
قال: فما العی؟ قال: العبث باللحیة و کثرة النزق
[خ. البرق] عند المخاطبة، قال: فما الجرأة؟ قال: موافقة الأقران، قال: فما
الکلفة؟ قال: کلامک فیما لا یعنیک، قال: فما المجد؟ قال: أن تعطی فی الغرم و
تعفو عن الجرم، قال: فما العقل؟ قال: حفظ القلب کلما استوعیته، قال: فما
الخرق؟ قال: معاداتک امامک و رفعک علیه کلامک، قال: فما السناء؟.
قال:
اتیان الجمیل و ترک القبیح، قال: فما الحزم؟ قال: طول الاناة و الرفق
بالولاة، قال: فما السفه؟ قال: اتباع الدناة و مصاحبة الغواة، قال: فما
الغفلة؟ قال: ترکک المسجد و طاعتک المفسد، قال: فما الحرمان؟ قال: ترکک حظک
و قد عرض علیک، قال: فما السید؟ قال: الأحمق فی ماله و المتهاون فی عرضه،
فیشتم فلا یجیب و المتهم بأمر عشیرته هو السید. فقال علی علیهالسلام: سمعت
رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم یقول: «لافقر أشد من الجهل، و لا مال
أعود من العقل» [١] .
حضرت علی علیهالسلام از فرزندش امام حسن علیهالسلام از موضوعاتی دربارهی جوانمردی سئوال کرد و پرسید؛
پسرم! فرهیختگی چیست؟ پاسخ داد: پدر جان فرهیختگی، جلوگیری از منکر است با معروف.
پرسید: شرف چیست؟. پاسخ داد: خوش رفتاری با بستگان و تحمل بدرفتاری آنان (یعنی گذشت داشتن).
پرسید: مردانگی چیست؟ پاسخ داد: پاکدامنی و ثروت را سر و سامان دادن.
پرسید: رأفت چیست؟ پاسخ داد: توجه به اندک و جلوگیری از بیمقدار.
پرسید: پستی چیست؟ پاسخ داد: پستی آن است که انسان به فکر جمع مال باشد و هیچ بهرهای از آن، همسرش نبرد.
پرسید: بزرگواری چیست؟ پاسخ داد: بخشش در گشایش و تنگدستی.
پرسید: خسیسی چیست؟ پاسخ داد: اینکه گمان بری که آنچه داری مایهی سربلندی توست و آنچه که انفاق کردهای تلف شده.
پرسید: برادری چیست؟ پاسخ داد: یک رنگ بودن در آسایش و سختی.
پرسید: ترس چیست؟ پاسخ داد: بیباکی نسبت به دوست و واهمه از دشمن.
پرسید: غنیمت چیست؟ پاسخ داد: شوق به تقوا و چشم نداشتن به دنیا که غنیمتی است که بدون جنگ به دست میآید.
پرسید: بردباری چیست؟ پاسخ داد: خویشتن داری و کف نفس.
پرسید:
بینیازی چیست؟ پاسخ داد: بسنده نمودن نفس به آنچه که خداوند روزی او
ساخته، هر چند اندک باشد و بینیازی واقعی، بینیازی نفس است.
پرسید: فقر چیست؟ پاسخ داد: طمع نفس به هر چیزی.
پرسید:گردنفرازی چیست؟ پاسخ داد: زیاد خوش بودن و درگیر شدن با مقتدران جامعه.
پرسید: خواری چیست؟ پاسخ داد: شیون به هنگام واقعهی ناگزیر.
پرسید: درماندگی و ناتوانی در سخن گفتن به چیست؟ پاسخ داد: بازی با ریش و زیاد تف کردن به هنگام صحبت کردن.
پرسید:جرأت چیست؟ پاسخ داد: شانه به شانهی همطرازان ساییدن.
پرسید: تکلف (به زحمت افتادن) چیست؟. پاسخ داد: سخن گفتن در آنچه که به تو مربوط نیست.
پرسید: بزرگواری چیست؟ پاسخ داد: اینکه در ورشکستگی هم بخشنده باشی و از خطای دیگران درگذری.
