شيعه در اسلام - ط جديد - علامه طباطبایی - الصفحة ٩٨
اكثريت مشايخ عرفان كه نامهايشان در تذكرهها ضبط شده است به حسب ظاهر مذهب تسنن را داشتهاند و طريقت به شكلى كه امروز مشاهده مىكنيم (مشتمل به يك رشته آداب و رسومى كه در تعاليم كتاب و سنت خبرى از آنها نيست) يادگار آنان مىباشد اگر چه برخى از آداب و رسوم شان به شيعه نيز سرايت نموده است.
چنانكه گفتهاند جماعت بر اين بودند كه در اسلام برنامه براى سير و سلوك بيان نشده است بلكه طريق معرفت نفس طريقى است كه مسلمين به آن پى بردهاند و مقبول حق مىباشد مانند طريق رهبانيت كه بى اينكه در دعوت مسيح عليه السلام وارد شده باشد، نصارى از پيش خود درآوردند و مقبول قرار گرفت. [١]
از اين روى هر يك از مشايخ طريقت آنچه را از آداب و رسوم صلاح ديده در برنامه سير و سلوك گذاشته و به مريدان خود دستور داده است و تدريجاً برنامه وسيع و مستقلى بهوجود آمده است.
مانند مراسم سرسپردگى و تلقين ذكر و خرقه و استعمال موسيقى و غنا و وجد در موقع ذكر و گاهى در بعضى سلسلهها كار به جايى كشيده كه شريعت در سويى قرار گرفته و طريقت در سوى ديگر و طرفداران اين روش عملًا به باطنيه ملحق شدهاند ولى با ملاحظه موازين نظرى شيعه آنچه از مدارك اصلى اسلام (كتاب و سنت) مىتوان استفاده نمود خلاف اين است و هرگز ممكن نيست بيانات دينى به اين حقيقت راهنمايى نكند يا در روشن كردن برخى از برنامههاى آن اهمال ورزد يا در مورد كسى (هر كه باشد) از واجبات و محرمات خود صرفنظر نمايد.
راهنمايى كتاب و سنت به عرفان نفس و برنامه آن
خداى متعال در چندين جا از كلام خود امر مىكند كه مردم در قرآن تدبر و
[١] . خداى متعال مىفرمايد: «و رهبانيتى كه نصارى از خود درآورده بودند ما آنرا در حقشان ننوشته بوديم جز اينكه در اين كار رضاى خدا را منظور داشتند» حديد، آيه ٢٧