شيعه در اسلام - ط جديد - علامه طباطبایی - الصفحة ١٤
(سيسيل) و با اتراك در شرق اروپا. در هر دو مورد تماس با اسلام بهصورت سنى آن بود و رابطه با تشيع محدود به روابط نسبتاً سرّى و محدود با برخى حوزههاى اسماعيلى در فلسطين در جنگهاى صليبى و شايد در برخى مراكز اندلس گرديد.
مغرب زمين هيچگاه قبل از دوران جديد، با عالم تشيع و مخصوصاً ايران شيعه تماسى نداشت و با فرهنگ ايران اسلامى نيز براى اولين بار در هند آشنا شد.
به هرحال به اين علل و شايد جهت كوشش غربيان در تحقير آن جوانب از اسلام كه جنبه عقلى آن قوى است، تشيع هيچگاه چنانكه واقعاً در تاريخ اسلام وجود داشته و هنوز نيز مذهب دهها ميليون فرد ايرانى و عرب و پاكستانى و هندى و غيره را تشكيل مىدهد، خارج از جهان پيروان اين مذهب شناخته نشده است و در مغرب زمين همان نظر مستشرقان قرن گذشته كه تشيع را يك «بدعت» در اسلام مىدانستند در اكثر محافل پذيرفته شده و حتى برخى تشيع را اختراع عدهاى دشمنان اسلام در قرون بعدى مىدانند. نگاهى به چند كتاب معروف موجود كه يا مربوط به تشيع مىباشد و يا در آن اشارهاى به تشيع شده است جهت اثبات اين ادعا كافى است.
با توجه به اين زمينه و نحوه تفكر جديدى كه به تدريج بر تحقيق درباره اديان در مغرب زمين و مخصوصاً در ممالك انگلوساكسون حكمفرما مىشود، ضرورت يك سلسله تحقيقات اصيل درباره شيعه هر روز بيشتر احساس مىشود.
بعد از جنگ بينالمللى به تدريج در آمريكا و سپس انگلستان به اين نكته برخوردند كه بهترين معرّف يك دين، فردى است كه از درون آن دين به آن مىنگرد، و صرف توصيف «عينى» يك دين مخصوصاً توسط كسى كه يا اصلا به دين اعتقاد ندارد و يا دين خاصى را كه مورد مطالعه اوست، از بدو امر مطرود و بىاساس مىشمارد، به هيچ وجه كافى نيست.
كشف اين حقيقت توأم با احتياج روز افزون خواص متفكران مغرب زمين و