شيعه در اسلام - ط جديد - علامه طباطبایی - الصفحة ٧٣
جهان كه گواهى است راستگوى بپرسيد و بشنويد و بالاخره تصديق و ايمان را از نتيجه دليل بهدست آوريد نه اينكه اول ايمان بياوريد و بعد به قيد مطابقت آن دليل اقامه كنيد پس تفكر فلسفى نيز راهى است كه رسائى آن را قرآن كريم تصديق مىنمايد، و از سوى ديگر مىبينيم قرآن كريم با بيانى جالب روشن مىسازد كه همه معارف حقيقيه از توحيد و خداشناسى واقعى سرچشمه مىگيرد و استنتاج مىشود و كمال خداشناسى از آن كسانى است كه خداوند آنان را از هر جاى جمع آورى كرده و براى خود اختصاص داده است. آنان هستند كه خود را از همه كنار كشيده و همه چيز را فراموش كردهاند و در اثر اخلاص و بندگى همه قواى خود را متوجه عالم بالا ساخته ديده به نور پروردگار پاك روشن ساختهاند و با چشم واقع بين حقايق اشياء و ملكوت آسمان و زمين را ديدهاند، زيرا در اثر اخلاص و بندگى به يقين رسيدهاند و در اثر يقين ملكوت آسمان و زمين و زندگى جاودانى جهان ابديت بر ايشان مكشوف شده است.
با توجه در آيات كريمه ذيل اين مدعى كاملًا روشن مىشود:
«وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رَسُولٍ إِلَّا نُوحِي إِلَيْهِ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلَّا أَنَا فَاعْبُدُونِ» [١]
و مىفرمايد: «سُبْحانَ اللَّهِ عَمَّا يَصِفُونَ* إِلَّا عِبادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِينَ» [٢] و مىفرمايد: «قُلْ إِنَّما أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يُوحى إِلَيَّ أَنَّما إِلهُكُمْ إِلهٌ واحِدٌ فَمَنْ كانَ يَرْجُوا لِقاءَ رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلًا صالِحاً وَ لا يُشْرِكْ بِعِبادَةِ رَبِّهِ أَحَداً» [٣]
و مىفرمايد: «وَ اعْبُدْ رَبَّكَ حَتَّى يَأْتِيَكَ الْيَقِينُ» [٤] و مىفرمايد: «وَكَذلِكَ نُرِي إِبْراهِيمَ
[١] . انبياء، آيه ٢٥. از آيه فهميده مىشود كه پرستش در دين خدا فرع توحيد و بر اساس آن تنظيم و بنا شده است
[٢] . صافات، آيه ١٥٩. توصيف فرع درك است و از آيه فهميده مىشود كه كسى جز مخلصين و پاك شدگان خدا رابه نحوى كه بايد شناخته شود نمىشناسد و خدا از توصيف ديگران منزه است
[٣] . كهف، آيه ١١٠. از آيه فهميده مىشود كه براى لقاى حق جز توحيد و عمل صالح راهى نيست
[٤] . حجر، آيه ٩٩. از آيه فهميده مىشود كه پرستش واقعى خدا منتج يقين است