شيعه در اسلام - ط جديد - علامه طباطبایی - الصفحة ٦٥
خود انتخاب كرد و خود عزيمت شام كرده از كوفه بيرون رفت و ديگر از او خبرى نشد.
پس از مرد ناشناس، احمد معروف بقرمط در عراق به جاى وى نشست و تعليمات باطنيه را منتشر ساخت و چنانكه مورخين مىگويند او نماز تازهاى را به جاى نمازهاى پنجگانه اسلام گذاشت و غسل جنابت را لغو و خمر را اباحه كرد و مقارن اين احوال، سران ديگرى از باطنيه به دعوت قيام كرده گروهى از مردم را به دور خود گرد آوردند.
اينان براى جان و مال كسانى كه از باطنيه كنار بودند هيچگونه احترامى قائل نبودند و از اين روى در شهرهايى از عراق و بحرين و يمن و شامات نهضت راه انداخته خون مردم را مىريختند و مالشان را به يغما مىبردند و بارها راه قافله حج را زده دهها هزار نفر از حجاح را كشتند و زاد و راحله شان را به يغما بردند.
ابوطاهر قرمطى يكى از سران باطنيه كه در سال ٣١١ بصره را مسخّر ساخته و از كشتار و تاراج اموال مردم فرو گذارى نكرد و در سال ٣١٧ با گروه انبوهى از باطنيه در موسم حج عازم مكه گرديد و پس از درهم شكستن مقاومت مختصر دولتيان، وارد شهر مكه شد و مردم شهر و حجاج تازه وارد را قتل عامل نمود و حتى در مسجد الحرام و داخل كعبه جوى خون روان ساخت پيراهن كعبه را در ميان ياران خود قسمت نمود و در كعبه را كند و حجرالاسود را از جاى خود درآورده به يمن برد كه مدت بيست و دو سال پيش قرامطه بود.
در اثر اين اعمال بودكه عامه مسلمين از باطنيه برائت كرده آنان را خارج از آيين اسلام شمردند و حتى عبيدالله مهدى- پادشاه فاطمى- كه آن روزها در افريقا طلوع كرده خود را مهدى موعود و امام اسماعيليه معرفى مىكرد، از قرامطه بيزارى جست.
طبق اظهار مورخين، مشخصه مذهبى باطنيه اين است كه احكام و مقررات ظاهرى اسلام رابه مقامات باطنى عرفانى تاويل مىكنند و ظاهر شريعت را مخصوص