شيعه در اسلام - ط جديد - علامه طباطبایی - الصفحة ٦٣
رئيس يكى از چهار مذهب اهل سنت را دارند. اختلافات مختصرى نيز در پارهاى از مسائل در ميانشان هست. [١]
٣. شيعه اسماعيليه و انشعاباتشان
باطنيه: امام ششم شيعه فرزند پسرى داشت به نام اسماعيل [٢] كه بزرگترين فرزندانش بود و در زمان حيات پدر وفات نمود و آن حضرت به مرگ اسماعيل استشهاد كرد، حتى حاكم مدينه را نيز شاهد گرفت. در اين باره جمعى معتقد بودند كه اسماعيل نمرده بلكه غيبت اختيار كرده است و دوباره ظهور مىكند و همان مهدى موعود است و استشهاد امام ششم به مرگ او يك نوع تعمد بوده كه از ترس منصور خليفه عباسى به عمل آورده است. و جمعى معتقد شدندكه امامت حق، اسماعيل بود و با مرگ او به پسرش محمد منتقل شد و جمعى معتقد شدند اسماعيل با اينكه در حال حيات پدر درگذشته امام مىباشد و امامت پس از اسماعيل در محمدبن اسماعيل و اعقاب اوست.
دو فرقه اولى پس از اندك زمانى منقرض شدند ولى فرقه سوم تاكنون باقى هستند و انشعاباتى نيز پيدا كردهاند.
اسماعيليه به طور كلى فلسفهاى دارند شبيه به فلسفه ستاره پرستان كه با عرفان هندى آميخته مىباشد و در معارف و احكام اسلام براى هر ظاهرى باطنى و براى هر تنزيلى تأويلى قائلند. اسماعيليه معتقدند كه زمين هرگز خالى از حجت نمىشود و حجت خدا بر دو گونه است: ناطق و صامت، ناطق پيغمبر و صامت ولىّ و امام است كه وصىِّ پيغمبر مىباشد و در هر حال حجت مظهر تام ربوبيت است.
[١] . مطالب فصل از ملل و نحل شهرستانى و كامل ابناثير مأخوذ است
[٢] . مطالب فصل از كامل ابناثير و روضة الصفا و حبيب السر و ابىالفداء و ملل و نحل شهرستانى و بعضى جزئياتآن از تاريخ آقاخانيه مأخوذ است