بیان المراد؛ شرح فارسی بر اصول الفقه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٣١٦ - امر هشتم مره و تكرار
اوّل وجوداته، فلو اتى المكلّف حينئذ بالمأمور به مرّتين لا يحصل الامتثال اصلا كتكبيرة الاحرام للصّلوة، فانّ الاتيان بالثّانية عقيب الاولى مبطل للاولى و هى تقع باطلة.
٣- ان يكون المطلوب الوجود المتكرّر امّا بشرط تكرّره فيكون المطلوب هو المجموع بما هو مجموع، فلا يحصل الامتثال بالمرّة اصلا كركعات الصّلوة الواحدة و امّا لا بشرط تكرّره بمعنى انّه يكون المطلوب كلّ واحد من الوجودات كصوم ايّام شهر رمضان، فلكلّ مرّة امتثالها الخاصّ.
ترجمه:
امر هشتم: مرّه و تكرار
اصوليّون در اينكه صيغه « افعل » بر مرّه يا تكرار دلالت دارد با هم اختلاف داشته و در اينمسئله نيز اقوالى بينشان پيدا شده همانطوريكه در فور و تراخى با يكديگر نزاع نمودهاند.
مختار ما در اينجا همانست كه در آنجا اختيار كرديم و دليلمان در اينمسئله عين دليلى است كه در مسئله سابق اقامه نموديم يعنى مىگوئيم:
صيغه « افعل » نه از نظر هيئت و نه از جهت مادّه نه بر مرّه دلالت داشته و نه بر تكرار چه آنكه قبلا دانسته شد صيغه مزبور بر بيش از طلب نفس طبيعت دلالت نداشته لاجرم هريك از مرّه و تكرار دليل عليحدّه و جداگانهاى احتياج دارند و بصرف صيغه نمىتوان اكتفاء كرد.
ولى در عين حال بايد اعتراف كنيم كه اطلاق صيغه و تجرّدش از قرينه مقتضى است به مرّه اكتفاء شود و توضيح و تفصيل اين مطلب چنين است:
مطلوب و غرض مولى خالى از يكى از امور سهگانه ذيل نيست كه البتّه حكم از جهت اكتفاء بمرّه و جواز تكرار مختلف مىشود:
١- مطلوب صرف الوجود چيزى بوده بدون قيد و شرطى باينمعنا كه مولا دوست ندارد مطلوبش معدوم باشد بلكه محبوب و غرضش خروج آن شيئ از ظلمت عدم به نور هستى و وجود مىباشد و بيش از اين انتظار ندارد فلذا مطلوبش و لو در ضمن يك فرد وقتى در خارج تحقّق يافت ديگر طلبى از بندهاش ندارد در اينفرض