پرسید: خرد چیست؟ پاسخ داد: حفاظت از قلب هر زمان که از آن رهنمود طلبی (یعنی: راز دل را نگهداری کنی.)
پرسید: نابخردی چیست؟ پاسخ داد: ستیز با امام خویش و اینکه صدایت را در برابر او بلند کنی.
پرسید: بزرگ منشی چیست؟ پاسخ داد: عمل خوب انجام دادن و از کار زشت رویگردان بودن.
پرسید: احتیاط چیست؟ پاسخ داد: بردباری زیاد و همدلی با دوستان.
پرسید: ابلهی چیست؟ پاسخ داد: دنباله روی فرومایگان و همنشینی با گمراهان.
پرسید: غفلت چیست؟ پاسخ داد: ترک کردن تلاشگر و پیروی از ویرانگر.
پرسید: محرومیت چیست؟ پاسخ داد: رها ساختن قسمتی که روزی توست. در حالی که به تو عرضه شده.
پرسید:
گرگ صفت کیست؟ پاسخ داد: کسی است که در نگهداری ثروتش سست و نسبت به ناموس
خویش بیغیرت است. دشنام میشنود ولی پاسخ نمیدهد و همواره در کار
خویشاوندان خویش متهم به سستی است. چنین کسی گرگ صفت است. علی علیهالسلام
فرمود: از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم شنیدم که فرمود: «هیچ فقری
بدتر از جهل و هیچ ثروتی فراتر از عقل نیست.»)
(١) ١- احقاق الحق، ج ١٩، ص ٣٥٨ به نقل از مرآت المؤمنین، ص ٢١٢.
٢- البدایة و النهایة (ابناثیر) ج ٨، ص ٤٤.
٣- بحارالأنوار، ج ٦٩، ص ١٩٤، ح ١٤.
٤- تاریخ دمشق ابنمنظور، ج ٧، ص ٣٠.
٥- تاریخ دمشق (ترجمة الامام الحسن علیهالسلام) ص ١٦٦، ح ٢٧٩. و ص ١٦٢ ح ٢٧٤، و ص ١٦٣، ح ٢٧٥.
٦- تحف العقول، ص ٢٢٥.
٧- تفسیر برهان، ج ٤، ص ٣٤٤.
٨- حلیة الابرار، ج ٣، ص ٤٩، ب ٨ به نقل از الفصول المهمة ص ٩٥٩ و مطالب اسؤال، ج ٢، ص ١٤.
٩- حلیة الاولیاء، ج ٢، ص ٤٥.
١٠- کشف الغمة، ج ٢، ص ١٤٢.
١١- مجالس السنیة، ج ٢، ص ٢٤٤.
١٢- مستدرک الوسایل ج ١٢، ص ٥٩، ح ٥ / ١٣٥٠٥، و ص ٤٣٨، ح ٤ / ١٤٥٦٢ و ج ٧، ص ١٦، ح ١٣/٧٥٢٠، و ج ٨، ص ٣٣٦، ح ٣ / ٩٥٩٢ به نقل از الخصال و ج ١٣، ص ٥٠، ح ٣ / ١٤٧٠٩.
١٣- مسند الامام المجتبی علیهالسلام، ص ٦٧٧، ح ١، و ص ١٠٨، ح ٢٨، و ص ٥٦٧، ح ١، و ص ٥٤٩، ح ١، و ص ٥٦٠، ح ١٧، و ص ٥٦٣، ح ٢٠ و ٢١.
١٤- معانی الأخبار (صدوق) ص ٤٠١، ح ٦٢، و ص ٢٤٥، ح ٣، ص ٢٤٧، ح ١.
١٥- موسوعة المصطفی و العترة، ج ٥، ص ١١٣ و ١١٦.
١٦ - وسایل الشیعة، ج ٩، ص ٣٨، ح ١٠/١١٤٦٦، ب ٥، و ج ١١، ص ٤٣٥، ح ٨ / ١٥١٩١.