شيعه در اسلام - ط جديد - علامه طباطبایی - الصفحة ١٨٠
سرهاى شهدا به سوى كوفه حركت دادند (در ميان اسيران از جنس ذكور تنى چند بيش نبود كه از جمله آنان فرزند بيست و دو ساله امام حسين، كه سخت بيمار بود؛ يعنى امام چهارم و ديگر فرزند چهار ساله وى محمدبن على كه امام پنجم باشد و ديگر حسن مثنى فرزند امام دوم كه داماد امام حسين عليه السلام بود و در جنگ زخم كارى خورده و در ميان كشتگان افتاده بود او را نيز در آخرين رمق يافتند و به شفاعت يكى از سرداران سر نبريدند و با اسيران به كوفه بردند) و از كوفه نيز به سوى دمشق پيش يزيد بردند.
واقعه كربلا و اسيرى زنان و دختران اهل بيت و شهر به شهر گردانيدن ايشان و سخنرانىهايى كه دختر اميرالمؤمنين عليه السلام و امام چهارم «كه جزء اسيران بودند» دركوفه و شام نمودند بنى اميه را رسوا كرد و تبليغات چندين ساله معاويه را از كار انداخت و كار به جايى كشيد كه يزيد از عمل مأمورين خود در ملأ عام بيزارى جست و واقعه كربلا عامل مؤثرى بود كه با تأثير مؤجل خود حكومت بنى اميه را برانداخت و ريشه شيعه را استوارتر ساخت و از آثار معجل آن انقلابات و شورشهايى بود كه به همراه جنگهاى خونين تا دوازده سال ادامه داشت و از كسانىكه در قتل امام شركت جسته بودند حتى يك نفر از دست انتقام نجستند.
كسى كه در تاريخ حيات امام حسين عليه السلام و يزيد و اوضاع و احوالى كه آن روز حكومت مىكرد، دقيق شود، و در اين بخش از تاريخ كنجكاوى نمايد، شك نمىكند كه آن روز، در برابر امام حسين عليه السلام يك راه بيشتر نبود و آن همان كشته شدن بود و بيعت يزيد كه نتيجهاى جز پايمال كردن علنى اسلام نداشت، براى امام مقدور نبود.
زيرا يزيد با اينكه احترامى براى آيين اسلام و مقررات آن قائل نبود، و بند و بارى نداشت، به پايمال كردن مقدسات و قوانين اسلامى بى باكانه تظاهر نيز مىكرد.
ولى گذشتگان وى اگر با مقررات دينى مخالفت مىكردند، آنچه مىكردند در لفافه دين مىكردند و صورت دين را محترم شمرده با يارى پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله و ساير مقامات