شيعه در اسلام - ط جديد - علامه طباطبایی - الصفحة ٥٢
خلافت اسلامى و مرجعيت دينى بود، در اين دوره تاريك روزگارى تلخ و دشوارى مىگذرانيدند ولى شيوه بيدادگرى و بى بندو بارى حكومتهاى وقت و قيافه مظلوميت و تقوا و طهارت پيشوايان اهل بيت آنان را روز به روز در عقايدشان استوارتر مىساخت و مخصوصاً شهادت دلخراش حضرت حسين پيشواى سوم شيعه در توسعه يافتن تشيع و به ويژه در مناطق دور از مركز خلافت مانند عراق و يمن وايران كمك بهسزايى كرد.
گواه اين سخن اين است كه در زمان امامت پيشواى پنجم شيعه كه هنوز قرن اول هجرى تمام نشده و چهل سال از شهادت امام سوم نگذشته بود به مناسبت اختلال و ضعفى كه در حكومت اموى پيدا شده بود شيعه از اطراف كشور اسلامى مانند سيل به دور پيشواى پنجم ريخته به اخذ حديث و تعلم معارف دينى پرداختند. [١] هنوز قرن اول هجرى تمام نشده بود كه چند نفر از امراى دولت شهر قم را در ايران بنياد نهاده و شيعه نشين كردند، [٢] ولى در عين حال شيعه به حسب دستور پيشوايان خود در حال تقيه و بدون تظاهر به مذهب زندگى مىكردند. بارها در اثر كثرت فشار سادات علوى برضد بيدادگرىهاى حكومت قيام كردند. ولى شكست خوردند و بالاخره جان خود را در اين راه گذاشتند و حكومت بى پرواى وقت در پايمال كردنشان فروگذارى نكرد جسد زيد را كه پيشواى شيعه زيديه بود از قبر بيرون آورده به دار آويختند و سه سال بر سر دار بود پس از آن پايين آورده و آتش زدند و خاكسترش را به باد دادند [٣] به نحوى كه اكثر شيعه معتقدند امام چهارم و پنجم نيز بهدست بنىاميه با سم درگذشتهاند [٤] و در گذشت امام دوم و سوم نيز بهدست آنان بود.
[١] . بحث امامشناسى همين كتاب
[٢] . معجم البلدان ماده (قم)
[٣] . مروج الذهب، ج ٣، ص ٢١٧- ٢١٩ و تاريخ يعقوبى، ج ٣، ص ٦٦
[٤] . بحارالانوار، ج ١٢ و ساير مدارك شيعهطباطبايى، محمد حسين، شيعه در اسلام (طبع جديد)، ١جلد، موسسه بوستان كتاب (مركز چاپ و نشر دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم) - قم، چاپ: پنجم، ١٣٨٨.
شيعه در اسلام (طبع جديد) ؛ ص٥٣