بیان المراد؛ شرح فارسی بر اصول الفقه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢١ - مباحث عقليه و ماده بحث در آن
بميان آيد بدون اينكه از استدلالات عقلى و براهين فكرى كمك گرفته شود لذا حضرات در اين مبحث صرفا از مدلول الفاظ بحث نموده و از ديدگاه وسيع پيرامون ظواهر الفاظ سخن مىرانند مثل:
١- بحث از ظهور صيغه « افعل » در وجوب.
٢- بحث از ظهور صيغه « نهى » در حرمت.
٢- مباحث عقليّه و مادّه بحث در آن
از عنوان اين مبحث نيز بخوبى مىتوان دريافت كه مادّه بحث در اين قسم از مباحث از احكام عقلى بوده و به دلالت الفاظ كوچكترين نظر و عنايتى نمىباشد چنانچه ارباب اصول در اين مباحث صرفا از لوازم احكام با قطع نظر از اينكه مدلول لفظ هستند بحث مىكنند مثلا وقتى مىگويند حرمت شيئ منهىّعنه مقتضى و مستلزم فساد آنست دائره صحبتشان پيرامون تلازم بين حرمت و فساد است چه حرمت از نهى لفظى فهميده شود و چه از دليل غير لفظى بدست آيد و بعبارت ديگر:
مقصود اصلى صحبت از نفس تلازم بين حرمت و فساد مىباشد و مرحوم مصنّف براى اينقسم از مباحث امثلهاى بشرح زير ذكر فرموده است:
١- بحث از ملازمه بين حكم عقل و حكم شرع و در طىّ آن قضيّه كلّيّه كلّما حكم به العقل حكم به الشّرع» مطرح ساخته و از صحّت و عدم صحّتش گفتگو بميان مىآيد.
٢- بحث از ملازمه بين وجوب مقدّمه و وجوب ذو المقدّمه، اين بحث معروف است به مسئله مقدّمه واجب، و در طىّ آن سخن از اين جهت است كه اگر شيئى واجب شد چه بدليل لفظى و چه از راه عقل آيا بين وجوب آن و وجوب مقدّمهاش تلازم وجود دارد يا چنين ملازمهاى نمىباشد.
٣- بحث از ملازمه بين وجوب شيئ و حرمت ضدّش، اين بحث معروف است به مسئله ضدّ، در طىّ آن بحث و نزاع در اينستكه وقتى شيئى واجب شد آيا ضدّ آن حرام است يا حرام نيست و بعبارت ديگر بين وجوب واجب و حرمت ضدّش