شيعه در اسلام - ط جديد - علامه طباطبایی - الصفحة ١٦٤
و جاى شك و ترديد نيست كه خداى آفرينش كه از هر جهت بالاتر از تصور ماست، مانند ما تفكر اجتماعى ندارد و اين سازمان قراردادى آقايى و بندگى و فرمانروايى و فرمانبرى و امر و نهى و مزد و پاداش در بيرون از زندگى اجتماعى ما وجود ندارد و دستگاه خدايى همانا دستگاه آفرينش است كه در آن هستى و پيدايش هر چيز به آفرينش خدا طبق روابط واقعى بستگى دارد و بس.
و چنانكه در قرآن كريم [١] و بيانات پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله اشاره شده دين مشتمل به حقايق و معارفى است بالاتر از فهم عادى ما كه خداى متعال آنها را با بيانى كه با سطح فكر ما مناسب و با زبانى كه نسبت به ما قابل فهم است، براى ما نازل فرموده است.
از اين بيان بايد نتيجه گرفت كه ميان اعمال نيك و بد و ميان آنچه در جهان ابديت از زندگى و خصوصيات زندگى هست، رابطه واقعى برقرار است كه خوشى و ناخوشى زندگى آينده به خواست خدا مولود آن است.
و به عبارت سادهتر در هر يك از اعمال نيك و بد، در درون انسان واقعيتى بهوجود مىآيد كه چگونگى زندگى آينده او مرهون آن است.
انسان بفهمد يا نفهمد، درست مانند كودكى است كه تحت تربيت قرار مىگيرد، وى جز دستورهايى كه از مربى با لفظ «بكن و نكن» مىشنود و پيكر كارهايى كه انجام مىدهد، چيزى نمىفهمد ولى پس از بزرگ شدن و گذرانيدن ايام تربيت به واسطه ملكات روحى ارزندهاى كه در باطن خود مهيا كرده در اجتماع به زندگى سعادتمندى نائل خواهد شد و اگر از انجام دستورهاى مربى نيك خواه خود سر باز زده باشد جز بدبختى بهرهاى نخواهد داشت.
يا مانند كسى كه طبق دستور پزشك به دوا و غذا و ورزش مخصوصى مداومت
[١] . از باب نمونه: «وَ الْكِتابِ الْمُبِينِ* إِنَّا جَعَلْناهُ قُرْآناً عَرَبِيًّا لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ* وَ إِنَّهُ فِي أُمِّ الْكِتابِ لَدَيْنا لَعَلِيٌّ حَكِيمٌ». (زخرف، آيه ٤). يعنى: قسم به اين كتاب روشن. ما قرآن را عربى قرار داديم شايد تعقل كنيد. و اين قرآن در ام الكتاب نزد ما عالى و حكيم است