بیان المراد؛ شرح فارسی بر اصول الفقه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٥٢ - مسئله دوم اعتبار و اشتراط علو در معناى امر
در معناى امر علوّ آمر و دنوّ مأمورمنه شرط و معتبر مىباشد.
بنابراين صحيح است گفته شود:
طلبى كه شخص دانى از عالى مىكند همچون طلب مرئوس از رئيس يا فقير از غنى اصطلاحا امر نبوده بلكه استدعاء ناميده مىشود.
چنانچه طلب شخص از مساوى خودش و كسيكه از حيث علوّ مقام يا انحطاط رتبه با او در يك عرض مىباشد طلب خوانده نمىشود بلكه التماس و خواهش نام دارد اگرچه در ايندو فرض دانى يا مساوى خود را برتر دانسته و علوّ و ترفّع مقام خويش را بر مطلوبمنه اظهار كنند چه آنكه در واقع عالى نبوده بلكه دانى و يا مساويند.
ولى برعكس طلب عالى از دانى امر مىباشد اگرچه طالب در مقام تظاهر بعلوّ مقام خود نباشد و دليل ما بر آنچه در اينمسئله گفتيم تبادر و صحّت سلب امر از طلب غير عالى مىباشد و ابدا اطلاق امر بر طلب غير عالى صحيح نبوده مگر از باب مجاز و بعنايت علاقه اين امر صورت گيرد.
بيان مراد
قوله: فيعتبر فيه العلوّ فى الآمر: ضمير در « فيه » به امر راجع است.
قوله: و عليه لا يسمّى الخ: ضمير در « عليه » به اشتراط علوّ در آمر راجع است.
قوله: و ليس هو بعال حقيقة: كلمه « واو » حاليّه بوده و ضمير « هو » به كلّ واحد من المساوى و الدّانى راجع است.
قوله: كلّ هذا بحكم التّبادر: يعنى وقتى مىگويند امر فلان الآخر از آن اين معنا به ذهن تبادر مىكند كه آمر عالى و مأمورمنه دانى است.
متن:
٣- دلالة لفظ الامر على الوجوب
اختلفوا فى دلالة لفظ الامر بمعنى الطّلب على الوجوب:
فقيل: انّه موضوع لخصوص الطّلب الوجوبى.
و قيل: للاعمّ منه و من الطّلب النّدبى.