بیان المراد؛ شرح فارسی بر اصول الفقه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٧٧ - الوضع فى الحروف عام و الموضوع له خاص
و بعبارة اخرى:
انّ الموضوع له هو النّسبة الابتدائيّة بالحمل الشّايع و امّا النّسبة الابتدائيّة بالحمل الاولى فليست بنسبة حقيقة، بل تكون طرفا للنّسبة كما لو قلت: الابتداء كان من هذا المكان.
و من هذا يعلم حال اسماء الاشارة و الضّمائر و الموصولات و نحوها، فالوضع فى الجميع عامّ و الموضوع له خاصّ.
ترجمه:
دنباله بحث
سپس مرحوم مصنّف مىفرمايند:
چونكه نسب و روابط محصور و محدود نمىباشند لاجرم براى واضع تصوّر تمام آنها در مقام وضع ميسور نبوده از اينرو ناچار بود كه ابتداء معناى اسمى را عنوان براى آنها قرار داده و بواسطه آن از آنها حكايت نمايد.
و بايد توجّه داشت كه عنوان مزبور فى نفسه خود نسبت نمىباشد بلكه همانطوريكه اشاره شد معناى اسمى است همچون « النّسبة الابتدائيّة» كه با آن به افراد نسبت ابتدائيّه كه در كلام واقع مىشوند اشاره مىگردد.
سپس واضع لفظ منظور را براى افراد غير محصورى كه تعبير از آنها ممكن نيست مگر بواسطه عنوانشان قرار داده و بدين ترتيب وضع عام و موضوعله در آنها خاصّ مىگردد.
و بعبارت ديگر:
موضوعله نسبت ابتدائيّه بحمل شايع بوده و نسبت ابتدائيّه بحمل اوّلى در حقيقت نسبت نيست بلكه طرف نسبت مىباشد چنانچه مىگوئى:
الابتداء كان من هذا المكان كه در اينمثال (الابتداء) طرف نسبت بوده نه نفس نسبت.
و از اينجا معلوم مىشود حال اسماء اشاره و ضمائر و موصولات و امثال اينها.