بیان المراد؛ شرح فارسی بر اصول الفقه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٥٠ - مقصود از«شيئ»
مصدرى نبوده بلكه مراد از آن نفس فعل يا خود صفت مىباشد يعنى در آن جهت صدور از فاعل و ايجاد از او ملاحظه نگرديده و اين همان معنائى است كه در اصطلاح از آن به معناى اسم مصدرى يعنى چيزى كه اسم مصدر بآن دلالت دارد تعبير مىكنند فلذا مىبينيم از « امر » بمعناى « شيئ » كلمات « آمر » ، « يأمر » ، « آمر » و « مأمور » را مشتقّ نمىكنند در حاليكه اگر شيئ بمعناى حدثى مقصود مىبود مسلّما اين مشتقّات بايد واقع مىشدند.
بخلاف امر بمعناى « طلب » چه آنكه منظور از آن معناى حدثى و جهت صدور و ايجاد بوده از اينرو مشتقّات مزبور از آن در خارج ديده شده و صحيح است از امر باينمعنا الفاظ « امر » ، « يأمر » ، « آمر » و « مأمور » مشتقّ گردند.
و دليل ما بر اينكه لفظ « امر » بين دو معنى يعنى « طلب و شيئ» مشترك است نه آنكه براى قدر جامع بين ايندو وضع شده باشد دو چيز است:
١- همانطوريكه گفته شد اشتقاق از امر بمعناى « طلب » صحيح بوده در حاليكه از امر بمعناى « شيئ » صحيح نيست و نفس همين مقدار از اختلاف دليل است بر اينكه امر را دو بار وضع كرده و هربار در مقابل معنائى آنرا جعل كردهاند، پس داراى دو موضوعله مىباشد.
٢- امرى كه بمعناى « طلب » است جمعش « اوامر » بوده و امرى كه بمعناى « شيئ » است جمع آن « امور » مىباشد و اين اختلاف نيز حاكى از آنستكه لفظ « امر » دو معناى مستقلّ و دو موضوعله عليحدّه دارد.
بيان مراد
قوله: فيكون تفسيره به: اين عبارت تفريع است بر اينكه مراد از « شيئ » مطلق شيئ باشد يعنى اين طور نيست تا در نتيجه تفسير امر به شيئ، از قبيل تعريف باعمّ باشد، ضمير در « تفسيره » به امر و در « به » به شيئ راجع است.
قوله: الّا اذا كان من الافعال و الصّفات: ضمير در « كان » به شيئ راجع است.
قوله: بل المراد منه نفس الفعل: يعنى اثر فعل و آنچه در خارج بحمل شايع فعل مىباشد.