دانشنامه امام حسن علیه السلام - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٠٤ - اتمام حجت با یاران قبل از صلح
اتمام حجت با یاران قبل از صلح
پس از آن که معاویه به امام حسن علیهالسلام نامهای نوشت مبنی بر اینکه
حکومت را به وی تسلیم کند. امام حسن علیهالسلام در مقام اتمام حجت با
یاران خود خطبهای ایراد نموده و فرمود:
قال علیهالسلام:
انا
والله ما ثنانا عن اهل الشام شک و لا ندم و انما کنا نقاتل اهل الشام
بالسلامة و الصبر فشیبت السلامة بالعداوة و الصبر بالجزع و کنتم فی مسیرکم
الی صفین و دینکم امام دنیاکم و اصبحتم الیوم و دنیاکم امام دینکم الا و قد
أصبحتم بین قتیلین قتیل بصفین تبکون له و قتیل بالنهروان تطلبون بثاره
فاما الباکی فخاذل
و اما الطالب فثائر الا و ان معاویة دعانا لأمر لیس
فیه عز و لا نصفة، فان اردتم الموت رددناه علیه و حاکمناه الی الله عزوجل
بظبا السیوف و ان اردتم الحیاة قبلناه و اخذنا لکم الرضی فناداه الناس من
کل جانب البقیة البقیة [١] .
امام حسن علیهالسلام فرمود:
(فرمود:
والله که ما را هیچ گونه شک و پشیمانییی از اهل شام باز نداشته است، بلکه
ما با اهل شام با صلح و شکیبایی میجنگیدیم، ولی صلح ما در برابر عداوت
پیشهگی معاویه و شکیبایی ما با بیتابی و دست به هر کار زدن در جنگ از طرف
معاویه از توان افتاد. و شما هنگام رفتن به سوی صفین، چنان بودید که
دینتان فرا روی دنیای شما بود، اما امروزه چنان شدهاید که دنیایتان فرا
روی دینتان است. و چنان هراسان شدهاید که میان دو کشته ماندهاید، یکی
کشتههای صفین که برایش گریانید و دیگری کشتههای نهروان که خونخواه
اویید، آن که میگرید، خواهان شکست ماست، و آن که خونخواه است شورشی است.
بدانید
که معاویه ما را به موضوعی فراخوانده است که او را در آن اقتدار و انصافی
نیست، پس اگر طالب مرگ هستید، آن را به سوی او باز میگردانیم، و با قبضهی
شمشیر او را به داوری خدا میسپاریم. و اگر خواهان زندگی هستید، او را
خواهیم پذیرفت و رضایت شما را فراهم خواهیم کرد، که مردم از همه طرف فریاد
زدند: ما طرفدار ماندن هستیم نه جنگ و مردن، صلحنامه را امضاء کن.)
(١) ١- اسد الغابة، ج ٢، ص ١٣.
٢- التشریف بامنن، ص ٣٦٢، ح ٥٣٠.
٣- الکامل، ج ٣، ص ٢٧٢.
٤- بحارالأنوار، ج ٧٥، ص ١٠٦، ح ١٠، و ج ٤٤، ص ٢١، ح ٥.
٥- تاریخ دمشق (ابنمنظور)، ج ٧، ص ٣٥.
٦- تاریخ دمشق (ترجمة الاما الحسن علیهالسلام)، ص ١٧٨، خ ٣٠٣.
٧- تحف العقول، ص ٢٣٤.
٨- فضایل الخمسه، ج ٣، ص ٢٩٦.
٩- مجالس السنیة، ج ٢، ص ٢٦٢، م ٨.
١٠- مسند الامام المجتبی علیهالسلام، ص ٥٥٤، ح ٥، و ص ٧٢١، ح ٤٧.
١١- موسوعة المصطفی و العترة، ج ٥، ص ٢٣٧ و ص ٢٠٨ و ص ١٩٥.
١٢- نهایة الأرب، ج ٧، ص ١٤.