بیان المراد؛ شرح فارسی بر اصول الفقه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٢١ - علامت دوم، عدم صحت سلب و صحت آن، و صحت حمل و عدم آن
حمل اوّلى آنستكه موضوع و محمول از نظر مفهوم و مصداق با هم متّحد بوده و تغايرشان اعتبارى باشد مانند حمل احد المترادفين بر ديگرى همچون:
الانسان بشر يا الانسان حيوان ناطق.
حمل شايع صناعى آنستكه موضوع و محمول از نظر مفهوم با هم متفاوت و متغاير بوده ولى مصداقا و وجودا متّحد باشند و بعبارت ديگر:
محمول اعمّ از موضوع بوده بطوريكه موضوع فردى از افراد محمول باشد مانند:
زيد انسان يا الانسان حيوان.
پس از توجّه باينمقدّمه كوتاه مىگوئيم:
براى علم به حقيقت بودن لفظ در معنا يا مجازيّت آن از طريق حمل و عدم آن و به تعبير ديگر بواسطه صحّت سلب و عدم آن مىتوان پى برد.
و مقصود از حمل، حمل اوّلى است و كيفيّت آن چنين مىباشد:
ابتداء معناى مشكوك را موضوع قرار داده و از آن بالفاظ متعدّدهاى كه دالّ بر آن هستند تعبير مىكنيم:
پس از آن لفظ مورد احتمال و شكّ را با در نظر گرفتن معناى ارتكازى و اجمالى كه داشته و در ذهن مىباشد محمول آن قرار مىدهيم.
و بعد از آن محمول را بر موضوع بحمل اوّلى، حمل مىنمائيم، امر از دو حال خارج نيست:
الف: آنكه حمل صحيح بوده و محمول قابل سلب از موضوع نمىباشد.
ب: آنكه مىتوان محمول را از موضوع سلب كرد.
در صورت اوّل معلوم مىشود كه لفظ در معناى مزبور حقيقت بوده و در فرض دوّم مجازيّتش ثابت مىشود مثلا اگر شكّ نموديم كه لفظ « اسد » معنايش شير است يا غير آن مىباشد، ابتداء حيوان درنده معروف يعنى شير را موضوع قرار داده و از آن به الفاظى كه بر آن دلالت دارند از قبيل « ليث » ، « غضنفر » ، و امثال ايندو تعبير مىكنيم مثلا مىگوئيم شير عبارتست از ليث و غضنفر.
سپس لفظ « اسد » را كه مورد شكّ است و در عين حال بطور اجمال