بیان المراد؛ شرح فارسی بر اصول الفقه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٤٧ - حجت بودن اصول لفظى
مىبود هرآينه ما را از عمل بر آئين و روش اهل محاوره زجر و منع مىفرمود و در خصوص خطابات خودش ما را از بناء ايشان ممانعت نموده يا لااقلّ طريق و مشى خودش را براى ما بيان مىكرد ولى مىبينيم كه شارع در اينمقام ساكت بوده و كوچكترين قدحى در طريق اهل عرف وارد نساخته و لفظى كه حاكى از عدم رضايت بناء ايشان باشد نفرموده از اينرو مىتوان جزم و يقين پيدا كرد كه ظاهر از نظر شارع نيز همچون عقلاء و اهل محاوره حجّت و دليل مىباشد.
بيان مراد
حاصل فرموده مرحوم مصنّف اينستكه:
صحبت از حجّت بودن اصول لفظيّه انشاء اللّه بطور مشروح در مباحث حجّت خواهد آمد ولى عجالتا بطور اجمال بايد بگوئيم:
بدون ترديد و شكّ اينمقدار را بايد اذعان داشته باشيم كه اصل لفظى يعنى اصالة الظّهور حجّت است و مدرك و دليل آن بناء عقلاء است چه آنكه اهل محاوره در تمام خطابات صادره از خود بظهورات اخذ نموده و آنرا محور تفهيم و استفاده قرار مىدهند بطوريكه ابدا به احتمال خلاف ظاهر از قبيل مجاز، اشتراك، اضمار، اهمال و اجمال اعتناء و التفاتى نمىنمايند و هرگز امكان اراده اين امور ايشان را از اخذ بظاهر متوقّف نمىسازد و چون شارع مقدّس در تكلّمات و خطاباتى كه صادر فرموده با ابناء محاوره صحبت كرده و طرف خطابش ايشان هستند مضافا باينكه نفس شريفش نيز از آحاد اهل لسان و عرف مىباشد لاجرم در تفهيم مقاصد و مطالب خود همين طريق را پيموده و روش جديد و مخترعى اتّخاذ نفرموده است بدليل اينكه اگر اينچنين مىبود بايد آنرا به مخاطبين اعلام نموده و آنها را از كيفيّت و واقعيّتش مطّلع مىساخت و ما در هيچ تاريخ و مأخذى به طريق متّخذ و مخترع شرعى كه با روش اهل لسان مغاير و متفاوت باشد برنخورديم و تا بكنون نيز كسى ادّعاى آنرا نيز ننموده و اين خود موجب قطع و يقين براى ما مىباشد كه شارع نيز رويّه اهل عرف و بناء عقلاء را امضاء و تأييد فرموده از اينرو همانطوريكه اخذ