شيعه در اسلام - ط جديد - علامه طباطبایی - الصفحة ٤٨
كمترين شخصيت دينى نداشت ولايت عهد داده به جانشينى خود برگزيد [١] و آن همه حوادث ننگين به بار آورد.
معاويه با بيان گذشته خود اشاره مىكرد كه نخواهد گذاشت حسن عليه السلام پس از وى به خلافت برسد؛ يعنى در خصوص خلافت بعد از خود فكرى ديگر دارد و آن همان بود كه حسن عليه السلام را با سم شهيد كرد [٢] و راه را براى فرزند خود يزيد هموار ساخت.
معاويه با الغاى پيمان نامبرده مىفهمانيد كه هرگز نخواهد گذاشت شيعيان اهل بيت در محيط امن و آسايش به سر برند و كما فى السابق به فعاليتهاى دينى خود ادامه دهند و همين معنا را نيز جامه عمل پوشانيد. [٣]
وى اعلام نمود كه هر كس در مناقب اهل بيت حديثى نقل كند هيچگونه مصونيتى در جان و مال و عرض خود نخواهد داشت [٤] و دستور داد هر كه در مدح و منقبت ساير صحابه و خلفا حديثى بياورد جايزه كافى بگيرد و در نتيجه اخبار بسيارى در مناقب صحابه جعل شد [٥] و دستور داد در همه بلاد اسلامى در منابر به على عليه السلام ناسزا گفته شود (و اين دستور تا زمان عمر بن عبدالعزيز خليفه اموى «٩٩- ١٠١» اجرا مىشد) وى به دستيارى عمال و كارگردانان خود كه جمعى از ايشان صحابى بودند خواص شيعه على عليه السلام را كشت و سر برخى از آنان را به نيزه زده در شهرها گردانيدند و عموم شيعيان
[١] . يزيد مردى بود عياش و هوسران و دائم الخمر لباسهاى حرير و جلف مىپوشيد سگ و ميمونى داشت كهملازم و همبازى وى بودند، مجالس شبنشينى او با طرب و ساز و شراب برگزار مىشد، نام ميمون او «ابوقيس» بود و او را لباس زيبا پوشانيده در مجلس شرابش حاضر مىكرد، گاهى هم سوار اسبش كرده به مسابقه مىفرستاد. «يعقوبى، ج ٢، ص ١٩٦؛ مروج الذهب، ج ٣، ص ٧٧»
[٢] . مروج الذهب، ج ٣، ص ٥؛ تاريخ ابوالفداء، ج ١، ص ١٨٣
[٣] . النصايح الكافيه، ص ٧٢، نقل از كتاب الاحداث
[٤] . روى ابوالحسن المدائنى فى كتاب الاحداث قال: كتب معاويه نسخة واحدة الى عماله بعد عام الجماعة: انىبرئت الذمة ممن روى شيئا من فضل ابىتراب و اهل بيته كتاب النصائح الكافيه تأليف محمدبن عقيل چاپ نجف سال ١٣٨٦ هجرى، ص ٨٧ و باز النصايح الكافيه، ص ١٩٤
[٥] . النصايح الكافيه، ص ٧٢- ٧٣