شيعه در اسلام - ط جديد - علامه طباطبایی - الصفحة ١٠٩
ديگران. مىشنود نه با گوش. مىبيند نه با چشم و به همين ترتيب.
توضيح بيشتر در معناى صفات
صفات بر دو قسمند: صفات كمال و صفات نقص. صفات كمال چنانكه پيشتر اشاره شد معانيى هستند اثباتى، كه موجب ارزش وجودى بيشتر و آثار وجودى فزونتر براى موصوفات خود مىباشند چنانكه با مقايسه يك موجود زنده و دانا و توانا با يك موجود ديگر مرده و بى علم و قدرت روشن است. و صفات نقص صفاتى هستند برخلاف آن.
وقتىكه در معانى صفات نقص دقيق شويم خواهيم ديد كه به حسب معنا منفى بوده از فقدان كمال و نداشتن يك نوع ارزش وجود حكايت مىكند مانند جهل و عجز و زشتى و ناتندرستى و نظاير اينها.
بنابر آنچه گذشت نفى صفات نقص معناى صفات كمال مىدهد مانند نفى نادانى كه معنى دانايى ونفى ناتوانى كه معناى توانايى مىدهد.
و از اينجاست كه قرآن كريم هر صفت كمالى را مستقيماً براى خداى متعال اثبات مىكند و هر صفت نقص را نيز نفى كرده منفى آن را براى وى اثبات مىنمايند چنانكه مىفرمايد: «وَ هُوَ الْعَلِيمُ الْقَدِيرُ و هُوَ الْحَيُّ*، و لا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَ لا نَوْمٌ، وَ اعْلَمُوا أَنَّكُمْ غَيْرُ مُعْجِزِي اللَّهِ».
نكتهاى كه نبايد از نظر دور داشت، اين است كه خداى متعال واقعيتى است مطلق كه هيچگونه حد و نهايت ندارد و از اين روى [١] هر صفت كمالى هم كه در موردش اثبات مىشود، معناى محدوديت را نخواهد داشت. وى مادى و جسمانى و محدود
[١] . امام ششم مىفرمايد: خداوند تبارك و تعالى با زمان و مكان و حركت و انتقال و سكون متصف نمىشود بلكه اوآفريننده زمان و مكان و حركت و سكون است «بحارالانوار، ج ٢، ص ٩٦»