شيعه در اسلام - ط جديد - علامه طباطبایی - الصفحة ٦١
پس از رحلت امام سجاد عليه السلام اكثريت شيعه به امامت فرزندش امام محمد باقر عليه السلام معتقد شدند و اقليتى به زيد شهيد كه پسر ديگر امام سجاد بود گرويدند و به «زيديه» موسوم شدند.
پس از رحلت امام محمد باقر شيعيان وى به فرزندش امام جعفر صادق عليه السلام ايمان آوردند و پس از درگذشت آن حضرت، اكثريت، فرزندش امامموسى كاظم عليه السلام را امام هفتم دانستند و جمعى اسماعيل پسر بزرگ امام ششم را كه در حال حيات پدر بزرگوار خود درگذشته بود امام گرفتند و از اكثريت شيعه جدا شده به نام «اسماعيليه» معروف شدند. بعضى پسر ديگر آن حضرت عبدالله افطح و بعضى فرزند ديگرش محمد را پيشوا گرفتند و بعضى در خود آن حضرت توقف كرده آخرين امامش پنداشتند.
پس از شهادت امام موسى كاظم عليه السلام اكثريت شيعه فرزندش امام رضا عليه السلام را امام هشتم دانستند و برخى در امام هفتم توقف كردند كه به «واقفيه» معروفند.
پس از امام هشتم تا امام دوازدهم كه پيش اكثريت شيعه مهدى موعود است انشعاب قابل توجهى بهوجود نيامد و اگر وقايعى نيز در شكل انشعاب پيش آمده چند روز بيش نپاييده و خود به خود منحل شده است، مانند اينكه جعفر، فرزند امام دهم پس از رحلت برادر خود (امام يازدهم) دعوى امامت كرد و گروهى به وى گرويدند، ولى پس از روزى چند متفرق شدند و جعفر نيز دعوى خود را تعقيب نكرد. همچنين اختلافات ديگرى در ميان رجال شيعه در مسائل علمى كلامى و فقهى وجود دارد كه آنها را انشعاب مذهبى نبايد شمرد.
فرقههاى نامبرده كه منشعب شده و در برابر اكثريت شيعه قرار گرفتهاند در اندك زمانى منقرض شدند جز دو فرقه زيديه و اسماعيليه كه پايدار ماندهاند و هم اكنون گروهى از ايشان در مناطق مختلف مانند يمن، هند، لبنان و جاهاى ديگر زندگى