شيعه در اسلام - ط جديد - علامه طباطبایی - الصفحة ١٧٩
ياران امام) و عدهاى از بنى هاشم كسى نماند.
امام عليه السلام بار ديگر بازماندگان را جمع كرده و به مقام آزمايش درآورده در خطابى كه به ياران و خويشاوندان هاشمى خود كرد، اظهار داشت:
كه اين دشمنان تنها با من كار دارند هر يك از شما مىتواند از تاريكى شب استفاده كرده از خطر نجات يابد ولى اين بار هر يك از ياران باوفاى امام با بيانهاى مختلف پاسخ دادند كه ما هرگز از راه حق كه تو پيشواى آنى روى نخواهيم تافت و دست از دامن پاك تو نخواهيم برداشت و تا رمقى در تن و قبضه شمشير بهدست داريم از حريم تو دفاع خواهيم نمود. [١]
آخر روز نهم ماه محرم آخرين تكليف (يا بيعت يا جنگ) از جانب دشمن به امام رسيد و آن حضرت شب را براى عبادت مهلت گرفت و مصمم جنگ فردا شد. [٢]
روز دهم محرم سال شصت و يك هجرى، امام با جمعيت كم خود (روى هم رفته كمتر از نود نفر كه چهل نفر ايشان از همراهان سابق امام و سى و چند نفر در شب و روز جنگ از لشكر دشمن به امام پيوسته بودند و مابقى خويشاوندان هاشمى امام، از فرزندان و برادران و برادر زادگان و خواهر زادگان و عموزادگان بودند) در برابر لشگر بيكران دشمن صف آرايى نمودند و جنگ درگرفت.
آن روز از بامداد تا واپسين جنگيدند و امام عليه السلام و ساير جوانان هاشمى و ياران وى تا آخرين نفر شهيد شدند (در ميان كشته شدگان دو فرزند خردسال امام حسن و يك كودك خردسال و يك فرزند شيرخوار امام حسين را نيز بايد شمرد) [٣].
لشگر دشمن پس از خاتمه يافتن جنگ، حرم سراى امام را غارت كردند و خيمه و خرگاه را آتش زدند و سرهاى شهدا را بريده بدنهاى ايشان را لخت كرده بى اينكه به خاك بسپارند، به زمين انداختند سپس اهل حرم را كه همه زن و دختر بى پناه بودند با
[١] . مناقب ابنشهرآشوب، ج ٤، ص ٩٩ و ارشاد مفيد، ص ٢١٤
[٢] . مناقب ابنشهرآشوب، ج ٤، ص ٩٨ و ارشاد مفيد، ص ٢١٤
[٣] . بحارالانوار (چاپ كمپانى) ج ١٠، ص ٢٠٠- ٢٠٢ و ٢٠٣